وبلاگ

 

 

دولت خاتمی ماتحت خودش را مورد عنایت قرار داد تا بتواند قوانینی را برای معافیت ممتازین کنکورها و مسابقات بین‌المللی علمی و ورزشی مصوب سازد. تا آن‌جا که به خاطر دارم مسأله برای المپیادهای علمی دانش‌آموزی از پیش وجود داشت. به خیال‌شان این کار و گسترده کردن حوزه‌ی شمول آن می‌تواند مشوق ماندن تعداد بیش‌تری از به اصطلاح مغزها در کشور باشد. آن موقع ناشکری می‌کردیم و زیرآب‌شان را می‌زدیم که آقا جان! این رفتن‌ها به این ضمادها چاره نمی‌شود. کسی که رفتنی است، رفتنی است، حالا چه به لطف دولت اصلاحات، عزیزشان کنی و چه به یمن دولت کریمه، جرشان بدهی.

احتمالا می‌دانید که در پرتو عنایت دولت مهرورزی که بوی کرامتش آفاق را گرفته، دو سه ماه پیش کلیه‌ی قوانین این‌چنینی حذف شد. آن موقع فکر می‌کردم که المپیادی‌ها را شامل نمی‌شود تا این که امروز در جمعی، از زبان یکی از همین‌ها شنیدم که نخیرام! از این خبرها نیست! م.م.ه را لولو خورد! حالا دیگر پا کوبیدن زیر پرچم، فرض است بر همه.

گفتم که خوب، حالا که باید شما همه سرباز بالقوه باشید، در فعلیت آن چه کاری دست‌تان می‌دهند. گفت که گفته‌اند پروژه می‌دهیم به شما که انجام دهید! در نگاه اول ظاهر داستان خیلی پرت نیست. نظامیون عزیز پیش خودشان فکر کرده‌اند که سیلی از جماعت صاحب عقل و دانش که جاری هستند، ما هم بیاییم مثلاً هزار عنوان پروژه تعریف کنیم، دو تایش هم جواب بدهد دوتاست. هزینه‌ای که ندارد برای ما. اگر تا حالا سالی مثلاً صد تا سرباز می‌گرفتیم، بشود صد و دو تا به جایی‌مان برنمی‌خورد، از آن طرف خدمتی هم به نظام و کشور رسانده‌ایم.

حالا تصور کنید یکی مثل دوست‌مان که دانشجوی دکترای بیوتکنولوژی است، فارغ از تحصیل که شد بیاید سرباز سپاه شود! بدیهی است که اگر بخواهند حداقل ارجی بنهند به علم این بنده‌ی خدا، پروژه‌ای که تعریف می‌کنند هم باید از تیره‌ی بیو باشد. سؤال این جاست که بیوتکنولوژی چه استفاده‌ای می‌تواند در صنایع نظامی داشته باشد؟ منظورم این نیست که استفاده‌ای ندارد؛ نخیر! بلکه منظورم این است که اگر استفاده‌ای هم داشته باشد، ماحصلش چیزی شبیه بمب میکروبی است! اصلا این بیوتکنولوژی نظامی چیزی است که در سطح بین‌المللی از فحش ناموسی هم بدتر است. فرض کنید که همین بیوتکنولوژی نظامی را بگیرید و به واسطه‌ی همین مغزها یک‌راست بگذارید کف دست ارگانی مثل سپاه. این مغز که می‌توانست برای خودش مغزی آکادمیک باشد، با این کار می‌شود تروریست اندر تروریست. کاری هم که طی آن چند سال سربازی برای خدمت به مملکت انجام داده مجبور است از رزومه‌اش بیرون بکشد تا مگر مقاله‌هایش را این سوی و آن سو بپذیرند.

تصور دکترای فیزیک با تخصص هسته‌ای، خود لطیفه‌ای می‌شود با عناوین پروژه‌هایش...

می‌خواستم خیر سرم یک جمع‌بندی هم بنویسم و در مذمت آن چیزی بگویم. پیش خودم گفتم که ای آقاااا این یکی دو هفته آن قدر ترهات شنیده‌ایم از مقامات عالی‌قدر که گوش ما و فلک هر دو لبریز است. برای مثل منی، صلاح نوشتن از ماهی و ماهی‌گیری است. اصلا ما را چه به تعقل در این مملکت گل و بلبل...



