وبلاگ

 

 

تقریباً سه سال پیش، وقتی تب شایعه‌ی زلزله‌ی تهران، قیمت انواع چادر سفری را در کمتر از یک هفته، سه برابر کرد، برای من و جمعی از دوستان و نزدیکانم، تجربه‌ای ارزش‌مند را هم‌راه داشت و آن انجام مانور زلزله بود. نشستیم کنار هم و انواع سناریوهای ممکن را برای رهایی از جهنم احتمالی تهران مرور کردیم، تازه با فرض این که اگر زنده بمانیم. استراتژی‌های لازم را چیدیم. نشانی منزل و محل کار همدیگر را فهرست نوشتیم و راه‌های خروج از تهران را بررسی کردیم. قرارها گذاشتیم و تمهیدات فراهم آوردیم. دفترچه‌های کمک‌های اولیه توزیع کردیم و اصلی‌هاشان را یاد گرفتیم و خلاصه همان کاری را کردیم که هنوز هم به نظرم درست‌ترین کارهاست برای تمرین یک موقعیت اضطراری و غیرقابل پیش‌بینی مثل زلزله.

آن موقع که گاهی به خودم می‌آمدم و از آن فضا دور می‌شدم، در دل خنده‌ام می‌گرفت که این خیال‌پردازی‌ها و مسخره‌بازی‌ها دیگر چیست؛ اما مرور که می‌کنم می‌بینم حتی بخش کوچکی از آن تجربه که در یادم مانده، ناخواسته در خیلی از امور روزمره‌ام نیز به کارم آمده. گویا همین که نشسته باشیم و بدترین و غیرمنتظره‌ترین داستان‌ها را تا آن‌جا که در توان‌مان بوده، تخیل کردیم، کمی پیش آگاهی در ذهن‌مان رسوب داده است.

به گمانم چنین کاری نیز برای آمادگی برابر حمله‌ی احتمالی مستکبرین و خناسان شرق و غرب به تأسیسات اتمی میهن اسلامی‌مان نیز از اوجب واجبات است. خیلی دوست داشتم مثل آقای الف نون اصلاً چنین موضوعی را به جوراب چپ خودم هم حساب نکنم ولی به دلایلی فعلاً نمی‌توانم. در شرایط بحرانی لازم است که تصمیم‌ها سریع و قاطع باشد، فرصت فکر کردن و جمع‌آوری اطلاعات وجود ندارد. چنین مشقی می‌تواند پیش آگاهی نسبتاً خوبی را فراهم آورد.

حالا بیایید کمی با هم تمرین کنیم. به نتیجه هم نرسیدیم، نرسیدیم، حداقل این است که دور هم هستیم و می‌خندیم :)

بیایید ابتدا تئوری حمله را به طور کلی دوره کنیم و بعد از آن تئوری دفاع را. البته منظورم از این دفاع ابداً در سطح کلان و از جنس مقابله به مثل نیست. منظورم، شیوه‌ی دم روی کول گذاشتن و دررفتن است. به‌تر بود می‌گفتم، تئوری فرار. بماند...

اگر قرار باشد حمله‌ای رخ بدهد، خیلی کیلویی می‌شود گفت که اهداف نظامی در اولویتند. بعد اهداف اتمی و دست آخر هم اهداف استراتژیکی مثل منابع انرژی. به همان کیلویی می‌شود گفت که این طور هم نیست که به طرفه العینی زیرتنبانی همه‌ی این اهداف، به یک باره پرچم شود. حتماً یک فاصله‌ی زمانی از اولین برخوردها تا برخوردهای بعدی وجود دارد. با فرض خوش‌بینانه‌ی این که امکان مطلع شدن از اولین حمله‌ها برای مثل ماهایی میسر است، مثلاً همین که پیش از وقوع فاجعه، بیاییم بررسی کنیم که محل سکونت یا کار ما در نزدیکی کدام یک از این اهداف هست و از طرف دیگر، نزدیک‌ترین محل‌های امن کجاها هستند کار معقولی است. مسلم آن است که این کار، از آن کارهایی نیست که با شروع حملات و در کوتاه مدت قابل بررسی باشد.

