وبلاگ

 

 

پول دست ملت مثل آب راهش را پیدا می‌کند. هر چه دولت بیاید و راه آب ببندد که از سو نرو، از آن سو برو، دست آخر سوراخ‌هایی درست می‌شود که ملت ورای هر چه قانون است، سود پول خود را از آن‌ها بیرون بکشند. حالا اگر دولتی داشتیم که مقتدرانه ضمانت‌های اجرایی قانون‌های تولیدی خود را هم داشت، می‌شد گفت که تعداد آن سوراخ‌ها هم کم‌تر می‌شد؛ ولی کارنامه‌ی مملکتی، سابقه‌ی خوبی ثبت ندارد.

این که دولت می‌آید به زور چوب لای چرخ نظام مالی مملکت می‌کند و نرخ بهره را دستوری پایین می‌کشد، بالاخره پول ملت که منتظر دولت نمی‌ماند تا به سود برسد. پول هم به عنوان سرمایه، خودش قیمتی دارد، اجاره‌ای دارد که قیمت آن را نظام بازار است که می‌فهمد و تعیین می‌کند. کشوری که توان تولیدش بالا نیست، صنعت قوی ندارد، طبیعی است که سرمایه‌اش هم صرف تولید و صنعتش نمی‌شود. در این وضعیت، پول، سودش را جای دیگری جستجو می‌کند. می‌رود در چرخه‌های مالی دیگری می‌چرخد. می‌رود و مثلاً گردونه‌ی سوداگری را پر و پیمان می‌کند.

به نظرم اتفاقی که سال پیش افتاد و نرخ سکه طی یک هفته سر به جهنم برد و به دویست رسید، فقط حاصل افزایش قیمت طلا در بازارهای جهانی نبود، بلکه مهم‌ترین عاملش همین کاهش دستوری نرخ بهره بود. بازار پول، باهوش است. زنده است. می‌فهمد چه زمانی کجاها نفعش بیش‌تر می‌شود. همین که دید دیگر بانک آن سودی را نمی‌دهد که باید، می‌آید سکه می‌شود، می‌آید دلالی می‌کند، می‌آید خودش را ولو می‌کند روی مسکن.

با این کاهش دوباره‌ی نرخ بهره‌ی بانکی، اتفاق‌های مشابهی تکرار خواهد شد.

احتمال دارد به رغم رکود، بازار مسکن باز هم شاهد رشد تورمی قیمت‌ها باشد.

احتمال دارد که بازارهای کاذب تقویت شود؛ به خصوص بازارهای دلالی و سوداگری یا قاچاق.

احتمال دارد که بازارها و حرفه‌های نامتعارف و جدیدی شکل بگیرد که تا به حال در تصور هیچ‌کس نمی‌گنجید.

احتمال دارد که موج مهاجرت، بخش وسیع‌تری از جامعه ـ به لحاظ تحصیل یا توان مالی ـ را در بر بگیرد.

و صدها و صدها احتمال دیگر.

تخصصی در حوزه‌ی اقتصاد و مسایل پیرامونی آن ندارم و این چیزهایی که نوشتم صرفاً حدس‌هایی هستند از تخیل گاه و بی‌گاه من. دوست داشتم مقاله‌یی علمی در مورد عواقب احتمالی کاهش دستوری نرخ سود بانکی بخوانم ولی به یاد ندارم که این چند وقت چیزی دیده باشم. اگر کسی لینکی، آدرسی دارد، ممنون می‌شوم به من نیز معرفی کند.



من ِ دروغین! URL | لینک دایم | ۸۶/۴/۸ - ۱۹:۱۱ - جمعه

فقط فکر کن مسکن از این هم بخواد گرون‌تر بشه، چی می‌شه دیگـــه!!... کار ایران با خداست! مگه نه من که چشمم آب نمی‌خوره ملت همیشه در صحنه توانایی انتخاب درست داشته باشن... تو این دوره زمونه ایران بمونی یه جور بدبختی بری تو غربت یه جور دیگه...

لیشام: و از اين هم گران‌تر خواهد شد. مي‌گويي نه؟ بمان ايران و تماشا كن...
و البته آن تكه‌ي آخر حرف شما هم بددردي‌ست...