آرش رجائیان Email | لینک دایم | ۸۵/۹/۲ - ۲۲:۴۳ - پنج‌شنبه

دلم تنگ شده بود

آقا دلم تنگ شده بود برات آمدم وبلاگت را خواندم
كجایی چه می‌کنی؟
با حال می‌نویسی!
بزودی میام زندان اوین دیدنت! (اگر از قبل خودم اون‌جا نبودم!)
کمپوت چی بیرام برات؟

لیشام: سلام آرش جان :) دل ما هم برايت تنگ شده بود عزيز...
شما لطف دارين به ما آرش جان ؛) غصه‌ي زندان اوين را هم نخور. پيش از ما خيلي هستند كه توي نوبتند، حالاحالاها نوبت من و شما نمي‌شود، فعلاً كمپوت‌ها را بياور همين بيرون با هم بزنيم توي رگ، تا زندان هم كه خدا بزرگ است ؛)


**** لینک دایم | ۸۵/۸/۲۹ - ۹:۴۶ - دوشنبه

خدایار یعنی واقعا عاشقتم! :)

لیشام: عشقولانه دركردن‌هاي سياسي ممنوع! اگر هم راستكي هم باشد، اين خدايار خودش مكان دارد، به آن جا رجوع بفرماييد، حالش را ببريد D:


خدایار لینک دایم | ۸۵/۸/۱۵ - ۲۱:۰۲ - دوشنبه

در راستای تایید فرمایشات همه دوستان

امام را دعا کنید


کیانوش لینک دایم | ۸۵/۸/۱۵ - ۱۸:۵۹ - دوشنبه

در راستای تأئید فرمایشات برادر بزرگوارتان

مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق . . . که. . نازک طبعم و طاقت نيارم/ گرانی‌های مشتی دلق پوشان

پـیوست: نــمی دونم از کی تاحالاست که هروقت روی آدرست کلیک میفرماییم چـشممان به جـمال ِ چـشم و ابروی سـمت چـپ سرکار روشن میشـه :))


فرزام URL | لینک دایم | ۸۵/۸/۱۵ - ۱۶:۱۶ - دوشنبه

با كاوه موافقم...سريعتر!


كاوه لینک دایم | ۸۵/۸/۱۵ - ۱۵:۰۱ - دوشنبه

خدمت اخوي عزيزم جناب ليشام! جسارت من را بپذير و پرونده اين پست را ببند كه احوالات پريشان همدردان امثال مرا پريشانتر ميكني و ضايغات خيالات بيهوده ما را افزون. لذا از محضر منورتان تقاضا داريم كه قلم لاهوتي خود را بر مدار شادماني بگردانيد و از خيالات بيهوده و باطل بپرهيزيد (حتما در خاطر داريد چه وقت عزيزي را برام پسر عممان و عمو قدرت - كه از همين سرداران رشيد سپاه بود - و ديگر اقوام و آشنايان، "مصرف" كرديم و آخر سر رستگاري را در ماهيگيري و تماشاي بهار و طبيعت يافتيم.) كه حقي ما از سهم قلمتان به گردنتان داريم و اگر در حين تحمل اين حقوق منتشره در قلم و گردنتان دچار رفتگي شصت پا در چشم نميشويد - و ميدانم كه نخواهيد شد - مرحمت فرموده سنگيني اين پست را با سبكي پستي ديگر جبران فرماييد. مخلص صفاي شماييم!


محمد لینک دایم | ۸۵/۸/۱۵ - ۱۴:۰۹ - دوشنبه

جناب فرزام.
تقصير من چيه که آيه با إن الله شروع شده است!
اگر از معناي آيه "دست بالا گرفتن" و "تقسيم بهشت" و... دريافته‌ايد، که سخت علاقمندم بفرماييد: چگونه قرآن تفسير مي‌کنيد يا چگونه به احوال دروني مردم پي مي‌بريد و چگونه از عالم غيب باخبريد و...


فايزه لینک دایم | ۸۵/۸/۱۵ - ۱۲:۵۵ - دوشنبه

من از همون دوران مدرسه نفهميدم چرا ما اگه بكشيم مي‌شه جهاد اكبر و اصغر، ديگران اگه بكشند مي‌شه جنايت. ما اگر كشته شويم مي‌شيم شهيد، ديگران هلاك...!!!!...