حالا برای مثل منی که خانه‌اش در همسایگی سایت لویزان است و محل کارش، از همان نقاط استراتژیک، چنین امری واجب عینی است.

حالا این صرفاً یک مثال بود از یک بخش کوچک داستان. باید به فکر بخش‌هایی نظیر تبدیل سرمایه، از ریال به چیزهای دیگر هم بود. باید به این فکر کرد که فردا روزی اگر فراخوان عمومی سربازی اعلام شد، حاضر هستیم خودمان را معرفی کنیم یا نه، به جای آن به عنوان یک متخلف از قانون به زندگی (!) ادامه دهیم. باید به خیلی چیزهای دیگر فکر کرد.

نخندید آقا جان! لطفا مسخره نکنید که این حرف‌ها کدام است! باور بفرمایید که این سنگ پاهایی که من می‌بینیم، روی سعید الصحاف را سفید خواهند کرد، حتی اگر آمریکایی‌ها به زیرزمین خانه‌شان نفوذ کنند و در ملا عام، عملیات انجام دهند باز منکر می‌شوند. مگر این الف نون را ندیدید که در مصاحبه‌ی تلویزیونی با چه اطمینان به نفسی، وجود هر گونه احتمال حمله‌ی نظامی را منتفی دانست. با این اوصاف که خودشان نمی‌آیند و با اجرای برنامه‌های آموزشی، هیزم به آتش نیم‌افروخته‌ی ملت بریزند. وقتی چنین آموزش‌هایی را خودشان نمی‌دهند و نمی‌خواهند هم فعلا به روی خودشان هم بیاورند، چاره‌ای نداریم جز این که خودمان به فکر خودمان باشیم.

البته قبلا هم گفته‌ام و دوستان نزدیک نیز نیک می‌دانند که اصولا حقیر این قدر بدبین نیستم که این جا نوشتم. هدفم بیش‌تر این بود که یادآوری کنم همین چیزهای به ظاهر مسخره، ممکن است جزیی از فرداروز ناچارمان باشند...



اشموز طلا لینک دایم | ۸۵/۱۱/۱۵ - ۲۱:۳۴ - یکشنبه

رفیق یه آپ بکن تو سایتت....


محمد لینک دایم | ۸۵/۱۱/۱۱ - ۱۵:۱۸ - چهارشنبه

سلام ليشام عزيز.
تدبير بسيار خوبي انديشيده‌اي! إن‌شاء الله همواره سالم و عزيز و سربلند باشي!

امروز بازتاب مطلبي را از امام موسي صدر نقل کرده بود که بسيار زيبا بود. بسيار زيبا:
http://www.baztab.com/news/59200.php

پيشنهاد مي‌کنم شما و دوستان‌تان آن را بخوانيد:

... نبرد ما با اسرايیل، ادامه نبرد امام حسین است. آن‌ها درباره حسین می‌گفتند: «خرج عن حده فقتل بسیف جده» (او از حد و حدود خود تجاوز کرد و با شمشیر جدش کشته شد.) این حكمی بود كه در محكمه برای امام حسین صادر كردند. می‌گفتند چرا عصیان می‌کنی؟ چرا نمی‌گذاری مردم شادمان باشند؟ چرا نمی‌گذاری مردم نماز بگزارند و روزه بگیرند؟ حج بر جای آورند و زكات بپردازند؟ ای حسین چرا این کار را می‌کنی؟ از این همه نبرد و درگیری چه نتیجه‌ای می‌گیری؟
من آمده‌ام تا به شما هشدار دهم كه اسرائیل هم همان حرف را می‌زند: بیایید با هم زندگی كنیم، بیاید با هم زندگی مسالمت آمیز داشته باشیم! آیا این حرف‌ها از دولتی که بر اساس اشغال‌گری و تعدی و طمع و زیاده‌خواهی است، پذیرفتنی است. اسرائیل می‌گوید من بالاتر از دیگر انسان‌ها هستم. همه آدمیان باید تحت سلطه من باشند. پس این نبرد امام حسین در عصر ماست. ما چیزی را از سلسله نبرد حق و باطل جدا نمی‌كنیم؛ چنان كه به حسین در نبردش با یزید می‌گوییم: «السلام علیك یا وارث آدم صفوة الله»

کاوه عزيز، من در پي برتري‌جويي بر هيچ‌کس و از جمله شما نيستم. هيچ قدرت يا قدرتکي هم به هم نزده‌ام. اگر هم داستاني، آيه‌اي، حديثي، چيزي هم عرضه مي‌کنم به اين خاطر است که زياد مطالعه مي‌کنم و دوست دارم بيش‌تر بدانم و بعد مي‌بينم اين آيات، احاديث و داستان‌ها ظرف مناسبي براي بيان گفته‌هاي من است. واقعاً مشکل شما با من اين است که آيه و حديث و داستان مي‌گويم؟!

