وبلاگ

 

 

این شاید یه واقعیت تلخ باشه که جهان‌بینی که الان دارم حاصل یه سری اتفاقه؛ ولی تلخ یا شیرین، اون چه که الان به عنوان جهان‌بینی داره به زندگی‌ام قالب می‌ده برای من خیلی ارزش‌منده و توی این چند سال اخیر تونستم با اتکای به اون درک درست‌تری از حقایق و وقایع جاری در مسیر زندگی داشته باشم و با آرامش و اطمینان بیش‌تری حرکت کنم.

به جرأت می‌تونم بگم که این موضوع ارزش‌مندترین چیزیه که تا حالا به دست آوردم. خدا رو شکر می‌کنم که من رو به این فرصت آگاه کرد، از بابت وقت و هزینه‌هایی که براش گذاشتم بسیار خشنودم و امیدوارم تا حدی که بتونم هم کامل‌ترش کنم.

به نظرم داشتن یه نوع درک کلی از جهان هستی، از اجزای اصلی اون، از مکانیزم‌های کلی اون در حد توان درک هر کسی، می‌تونه این کمک رو به آدم بکنه که چارچوب‌های همه‌ی کارهاش رو اعم از به ظاهر جزیی‌ترین کارها تا کلی‌ترین‌شون مثل تصمیم‌گیری‌های مهم برای زندگی فردی، جهت بده.

گفتم که جهان‌بینی‌ام حاصل یه سری اتفاقه. حلقه‌ی آغازین این اتفاق‌ها از جایی شروع شد که در معیت یکی از نزدیکان، خدمت بنده‌ای از بندگان خدا رسیدم که اصطلاحاً روشن بین بودن. ایشون کلاسی داشتن که یه شیوه‌ی خاص از علوم ذهنی رو تدریس می‌کردن. سر صحبت که با ایشون باز شد، حضورشون گفتم که پیش از این هیچ برخوردی با این علوم نداشتم و اصولاً درکی هم از اون‌ها ندارم.

ایشون به من گفتن که چشم‌هام رو ببندم. بعد از مدتی وقتی که اجازه دادن که چشم‌هام رو باز کنم شروع کردن مطالبی رو در مورد من گفتن. آن‌چنان درست و دقیق بودن که در حین توضیح دادن‌شون، میخ‌کوب شده بودم. خوب چنین پدیده‌ای با ذهن و منطق ریاضی من هیچ تطابق و توجیهی نداشت. بیش‌تر از اون که برام جالب باشه، سردرگم شده بودم. نمی‌تونستم بفهمم که چه اتفاقی افتاده که کسی که هیچ‌گاه من رو پیش از این ندیده و هیچ‌گونه اطلاعاتی در مورد من نداشته، این‌چنین با دقت و ظرافتی که بعضی‌هاشون رو فقط و فقط خودم درک می‌کردم، بتونه در موردم حرف بزنه و از من شناخت پیدا کنه، اون هم ظرف چند دقیقه.

حرف‌هاشون که تموم شد، از ایشون خواستم که با توجه به نکاتی که دیدن، نصیحت و پندی به من بدن ـ که بعدها متوجه شدم این درست‌ترین کاری بود که می‌تونستم در برابر موضوع انجام بدم. ایشون هم این گونه نصیحتم کردن که زندگی فقط کار نیست. یه قسمت مهم زندگی، خود آدمه. آدم باید واسه‌ی خودش هم وقت بذاره و تلاش کنه که توانایی‌های درونی خودش رو بشناسه و جلا بده...


و این دقیقاً همون کاریه که اغلب ماها نمی‌کنیم و یا اگه به فکرش باشیم، مقطعی و ناپایداره...


مجموعه‌ی اتفاق‌ها و حرف‌های اون چند دقیقه، تا به حال، از جمله‌ی تأثیرگذارترین وقایع زندگی من بود. موجی در زندگی من ایجاد کرد که هر چند دو سه سالی باعث شد که به ظاهر از لحاظ حرفه‌ای و مالی ضربه بخورم ولی در نهایت، آرامش درونی حاصل از اون دوره، خیلی خیلی بیش‌تر از سختی‌هاش برای من منفعت داشت...