فرزام URL | لینک دایم | ۸۵/۸/۱۵ - ۱۲:۵۱ - دوشنبه

«««آقا اين‌جا رسمه آدم يه چيزايي بگه آخرش هم چند تا تيكه عربي بياد كه تيريپ مذهبي و اينا بشه؟! معمولاً هم با ان الله شروع مي‌شه و پاي خدا رو مي‌كشن وسط و حالي به حولي ديگه؟»»»
اما جناب محمد! خيلي دست بالا نگيريد خودتان را كه ديگران را به روز قيامت حوالت دهيد. اين سپاه امروز كه شما از در دفاع و تقديس آن درآمده‌ايد به فرض كه در دوراني كه نهايتاً دو سالش مقدس بوده است، جان‌فشاني‌ها كرده و افتخارها آفريده و باب بهشت بر خود گشوده باشد، اين روزها كاري ندارد جز ساخت و ساز و بالا كشيدن اراضي بلاتكليف و ثروت انباشتن و گردن كلفت كردن.
اگر هم عمليات نظامي كند جهاد نفس كه هيچ، حتي جهاد فيزيكي در راستاي مام ميهن به شمار نمي رود... يا به كنترل مردم داخلي دست مي‌يازد و يا خارج از مرزها با نيروهاي چريكي اسلامي نرد عشق مي‌بازد.
حال اين كه شما كليددار بهشت شده‌ايد و تقسيم اراضي و ساخت و ساز بهشت را از همين دنيا آغاز كرده‌ايد بحث ديگري است. اما فراموش نكنيد كه صداميان هم همين‌ها را در گوش داشتند و حتي ملا عمر هم با همين وعيدها مردانش را به ميدان جهاد اكبر و اصغر و اوسط و غيره مي‌فرستد.
اين مجاهدين جهاد اكبر اين روزها حتي نمي‌توانند با شكم خودشان جهاد كنند چه رسد به چيزهاي ديگر. فرماندهان سپاه و... بعضاً به بشكه بيش‌تر شباهت دارند تا يك نظامي كارآزموده چه رسد به مجاهد!! دوست عزيز مزاح نفرماييد...


محمد لینک دایم | ۸۵/۸/۱۵ - ۱۱:۲۸ - دوشنبه

جناب آقاي کاوه! تفاوت شرح داده شدة شما را مغلق و مغشوش مي‌بينم. ما يا آنان؛ ما يا شما؛ من يا ما؟!

البته که لياقت شما بيش از اين‌ها است.

تعالي و بزرگ‌منشي‌ها را چه ارتشي، چه سپاهي، چه بسيجي، من در فلان حمله و فلان عمليات نمي‌بينم. خيلي کوچک وحقير است که براي بيان بزرگي کسي مثل امام علي از نهروان و خيبر و... و ضربه‌اي که زد و دشمني که ترسيد و... بگويم. تفاوت ميان جهاد اکبر و اصغر است.
اين‌ها (آن‌هايي که ما با بي‌دانشي و کم‌اطلاعي، بزرگ و متعالي يافته‌ايم) مجاهد جهاد اکبر بوده‌اند و گر نه چه‌بسا فلان مارشال و فلان ژنرال و... که خيلي کارآزموده‌تر مي‌جنگيده‌اند و تاريخ پر است از جنايت‌هاي اين‌ها.

چرنديات کيهاني هم که به زعم شما به کارتان نمي‌آيد. چرنديات کلاً به کار کسي نمي‌آيد. چه کيهان بگويد، چه من و چه شما.
انظر الي ما قال و لاتنظر الي من قال

شرمنده‌ام که با كلماتم و نقل قول‌هايم نكته‌اي ارزش‌مند به دايره‌ي استدلالات‌تان نيفزوده‌ام. وانگهي، هرگز در پي اين هم نبوده‌ام. مرا چه به اين کار؟!!!


آري با شما موافقم. بالاخره رفتار ما، منش ما، گفتارمان، عقايدمان، قضاوت خواهد شد.
إن الله يحکم بينهم يوم القيامة فيما کانوا فيه يختلفون


نگار لینک دایم | ۸۵/۸/۱۵ - ۵:۱۱ - دوشنبه

همان مجلسی که مصوب می‌سازد و سپس معذب؛ مکدر؛ مشوش و............... می‌سازاندمان!!!!