جناب ليشام نظراتش را مي‌نويسد. من هم با ايشان آشنايي کوچکي دارم. مثل بقية شما هم نظراتم را مي‌گويم. ما در دانشگاه يک دکتر جعفري داريم که جناب ليشام حتماً ايشان را مي‌شناسند؛ يک نقل قول زيبا از ايشان دارم که بلانسبت شما آن را عرض مي‌کنم و اميدوارم آن را به خود نگيريد: اگر در يک سازماني همه راضي و جو آرام باشد، يا همه دزدند و يا خواب.
البته اين جا سازمان نيست و ما هم هم‌کار هم نيستيم. ولي همان‌طور که جناب ليشام اين جا فضايي را ايجاد کرده‌اند که ديگران اظهار نظر کنند، من هم جزو همان ديگران هستم. من فکر مي‌کنم اگر واقعاً در پي اظهار نظر باشيم و در پي رشد يکديگر، به جاي توهين به هم مي‌توانيم افکار و عقايدمان را اصلاح کنيم.
در غير اين صورت، ايشان نظراتش را مي‌نويسند و دوستان تاييد و تشويق مي‌کنند و بعد تمام. من که در اين روند، رشدي نمي‌بينم.

مثلاً من قبلاً نوشتم اسرائيل اقتداري ندارد. جناب ليشام گفتند که سيد حسن نصرالله از جنگ اظهار پشيماني کرده‌اند. من هم برايش نوشتم که فارغ از اين اظهار نظر، شکست خورده‌ي اين جنگ، اسرائيل بود و اسرائيل نمي‌تواند در برابر ايران خودنمايي کند.

اين يک گزاره است که سعي کردم با دليلي آن را صحيح نشان دهم. ممکن است اشتباه کرده باشم. اما سعي کردم از مسير استدلال خارج نشوم...
من و شما با هم فرق داريم، ديدمان با هم متفاوت است؛ تحصيلات‌مان با هم فرق دارد. فرهنگ‌مان احتمالاً متفاوت است. اما وراي اين تفاوت‌ها، اگر در پي اصلاح هستيم، مي‌توانيم روشي براي بحث داشته باشيم که هر دو طرف آن را بپذيرند. موافق نيستيد؟!


مهدی لینک دایم | ۸۵/۱۱/۹ - ۱۴:۵۹ - دوشنبه

سلام لیشام جان!
این روزا همه جا این بحث داغه به غیر از پادگان‌ها که اصلا هیچ خبری نیست!

لیشام: خوب البته اين نشانه‌ي خوبيه مهدي عزيز، معمولاً اين وقت‌ها كه كمي شلوغ مي‌شه اولين جايي كه خبرايي هست همين پادگان‌هاست. بنده اين رو به فال نيك مي‌گيرم و به جاي جنگ خودم را براي دو سال ديگه الف نون آماده مي‌كنم P:


سحر لینک دایم | ۸۵/۱۱/۹ - ۳:۲۶ - دوشنبه

پس چرا ما نمی‌فهمیم این بلبشو را و نمی‌بینیم گیس و گیس‌کشی‌ها را؟
باورمان نمی‌شد تا این حد شاسگول باشیم و از اوضاع جاریه‌ی مملکت بی‌خبر :((
حالا قضیه از چه قراره؟!