کیانوش لینک دایم | ۸۵/۹/۲۹ - ۱۹:۱۴ - چهارشنبه

لیشام عزیز

نـوشـته اوشون به شـما تنها بر نـمی‌گشت که...! اون‌جور اظهار نـظر کلی به اون‌ها که وقـت‌شـون رو صرف خـوندن این مـطالب می‌کـنند هـم برمی‌گرده

الـبته مـن عــصبانی نـشدم :)) اوشون یه افاضاتی نـمود مــاهم تـوصیه‌های ایمـنی کردیم ؛)


كاوه لینک دایم | ۸۵/۹/۲۹ - ۱۰:۳۱ - چهارشنبه

آقا پفك و پولانسكي و كورش و ايدئولوژي و... اوووووووه! ما شاء الله! عجب جاذبه‌ي گرانشي‌اي دارد خط و رقم تو كه آت و آشغال و طلا و اورانيوم و پادشاه و همه رقم مخلوقاتي را به يك‌سان مي‌كشد اين‌جا! عينهو يك عدد بلاك هول! (همون چاله سياه) حالا يه خورده تنوع هم قاطي اين جذبه به ما برسوني خيلي حال دادي! نرسونديم باز ما مخلصيم!

لیشام: ما زمين‌خورده‌ايم كاوه جان! گاهي آدم نوشتنش نمي‌آيد. الان هم توي همان مايه‌هاييم. چشم! دستور مي‌دهيم كه در اسرع وقت نوشتن‌مان بگيرد :)


Darya لینک دایم | ۸۵/۹/۲۸ - ۲۳:۰۴ - سه‌شنبه

Do you really...??? O gush you are an educated person man! pleaaaaaaaaaaaaaseeee


تنهایی پرهیاهو Email | URL | لینک دایم | ۸۵/۹/۲۸ - ۲۲:۳۷ - سه‌شنبه

من به دنبال فیلم‌های پولانسکی به راهنمایی آرمان اومدم این‌جا. انگار خبری نیست. در هر صورت سلام :) ضمناً انگار بساط آسترولوژی‌تون هم به راه است. هووم! سر فرصت یک نگاهی بهشون می‌اندازم.

لیشام: سلام :) آرمان جان به بنده لطف دارن ولي خودم هم به ياد ندارم كه حتي يه بار اسم پولانسكي رو برده باشم اين‌جا ؛)


نغمه کرباسی لینک دایم | ۸۵/۹/۲۸ - ۲۲:۰۵ - سه‌شنبه

البته مطالب اینجا، (به خصوص این دفعه‌ای) از حد درک بعضی‌ها خارجه... دندان گرفتن اگر هدف است، مکان، بسیار است...


کیانوش لینک دایم | ۸۵/۹/۲۸ - ۲۰:۲۵ - سه‌شنبه

. . .

حــضرت احـــــــســــان
هـمه که دانـش و آگاهی شــــمـــا رو نــدارند که مثل شـما تـو هـر دقـیقه از زنـدگی‌شون یه فـرمول جـدید به نــدانـسته‌هـای انسانیت اضافه کـنـند
حالا شـما وقـت طلائی‌ات رو این‌جا هـدر نـکـن داداش... مـگه دعـوت‌نامه برات فـرستادن؟!
بـذار مـام دل‌مون به هـمین پـفک خـوش باشه

لیشام: اي بابا... كيانوش جان! شما چرا خودت رو ناراحت مي‌كني؟ بنده بايد ناراحت مي‌شدم كه اتفاقاً هم نشدم. حالا بنده‌ي خدا خواست نظري بدهد كه داد و ما را قياس كرد به موجود خوش‌مزه و بهشتي‌يي مثل پفك! باور بفرماين سعادتيه پفك بودن! فقط حيف كه بيش‌تر از آن كه شور باشيم، تلخيم! ؛)


احسان Email | لینک دایم | ۸۵/۹/۲۸ - ۱۴:۰۵ - سه‌شنبه

پفک

من می‌خواستم [بگم] چه‌قدر وبلاگت پفکی است. چیز دندان‌گیری نداری. حیف وقتی که صرف جفنگیات تو می‌شود. دوست کورش‌زاده و آتش‌پرست من بیشتر تفکر کن.


vista URL | لینک دایم | ۸۵/۹/۲۷ - ۲:۰۸ - دوشنبه

چگونه؟

لیشام جان. اولا که جات خیلی خالی بود تو برنامه‌ي اخیر. بابا باز منو بگی چون همیشه وسط دریا یا بیابون هستم باز یه ذره حق دارم که نتونم بیام. اما شما ها که مال شهر هستید و اهل تمدن دیگه چرا؟
دوماً، می‌شه توضیح بدی که چه‌طوری می‌شه آدم نیروهای خودش رو بشناسه؟ آیا نیاز به راهنمایی یه آدم روشن بین هست؟