لیشام: از ميان اين‌ها كه فرموديد مجلس مشوش‌ساز را نيك مي‌دانيم كه چيست ؛) البته به شرط آن كه ز مجلس سخن بدر نرود D:


كاوه لینک دایم | ۸۵/۸/۱۴ - ۱۶:۱۸ - یکشنبه

جناب آقاي محمد! نه تنها تعريف ما از تروريسم فرق دارد بلكه در تعهدات هم فرق‌مان از زمين تا آسمان است! در تفاوت ما همين بس كه تمام حجم احساس و تفكر ما در اين چند جمله‌اي كه اين‌جا نوشته مي‌شود بروز مي‌آيد و نه گوشي را مي‌آزارد و نه به گوشي مي‌رسد، اما آناني كه داعيه‌دار تقوي و علم دار تشريفات شريعتند، خدايي دارند كه به زور و خشونت هم كه شده كارش را پيش مي‌برد و هدفي كه "صفت" متعالي را يدك مي‌كشد در اين مسير بايد به هر "وسيله‌اي" به چنگ آيد! من تا به حال نه توي گوش كسي زده‌ام و نه شده در جامعه كسي را به واسطه‌ي رفتاري هر چند نادرست مورد تخطئه و تحقير قرار دهم. لياقت من بيش از مقايسه شماست و مباد كه مخاطب تاييد و تشويق كلمات‌تان باشم! همان سپاهي كه شما از آن حرف مي‌زنيد ـ كه يقيناً عزيزان مصفايي در ميان جمع‌شان حضور دارند كه بي تكلف تظاهر و بي توكل به سيره شيطان، انديشه خدمت دارند ـ حتي به تاريخ آن‌چه كه آن‌را دفاع مقدس مي‌نامد نيز پايبند نيست و تحريفش مي‌كند! همين عمليات حمله به اچ 3 كه ثبت تاريخ است كه كاري بس بزرگ بود با همت چند افسر جوان و خوش فكر ارتش انجام گرفت و احسنت و مرحمت واليان دستگاه، ماند براي سپاه و بسيج! از آن چرنديات كيهاني تحويلم ندهيد كه اين تفرقه انداختن بين دوستان و خوشنود كردن دشمنان است (دشمناني كه خود ساخته‌ايد و از مرتع بي‌برنامگي و احساساتي‌گري فربه كرده‌ايد)! حرف از ماندن به هر بهايي ولو دروغ‌پردازي و بت‌تراشي است. نه من با اين كلمات ضربه‌اي به پيكر نيمه‌جان جوش و خروش از خروش افتاده‌ي متوهمان عاشق جنگ و بزن بزن مي‌زنم و نه شما با كلمات‌تان و نقل قول‌هاتان نكته‌اي ارزش‌مند در باب محق بودن‌تان به دايره‌ي استدلالاتم افزوده‌ايد. من و شما هم چند صباحي بار اين آدميت سرشار از شرم‌ساري و دروغ‌پرستي را بر دوش خواهيم كشيد و خاك ما شايد سالي و چند سالي ديگر خوراك آنان باشد كه بر اين خاك گام مي‌زنند. سپاه هم مثل من و شما چند صباحي دل مي‌شكند و سر مي‌شكند و چون شمايي از در تمجيد و ستايشش در مي‌آييد و بعد از كتك زدن مخالفان از در آن حالتي كه سرفرازي مي‌دانيدش بيرون مي‌رويد و آن زمان تاريخ قضاوت مي‌كند كلام مرا و گام‌هاي ترا! زماني پيري مي‌گفت به‌ترين شيوه براي نشان دادن پوچي چيزي آن است كه از آن بد دفاع شود. لذا دفاع از محبوبان و قهرمانان و سرداران فكريتان را به خودتان وا مي‌گذارم! والسلام علي من اتبع الهدي