لیشام: سحر جان! اوضاع جاريه‌ي مملكت مفت خودشون P: توي اين دوره زمونه، بي‌خبري خودش خوش خبريه :)


nima Email | URL | لینک دایم | ۸۵/۱۱/۹ - ۰:۳۲ - دوشنبه

merC

از سه چیز متشکرم. اول این که یادآوری کردید که منزل‌تان نزدیک سایت لویزان است. دوم این که کلاً در این عرصه چیزهایی به ما یاد دادید و اما سوم ترکیب جوراب چپ بود که از این به بعد آن را حتماً بسیار استفاده خواهم کرد

لیشام: ارادت‌منديم :) شما بزرگ‌واريد نيماي عزيز و گر نه وب نوشته‌ي فوق قابل اين حرف‌ها نيز كه تشكر بخواهد... در مورد جوراب چپ نيز يادآوري مي‌گردد هنگام استفاده مسايل بهداشتي را به دقت مراعات بفرماييد...


کامران URL | لینک دایم | ۸۵/۱۱/۷ - ۳:۳۴ - شنبه

به همون موی پریشونت قسم من که این جا الان نشستم از تو بیش‌تر نگرانم. بر و بچه‌های خارج از ایران خاصه تو آمریکا خیلی موقعیت بدتری دارن. شما دلت خواست از همین فردا دست خانواده رو می‌گیری و می‌ری یه جای امن. ما اگه جنگ بشه نمی‌دونیم که اصلا این‌جا بمونیم یا برگردیم یا اصلا کجا بیاییم و چه‌طوری بیاییم و...
الانی که خبری نیست تا چند روز علایم حیاتی از تهران مخابره نشه دلم هزار راه می‌ره وای که به قول یکی از دوستان جنگ بشه.
خدایی فکرش رو بکن مثلا من امشب تلویزیون رو روشن کنم رو سی.ان.ان و بگه آره breaking news الان به ما خبر دادن که نیروهای ما 127 تا موشک شلیک کردن به تهران!

لیشام: اصلا دوست ندارم فكرش رو هم بكنم. خدا نياره اون روز رو...
تقريباً درك مي‌كنم كه چي مي‌گي. حق داري كامران جان. حداقل اينه كه ما در كنار خانواده‌مون هستيم. ايشالا هر چه زودتر درس‌تون تموم بشه و اون كاري كه فكر مي‌كني درسته رو انجام بدي. آخه فقط موضوع حمله‌ي اسراييل و آمريكا نيست. كلا وضع مملكت بلبشو شده. ترس حقيقي من از جنگ داخليه. با اين اوضاعي كه من مي‌بينم، اصلا دور از ذهن نيست. حمله‌ي آمريكا هم مي‌تونه مزيد بر علت باشه. اگه بدوني چه گيس و گيس كشي هست بين كله‌گنده‌ها. خدا رحم كنه...


کیانوش لینک دایم | ۸۵/۱۱/۷ - ۱:۴۶ - شنبه

فـرزام جـــان

بــاور کـن که مـام خـواسـتیم هـمون فـرمایشـاتِ آخر شـما رو بنـویسیم ولـی رومـون نـــشد ؛) گـفـتیم حالا دوستان می‌گـن نــشسته بیرون و می‌گه...

اما مـنظورم از این که نوشتم کشور دارا باید به فـکر امنیت مردم‌شون باشـند (چـنان‌چه در کشورهای آزاد مرسوم است) این بود که باید بفـهمند کـجا دارند با جـون مردم بازی می‌کـنند و کـجا وقـت قـمپز درکردن است و کـجا...
اما کـشورداران ایران اصلن از این چیزها خـبر ندارند در عین حال بــعد از وقوع حـادثه احـتمالی هم مـطمئنن هـیچ‌کـس خـودش رو مسؤول برآوردن نیاز و مایحتاج مردم نـخواهد دانست... در صـورتی که امدادرسانی در اصـــل از وظایف دولت است... ولــی باید خودتون به فکر خـودتون باشید