لیشام: سلام روزبه عزيز، باور بفرماييد حقير تا همين لحظه كه كامنت معظم شما را نخوانده بودم، هيچ‌كدام از روح‌هايم هم خبر نداشتند برنامه‌اي بوده، به هر ترتيب سرمان هم شلوغ بود و نمي‌توانستيم سركي بكشيم به اين فليكر و ببينيم سيستم چه‌طوري‌هاست... البته دودره شدن بنده نيز قابل توجيه است، از اين حيث كه گويا خاصيت بنده دودره شدگي‌ست ؛)
و اما در باب پرسش دوم. خوب به نظرم جواب مشخصي براي اين سوال وجود نداشته باشه ولي راه‌كار كلي كه به ذهنم مي‌رسه، انتخاب يكي از روش‌هاي علوم روحي و ذهني و انجام تمرين‌هاشه. از من نپرس كه بگم كدوم شيوه. بايد ببيني كدومش سازگارتره به روحياتت. قدر مسلم اينه كه توي همه‌ي اين روش‌ها، نكته‌ي اصلي روي‌كرد خودت هست نسبت به موضوع. خيلي هم تأكيد دارم كه حتماً يه نفر به عنوان راه‌نما بايد باشه و گر نه، مي‌تونه اتفاق‌ها بدي براي آدم بيفته. البته منظورم لزوماً وجود يه مراد نيست. سيستمي كه من با اون آشنا شده بودم اتفاقا اصلا ميانه‌ي خوبي با مراد و مريدبازي نداشت. يه سري تمرين منظم بود و توصيه‌هاي جانبي كه بايد رعايت مي‌شدن. اين هم بگم كه اصولاً فرآيند اين سيستم‌ها فرآينديه كه در بلند مدت جواب مي‌ده و اغلب اوقات نتيجه‌اش با اون چيزي كه توي ذهن ماها هست به عنوان پيش‌فرض خيلي خيلي متفاوته...


خدایار لینک دایم | ۸۵/۹/۲۶ - ۱۴:۰۳ - یکشنبه

هااا؟ چیه؟

لیشام: خداااااست، خدااااا...


كاوه لینک دایم | ۸۵/۹/۲۶ - ۱۳:۴۹ - یکشنبه

اول اين‌كه: اين‌جا نه!
دوم اين‌كه: ببم جان! چرا در نوكني؟ اگر زياد بماند خوب نبيد! ما كه داريم هلاك مي‌شيم! آخه آپديتي، چيزي... من كه مي‌دونم تو چه‌قدر وقت كم داري! :)

لیشام: تو كه مي‌دوني من چه‌قدر وقت كم دارم، پس چرا مي‌گي كه از خودم پست در وكنم؟! پست در كردن شرايطي را مي‌طلبد كه فعلاً حايز به آن نمي‌باشيم اخوي جان! علي الحساب دعا بفرمايين ما رو كه پنج‌شنبه‌ي پيش رو بي هيچ خطري پيست آبعلي را افتتاح كنيم ؛)


آزاده URL | لینک دایم | ۸۵/۹/۲۵ - ۲۲:۲۲ - شنبه

آقای لیشام! الوووووووووووو؟ کجا رفتین؟ آپ نمی‌کنین!! باید خیلی خوش‌بخت باشین که منتظرن تا آپدیت کنین! منتظر نوشته‌های جدیدت!


کیانوش لینک دایم | ۸۵/۹/۲۴ - ۲۳:۴۳ - جمعه

. . .

مــی‌دونی که اصــلن اهـلِ قـضا و قـدر و ســرنـوشت و... این‌جور چیزا نیسـتـم
آیـنده هـرکس رو خـودش می‌سازه . . فقط و فقط!!

لیشام: خوب البته هر كسي از ظن خودش ياره كيانوش جان ؛)


آزاده URL | لینک دایم | ۸۵/۹/۲۴ - ۲۱:۵۴ - جمعه

فکر می‌کنم که در واقع به دنیا اومدیم که خودمون رو بشناسیم و آدمی بودن را درک کنیم. چیزی که خیلی وقت‌ها فراموش می‌شه، جای شکرش باقیه که گاه‌گاهی یه تلنگر باعث بیداری‌مون می‌شه. زنده باشید اما نه از اون مدلاش که فقط: خور و خواب و خشم و شهوت!!!


نغمه کرباسی لینک دایم | ۸۵/۹/۲۴ - ۸:۴۴ - جمعه

من لازم دارم در این خصوص با شما حرف بزنم... اگر ناراحت نشین البته

لیشام: خواهش مي‌كنم، اين چه فرمايشيه، در خدمتم، البته اگه بتونم كمكي كنم...