محمد لینک دایم | ۸۵/۸/۱۴ - ۱۵:۴۳ - یکشنبه

سلام. دفعة قبل واقعاً درست گفتيد که ما شاکلة تفکرمان بسيار با هم متفاوت است.
از وقتي اين جملة شما را خواند‌ه‌ام "بيوتكنولوژي نظامي را بگيريد و به واسطه‌ي همين مغزها يك‌راست بگذاريد كف دست ارگاني مثل سپاه. اين مغز كه مي‌توانست براي خودش مغزي آكادميك باشد، با اين كار مي‌شود تروريست اندر تروريست." بارها از خودم پرسيده‌ام چرا؟! مگر سپاه چيه؟! اين جملة امام را به ياد مي‌آورم که "اگر سپاه نبود كشور نبود"، به آن بزرگاني که در سپاه بودند و با سپاه بودند و ازسپاه به لقاي محبوب رفتند، فکر مي‌کنم و بعد جملة شما...
تروريست؟!!!!!! سپاه و تروريسم؟!!‌ حتماً تعريف ما از تروريسم خيلي با هم فرق دارد. خيييييييييييييييييييليييييي

لیشام: سلام به محمد عزيز.
شك نكنيد كه نه تنها مبناي فكري ما متفاوت است بلكه حتي جهان‌بيني ما نيز عميقاً فرق دارد...
و اما سؤالي داشتم. ساخت جنگ‌افزارهايي كه كاربردي جز كشتن و ويراني ندارند را چه مي‌ناميد شما؟ اين نگفتم كه آن چه كه غربيون مي‌كنند را مبرا كنم. آن‌ها هم سنگ ترور را به سينه مي‌زنند، اما شايد سياست‌مدارانه‌تر...
آن زماني كه جنگ ناخواسته رخ نمود، حالا مي‌شد توجيهاتي گفت كه در فلسفه‌ي وجودي سپاه و امثالهم. در اين هم شكي نيست كه قطعاً به قول شما بزرگاني بودند كه خالصانه در اين ميان، جنگيدند، شهيد شدند يا ماندند. دست‌شان را مي‌بوسم و يادشان را عزيز مي‌دارم. نكته در روحيه‌ي جنگ ستيزي است، در ديدگاهي است كه به جاي مانده است و پاياني برايش متصور نيست. نگاهي كه انگار همه‌ي اركان و عرصه‌هاي زندگي مظهر جنگ است، بايد كشت و خون ريخت، ويران كرد و نابود ساخت تا ناحقي از پاي درآيد و حقي سربرآورد و اين ميسر نمي‌شود مگر به دست‌يابي آن‌چه كه ما را در جنگ و كشتار سرآمد همه سازد. صيانت از كشور، اسلام و مسلمين بهانه‌ي دردناكي است براي خون به دل‌ها كردن، اشك از چشم‌ها ريختن، فقر را افتخار نمودن و هزار و هزار نكته‌ي ديگر. چه فرق مي‌كند آن كودكي كه در موشك‌باران قانا مرد و آن يكي كه در حيفا. حالا گيرم كه اسراييليان وحشيانه‌تر كشتند، كه كشتند. اگر بمب ميكروبي ابزار ترور نيست، پس چيست؟ تجلي عزم مسلمين؟...
سال‌ها پيش در يكي از كلاس‌هاي دانشگاه، نظام‌هاي مديريتي كشورهاي راقيه تدريس مي‌شد. همان هنگام استاد كلاس به صحراي كربلا زد و نكته‌اي گفت كه هنوز هم آويزه‌ي گوشم است. حديثي نقل مي‌كرد كه مي‌گفت: بترسيد از روزي كه ديگران بر اجراي دين‌تان از شما پيشي بگيرند. مثالش را هم اين نظام‌ها مي‌آورد كه چگونه بدون اسلام ورزي، موازين اسلامي را رعايت كرده‌اند. نياز به فسفر سوزاندن زيادي نخواهد بود كه كشورهايي همچون سوييس را متصور شويم كه در پناه دوري از هر گونه سياست‌ورزي، بدون داشتن تشكيلات نظامي چشم‌گير، كشوري را اداره مي‌كنند كه وزيرانش چون مردمي عادي، ميان ملت، رفت و آمد دارند...
چند خطي نوشته بودم در باب ساير نكات ولي نه حالي به ما مانده و نه خيري مي‌بينم در بال و پر دادنشان. گمان كنم كه اگر هر كداممان، دل به دانسته‌هامان خوش كنيم، صلاح خويش را بيش‌تر پي گرفته‌ايم. شما به حرف امام باش و ما هم به افسون گل سرخ...
و من الله التوفيق و عليه التكلان


نگار لینک دایم | ۸۵/۸/۱۴ - ۶:۵۹ - یکشنبه

مباحثی که درآن مجلس جنون می‌رفت _ ورای مدرسه و قال و قیل مسأله بود

لیشام: م م م... كدوم مجلس رو گفتي؟


Darya لینک دایم | ۸۵/۸/۱۰ - ۱۷:۴۹ - چهارشنبه

question

do they define the projects or it is ok if biotech students themselves give some project suggestions? because if student them selves may suggest, they can actuelly come up with brilliant ideas. R u planning to move out? if not, why not? take care

لیشام: هيچ برنامه‌اي فعلاً ندارم درياي عزيز و نمي‌دونم چرا ولي شايد كم كم برنامه‌اي داشته باشم. شايد...