خدایار لینک دایم | ۸۵/۱۱/۶ - ۱۵:۴۷ - جمعه

دوستان اگر پرچم مورد نظر فرزام را کسی داره بده من هم یک کپی بگیرم


م.ک. لینک دایم | ۸۵/۱۱/۶ - ۹:۳۴ - جمعه

سلام.
آمریکایی‌ها (البته نیروی هوایی‌شون) سال 1995 اومدن 6 تا سناریو از بدترین حالاتی که ممکنه تا سال 2025 براشون اتفاق بیفته نوشتن و بعد فکر کردن که تو هر سناریو باید چی کار کنن که بازم برنده میدون باشن. حالا اگه قرار باشه ما هم بدترین موقعیت رو بررسی کنیم به‌تره که چند تا حالت رو بررسی کنیم. فقط یه حالتش می‌تونه این باشه که "فرار" کنیم. فکر می‌کنید حالت‌های دیگه چیا می‌تونه باشه؟! (ولی خداییش اگه آمریکایی میومدن ایران می‌خواستن اون سناریوها رو بنویسن, عمراً نمی‌تونستن یه دونشم بنویسن, عدم قطعیت اینجا غوغا می‌کنه!!)

لیشام: غير از عدم قطعيت خيلي چيزهاي ديگه هم هست كه اين جا غوغا مي‌كنه. بزرگ‌ترين‌شون، همين الف نون. در مورد حالت‌هاي ديگه هم هر چي فكر مي‌كنم قدم اول، همين فراره. حالا بعدش رو بايد بشينيم و ببينيم...


فرزام URL | لینک دایم | ۸۵/۱۱/۶ - ۷:۳۴ - جمعه

در مورد اون قرارهايي كه واسه روز زلزله گذاشته بوديد خنده‌ام گرفت! البته ببخشيدا! فكر كردم ديدم نود درصد اوقات در شرايط نرمال، بدون ترافيك، بدون بارون و برف و هيچي، اين ليشام عزيز تأخير در قرارهاي معمولي داشتند. حالا خدا به داد دوستان مورد نظر برسد در شرايط بعد از زلزله...!
ضمناً برنامه بنده براي اين قسمت كه فرموديد بدين قرار است:
1- تهيه يك عدد پرچم ستاره‌دار راه راه (متوجهيد كه؟) در ابعاد 2 متر در 5 متر جهت سر در آپارتمان و 5 عدد در ابعاد نيم متر جهت تك تك افراد خانواده!
2- جمع شدن با دوستان و آشنايان و هر كس كه پايه بود در يك جاي دور و خوش آب و هوايي و تخته نرد بازي كردن.
شما هم پايه بوديد بفرماييد. در ضمن اين قدر خودتو اذيت نكن ما اين وسط كاره‌اي نيستيم... سعي خودمون رو هم كرديم كه اين طور نشه. واقعاً در حد توان خودمون سعي كرديم تا مثل كيانوش عزيز همه فكر نكنن كشور دارا بايد به فكر امنيت مردم باشن نه خود مردم!! حالا هم كه نشد. به درك اسفل السافلين. بذار پدر اين مردم در بياد به هر وجه من الوجوه!!! گروني، بمب، اتم، هسته، دسته بيل... هر چي... ما هم جزئشون... بي‌خيال بابا...

لیشام: فرزام عزيز، تو كه خوب مي‌دوني بنده سرور خوش قرارهاي دو گيتي هستم ؛؛) پس چرا بي‌خودكي زيرآب من رو جلو در و همسايه مي‌زني؟ P:
ديومندش، اتفاقاً بنده هم به فكر همين نوع پارچه با طرح اشاره شده افتادم ولي انصافاً مصيبتيه پيدا كردنش. به جاش يادمه كه تو ميدون هفت حوض يه مغازه‌اي كلي شلوارك با همين نقش داشت :) كاه چي بهش از هيچي ؛)


کیانوش لینک دایم | ۸۵/۱۱/۶ - ۰:۲۲ - جمعه

لیشام عزیز

تـو کـشوری که کـشور دارانش به فـکر امـنیت افـراد و حـمایت از مـردم نیسـتند، [معلوم] است که فـقط می‌شه به خـودت تـکیه کـنی و بـس... امـــــا تـنها کاری که از دسـت‌تـون بر میاد ذخـیره کـردن آب و مـواد غـذائی است برای چـند روز اول!! البـته مـُسَکِـن قوی هـم پیدا کـنید و داشـته باشید بـد نیسـت شـاید به درد بــخوره...



نام
ایمیل
وبسایت/وبلاگ http://
عنوان پیام
متن پیام
کد تصویر را وارد کنید

Google+ By Lisham Shahbazian