elmira Email | لینک دایم | ۸۵/۹/۲۴ - ۱:۵۹ - جمعه

aramesh

آرامش آره پیداش کردم، نه اون دور دورا همین جا، تو خودم اما نه با خودم تنها، اینو تو لبخند پدرم دیدم وقتی معنیش اینه از این که دخترشم خوشحاله. تو گرمای محبت مادرم حس کردم وقتی معنیش اینه که تونستم آرامش طوفان زده رو باز تو خونه برگردونم به آرامش سفید و برفی اما گرم. تو چشم‌های خندان برادرم وقتی تونستم برای رفتنش به امریکا برای دکتراش کمکش کنم. آره کار هم آرامش می‌آره وقتی باهاش می‌تونی باری رو سبک کنی از اون‌هایی که عاشقانه دوستشون داری.
جهان‌بینی قبول دارم آن قدر شناختم که درک کلی و به نظر خودم درستی از پیرامونم حتی دور دورا داشته باشم... می‌گین از کجا می‌دونم درکم درسته؟ خوب از نتیجه‌هایی که گرفتم. از بازتاب بیرونیش که دیدم. ... آرامش می‌آره؟ بله خیلی.
راستی جهان‌بینی از همین جا شروع می‌شه درک ارتباط ذرات ریز گرفته تا اجتماع ذرات به شکل آدم‌ها و همین جور بریم تا برسم به اجتماعی از آدم‌ها حتی موجودات دیگه..... تا بالاخره کسی که خلق کرد و چه زیبا آفرید


کیوان URL | لینک دایم | ۸۵/۹/۲۲ - ۲۳:۳۲ - چهارشنبه

کیک...

:) می‌بینم که برادر لیشام لب گشوده و حقایق رو آشکار می‌کنند. جالب بود...

لیشام: ما را چه به آشكار كردن حقايق كيوان عزيز، آن كار اهل دل است و تو خوب مي‌داني كه حقير در كار اهل گل ؛) لذا از اين وصله‌ها به ما نچسبان و بگذار به گل‌بازي‌مان مشغول باشيم P:


نغمه کرباسی لینک دایم | ۸۵/۹/۲۲ - ۲۳:۰۸ - چهارشنبه

من هم خیییییییلی دلم می‌خواد، اما واقعیتش سایکیک کمکی بهم نکرد...

لیشام: خوب اين اصلا اتفاق بدي نيست. اتفاقا به نظرم خوبه. منظورم اينه كه اين اتفاق شايد معنيش اينه كه براي شما يه مسير ديگه‌اي در نظر گرفته شده. يه راه ديگه‌اي كه مناسب‌تره...


ري‌را لینک دایم | ۸۵/۹/۲۲ - ۱۸:۵۶ - چهارشنبه

سلام

بسيار خوبه... موفق باشي :)

لیشام: ايشالا شما نيز ؛)


مژده لینک دایم | ۸۵/۹/۲۲ - ۹:۴۹ - چهارشنبه

ليشام جان ازت ممنونم كه اين مطلب رو نوشتي بايد بيام و باز هم بخوونمش ..شايد بهم كمك كنه شايد..

لیشام: خوب البته چيز خاصي كه اين جا نگفتم، با اين حال اميدوارم كمكي كرده باشه...


سینا لینک دایم | ۸۵/۹/۲۲ - ۶:۱۵ - چهارشنبه

لیشام جان شما که در مورد شناسایی توانایی‌های درون خودتون صحبت می‌کنی، داری یک ایدئولوژی رو مطرح می‌کنی که امنیت نظام رو زیر سؤال می‌بره. شما باید اول از مسؤولین امر اجازه بگیری که خودت رو بشناسی (احتمالا وزارت تربیت بدنی). ثانیاً قربون اون قلمت برم، شما از وزارت ارشاد و اطلاعات اجازه داری که وب لاگ می‌سازی؟ یا به‌تر بپرسم، شما حق و حقوق دولت رو دادی که می‌خوای بنویسی؟

لیشام: سينا جان، شما ديگر دست روي دل‌مان نگذار كه به قدر كافي خون است. اجازه بده به حال و حول مجازي‌مان بپردازيم. الحمد لله آن قدر سايت و وبلاگ ضد امنيت و بدون مجوز هستند كه تا به ما برسد چند قرني طول مي‌كشد...
اين‌ها را گفتي دل ما را بسوزاني ناجنس؟...


خدایار لینک دایم | ۸۵/۹/۲۱ - ۱۳:۵۳ - سه‌شنبه

رااااااااکتا! بعد یه هو می‌بینی مثل این فیلم‌های سرخ‌پوستی یه عقاب داره از اون دورا می‌اد

لیشام: پس تو هم اون عقاب رو ديدي...


سانی Email | URL | لینک دایم | ۸۵/۹/۲۱ - ۸:۰۳ - سه‌شنبه

گاهی یه حرف برای یه عمر زندگی آدم تاثیر مثبت یا منفی می‌ذاره خوش‌حالم که تاثیرش برای تو مثبت بوده

لیشام: خودمان نيز خوش‌حاليم :)



نام
ایمیل
وبسایت/وبلاگ http://
عنوان پیام
متن پیام
کد تصویر را وارد کنید

Google+ By Lisham Shahbazian