حامد Email | لینک دایم | ۸۵/۸/۹ - ۱۰:۳۷ - سه‌شنبه

اون ته صف چه خبره

ایست گروهان سوم
به چپ چپ، از راست نظام، خبـــــــــــــــــــــــر دار.

چه خبره، اون ته صف چی داره بلغور می‌شه شماها آدم بشو نیستین
بیشینن
برپا
بیشینن
برپا
.
.
100 بار
.
.
.
200 بار
.
.
حالا خوبه حتماً باید عرق‌تون در بیاد تا درست شید.
(سرگروهبان شب که نگهبانی یه حال مشتی بهشون بده از پا درد نتونن بخوابن)
این داستان واقعی است!!

لیشام: حالا شخصيت اول خودتي يا تو ته صف بودي؟


خدایار لینک دایم | ۸۵/۸/۹ - ۷:۲۷ - سه‌شنبه

تفاوت خاتمی و الف نون

یه وقت یکی والده‌اش دچار انحراف است با سیکل هفته‌ای یک‌بار به این می‌گویند اصلاح طلب. یه وقت این سیکل می‌شود هر روز این یکی می‌شه آبادگر.


کیانوش لینک دایم | ۸۵/۸/۸ - ۲۱:۳۹ - دوشنبه

راسـتش

این از اون مـوضوعـاتی است که مــن بایـد تــرجیـحن در بـابـش ســخـن‌وری نـکـنم تـا آتـیش به پا نــشه D:
واردی که خـودت ؛)

لیشام: ما مخلصيم كيانوش جان :) هر طور كه شما بفرمايين ؛)


فرزام URL | لینک دایم | ۸۵/۸/۸ - ۱۶:۰۴ - دوشنبه

نُچ چ چ چ چ چ!!

ليشام جان! اشتب كردي خفن! خاتمي بي‌چاره‌ي بي‌نوا با اوني كه اين حرفا رو زده فقط چند تا حرف ناقابل الفبا مشترك داره و البته چند تا تيكه لباس! و البته ما هم تاييد نكرديم. فقط گفتيم همين كه داري راست راست راه مي‌ري خداتو شكر كن و گرنه ممكن بود دانشمندا رو دستگير كنن به زور بفرستن تحقيقات اجباري!!!... كه البته خب براي خود ما كه فرقي نمي‌كرد جز اينكه مطمئن مي‌شديم روي ماه شما و خدايار و بقيه رو هميشه رؤيت مي‌كنيم و نمي‌تونيد تشريف ببريد بلاد كفر!
در ضمن بسي حظ برديم از فرمايشات جناب كاوه در باب تكامل تاريخ و دايناسورها و غيره...

لیشام: فرزام جان! بگويم كه خاتمي هم از اين حرف‌ها زده. خودت هم مي‌داني كه روي يكي دو حرف اين طوري نمي‌شود گفت كه حالا طرف چه‌طوري‌هاست. اين الف نون هم اگر يك حرف درست زده باشد با كمي ارفاق مي‌توان اين يكي را به حساب گذاشت. درد آن جاست كه ماشاء الله ايشان به منبع وصلند. بگذريم...
اين تشبيه رخ ماه كه فرموديد خيلي به ما چسبيد P:


كاوه لینک دایم | ۸۵/۸/۸ - ۱۴:۴۶ - دوشنبه

اين جناب بي-اچ-ال اول ثابت كند كه در زمره "موجودات" است كمي به ما دلگرمي مي‌دهد! بعدش هم هر چند تا لينك امضا خواست برايمان بفرستد. اگر كسي اعتراض دارد خوب برود اعتراض كند. اما اعتراض ويرچوال، يعني اينكه با هويتي مشكوك كه كاملا باب ميل اصحاب چماق است، زياد جالب نبيد. ثانيندش - اولندش را خودتان بيابيد - ما كه اين‌جا همين‌قدر نوشتيم بس مي‌باشد. مال شما را نمي‌دانم. اما مي‌دانم كه بر خلاف تصورات يوتوپيايي ماليخولايي امثال من بسياري از ملت ايران با همين وضع فقر و عقب‌ماندگي كه دارند طرف‌دار تفكرات مسلط بر جامعه‌شان هستند. پس چرا من بيايم كيف اين‌ها را ناسور كنم ببم؟ بگذار خوش باشند. تاريخ بايد مراحل حيات و تكاملش را مثل بچه خوب، مرحله به مرحله طي كند. اگر هم آن تكامل رخ نداد باز هم چه اشكالي دارد؟ مگر اين همه استخوان دايناسور بي‌مصرف ماند؟ مگر اين همه افتخاراتي كه از كشف فسيل‌هاي زنده و مرده نصيب دانشمندان مي‌شود كشك و پشم است؟... آخ دستم سوخت!!! اين هم از مزاياي ديگر ايران كه اين يك قلپ دود هم براي ما از جنس پهن دست امُم واردات قاچاق ممهور به شركت دخانيات است! راست مي‌گي وضع سيگارو درست كن!

لیشام: توي اين مدتي كه چند باري زيارت كرديم حضرت‌عالي را حضورا به عرض رسانديم كه اين متن شما ما را ساعت‌ها خنداند و شنگولاند. هنوز هم كه پكري مرا مي‌گيرد مي‌آيم اين‌جا يك‌بار ديگر مي‌خوانمش و دوباره مي‌خندم و مي‌شنگولم :) به هر صورت همه جوره ارادت‌منديم اخوي. بوس


B-HL Email | لینک دایم | ۸۵/۸/۸ - ۱۳:۱۵ - دوشنبه

soldiers brain

http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=c94f3132-11aa-4ca7-9ac5-49d07d30787c


ری‌را URL | لینک دایم | ۸۵/۸/۸ - ۹:۲۴ - دوشنبه

ام... دارم فکر می‌کنم جناب کاوه درست می‌فرمایند!! و کاملا حق دارند عصبانی باشند!!... من هم نه به این غلظت ولی کَمکی به این نتیجه رسیده‌ام گویا!! یا دارم می‌رسم یا دارن منو می‌رسونن یا نمی‌دونم خلاصه یه چیزی تو این مایه‌ها!!

لیشام: هر وقت كامل رسيدي ندا بده در معيت بر و بچز به نتيجه رسيده، گروهي مهاجرت كنيم افغانستان D: اگه اقامت دادن كه هيچي، اگه نه واسه استراليا اقدام مي‌كنيم ؛)


كاوه لینک دایم | ۸۵/۸/۸ - ۸:۵۰ - دوشنبه

به قول فرزام ماتحت لق امثال شما كه هم فراخيجات بسيار از خودتان صادر كرده‌ايد از براي نرفتن، هم تعادل اكوسيستم پشكل-زي جامعه ايران را به هم مي‌زنيد با ماندن‌تان و هم به يك سري مشنگ فرصت مي‌دهيد تا حضور شما را به مثابه توفيق در عرصه‌هاي گوناگون علمي به چشمان ما ملت كور و خر فرو كنند و جالب آن كه آخر دست، خودتان شده‌ايد چوب دو سر طلا! آخ كه عصبانيم از دست همه‌تان!

لیشام: ما جز روي خجلت به زير افكندن چيزي نمي‌دانيم برابر حضرت‌عالي. شما هم بيا و عصباني نباش. اين مملكت ديگر همه چيزش طلايي است. حالا گيرم كه سر و ته ما كمي طلايي‌تر... چايي لاهيجان دم كن. سيگار خوب هم فراموش نشود لطفاً :)


سانی Email | URL | لینک دایم | ۸۵/۸/۸ - ۷:۴۴ - دوشنبه

خدمت زیر پرچم برای مغزها مهم‌تره :)) همه باید برن قدم رو برن!!
بعدشم می‌خواستم بگم که تو به‌تره از ماهی‌گیری و ماهی بنویسی تا سرتو بر باد ندی!

لیشام: شما هم به دليل نداشتن پتانسيل دارندگي سبيل، پاي گود نشسته‌اي مي‌گويي لنگش كن؟ نگوييد اين حرف‌ها را آبجي! يك وقت ديدي يك طور ديگري سر خودتان هم آمد. البته اگر نمي‌دانستي بدان كه حقير به موقعش دم از تله رهانيده‌ام. نه اين كه قدم رو نرفته باشم، نه!! رفته‌ام سربازي، خوبش هم رفته‌ام :) ما دل‌مان براي نسل بعدي‌ها مي‌سوزد كه دل خوش كرده‌اند به مغز بودن‌شان. خدايشان رحمت كناد...


فرزام URL | لینک دایم | ۸۵/۸/۸ - ۷:۴۰ - دوشنبه

«مي‌گويند فرار مغزها. مي‌گويند برنامه‌ريزي كنيد براي جلوگيري از فرار مغزها. اين‌ها بايد افتخار كنند كه در ايران بمانند و به مردم خدمت كنند. اين‌ها با خرج مردم تحصيل كرده‌اند. آن‌هايي كه مي‌خواهند بروند را بگذاريد بروند.» و آخرش در لفافه: ماتحت لقشان!!!... اين جملات يا چيزي شبيه اين مضمون برايتان آشنا نيست؟ مي‌شناسيد طرف را يا نه؟

لیشام: فرزام عزيز! حتي اگر خود خاتمي هم اين حرفا را گفته باشد ـ كه مي‌دانم گفته ـ دليل نمي‌شود برآيند قضيه را هم نبينيم. كلاه خودمان را هم قاضي كنيم مي‌بينيم كه كنه حرفش هم ناراست نيست. بله. بنده با خرج اين مردم تحصيل كرده‌ام هم‌چنان كه شما؛ و صد البته براي شخص من هم افتخار است كه بمانم و روي خاكي كه به آن علقه‌ها دارم كار كنم و زندگي بگذرانم. آن چه برآيند دولت خاتمي ايجاد كرد، حداقل بارقه‌هايي از اميد را داشت كه به روشنايي نيامده دل خوش كنيم. حالا گيرم كه طي هشت سال، گندهايي هم زد، نامربوط‌هايي هم گفت. به‌تر از اين نبود كه در كم‌تر از يك‌سال به اندازه‌ي تمام آن هشت سال بلكه بيش‌تر جزعبل بشنويم؟...
داغ دلم را تازه نكن فرزام عزيز. تازه چند وقتي است كه به دسته بيل وارده در پاچه‌مان عادت كرده‌ايم. خوب مي‌داني كه نه اهل اين مباحثيم و نه بلتيم در اين حوزه‌ها حرف از خودمان ول بدهيم... يك دليل كوتاهي اين نيم‌چه پاسخ هم آوار كارهايي است كه بر سرم خراب شده. شايد بعداً آمدم و چند خطي اضافه كردم. شايد هم نه...
خداوكيلي، اين ليمو چكاندن در چايي هم عجب حالي مي‌دهد...


Reza Taromi Email | URL | لینک دایم | ۸۵/۸/۸ - ۵:۴۱ - دوشنبه

Salam

Salam lisham jan
sharmande ke daram finglish minevisam
inja basat farsi nevisi mojood nemibashad
yani inke ye joorayi nemishe farsi nevesht
omidvaram ke shad va sarafraz bashi
baad az nazdik 10 sal be yari INTERNET daram doostan ghadimi ro peyda mikonam
salamat bashi
BYE

لیشام: سلام رضا جان! ده ساااااااااااااال... عمريه واسه خودش. چند وقت پيش توي مسنجر حسين جهانبخش رو پيدا كردم. در حقيقت اون لطف كرد و من رو پيدا كرد. بلافاصله به هم زنگ زديم و كلي خاطره زنده شد. اون هم داشت مي‌رفت استراليا با خانومش. تو هم كه رفتي بلاد كفر. فقط من و يكي دو نفر ديگه مونديم از اون جماعت ظاهراً. به هر صورت هر جا كه هستي و هر كاري كه مي‌كني شاد و پيروز باشي. خيلي خيلي خوش‌حال شدم از اين كه دوباره همديگر رو ديديم :)
خدا پدر اينترنت رو بيامرزه ؛)



نام
ایمیل
وبسایت/وبلاگ http://
عنوان پیام
متن پیام
کد تصویر را وارد کنید

Google+ By Lisham Shahbazian