كاوه لینک دایم | ۸۶/۴/۵ - ۱۶:۳۸ - سه‌شنبه

فرزام جان از كجا مي‌گويي كه برنامه مدوني در كار نبوده؟ يك تئوري به مغز ما رسيد. خودش رسيد. تو هم گوش كن شايد خيلي نامربوط نباشد. مي‌شنويم كه اوضاع اقتصادي خراب است. سؤال اين است كه براي چه كسي؟ جواب اين نيست كه براي همه، اما نه به آن دليلي كه تو الآن فكر كردي. البته دروغ چرا! آن دليل نصف قضيه است. مردمي هستند كه الآن دستشان به گوشت نمي‌رسد. قبلا هم نمي‌رسيد و دارند در ماتحت خط فقر عروسي‌هاي‌شان را بجا مي‌آوردند. به نظر تو آيا اوضاع اقتصادي بد بر آن‌ها فشاري وارد مي‌كند؟ نه! آن‌ها خوشي‌شان به باد بند است! آن‌ها به هر دليل ـ اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، بي‌فرهنگي، مذهبي، خرافي و غيره و غيره ـ از تحليل معناي زندگي در حدي كه من و توي قشر متوسط بلديم ناتوانند. يك احمقي اگر برود در دهات‌شان و نفري ده هزار تومان بدهد، عموي خداست! قشر ديگري كه فشار بر آن‌ها نيست را هم كه خودت به درستي گفتي. همان‌ها كه اگر تورم ده برابر اين هم بود، امورات‌شان مي‌گذشت چون ـ چه مذهبي‌نماهاشان و چه فكل كراواتي‌هاشان ـ منافع آن‌ها عين روابطشان و روابطشان عين منافع آن‌هاست! پس اين وسط كدامين قشر از بين مي‌رود؟ قشري كه به واسطه فرهنگي توانايي انديشيدن دارد و شرايط اقتصاديش نيز بر اساس سيستم دست‌مزدي است و خيلي با روابط بالا و پايين نمي‌شود يعني قشر متوسط! قشر متوسط تنها قشري است كه مي‌تواند تاثير گذار باشد. تنها قشري است كه گرايشات فكري دارد و حتي تنها قشري است كه مذهب دارد. اگر اين لايه از اجتماع از بين برود ـ تو بگير له شود ـ ديگر خطري يك حكومت توتاليتر را تهديد نمي‌كند. فراموش نكن كه هنوز بزرگ‌ترين پشتيبان اين سيستم همان توده در هم پيچيده عوامند كه راي دادند و حالا هم در زيارت‌بازي‌ها و شعار ول دادن‌ها ميدان‌داري مي‌كنند. از اين است كه من هيچ آينده روشني براي اين سرزميني كه سده‌هاست با ادرار شتر آبياري مي‌شود نمي‌بينم. خودم هم دارم خودم را راضي به رفتن مي‌كنم و هر چند سختي‌هاست كه در راه مي‌بينم و از آن سخت‌تر برايم رها كردن نتيجه چندين ساله‌ام در زندگي‌ست. با اين حال دارد هر روز بيش‌تر باورم مي‌شود.


فرزام Email | URL | لینک دایم | ۸۶/۴/۵ - ۱۳:۳۴ - سه‌شنبه

تورم چند مرحله‌اي!

مشكل اينه كه اين رفيقامون هر چي به ذهنشون مي‌رسه زرتي مي‌ذارن رو خبرگزاري! بعد هم فرتي اجراش مي‌كنن. تا مي‌بينن گند زدن ييهويي جمعش مي‌كنن. در واقع ظاهراً هيچ اتفاقي نيفتاده! همه چي برگشته به روال سابق... اما گند زده رو كه نميشه به [...] برگردوند...! مي‌شه؟
عين افزايش حقوق بي‌دليل كارمندا توي سال قبل. وقتي تورمش ايجاد شد لغوش كردن. اما تورم كه برنگشت!!
عيناً همينه در مورد بنزين. هميشه اول سال يه بار به همراه همه تورم‌هاي ديگه بنزين هم عين بچه آدم قيمتش اضافه مي‌شد. حالا اين حضرات دو سال افزايش ندادن. تورم كه مثل هر سال سر جاش بود.
امسال هم به جاي اول سال گذاشتن دو ماه بعد. نتيجه اين كه يه بار تورم امسال + يه بار تورم جدا به خاطر كارت سوخت + يه بار ديگه تورم به خاطر سهميه‌بندي + يه بار به خاطر چرند گفتن يكي و دوباره به خاطر مزخرف گفتن يكي ديگه و الي آخر...!!!
خداييش اگه يكي با برنامه مدون اومده بود پدر مردم رو در بياره به اين خوبي موفق نمي‌شد...


خدایار لینک دایم | ۸۶/۴/۴ - ۲۱:۱۹ - دوشنبه

ممنون کاوه، چه قشنگ گفتی حکایت ما رو


كاوه لینک دایم | ۸۶/۴/۴ - ۱۱:۴۷ - دوشنبه

هم‌چنان زمزمه مأيوسانه‌ام را تكرار مي‌كنم براي تو كه اول زندگيت است: از ايران برو. اگر مي‌تواني برو. خاكش كه همه جاي دنيا هست. اما درباره آن‌چه روي خاكش است؛ چيزي براي تو ندارد و امثال تو را نمي‌خواهد و احتياجي هم ندارد. دل هيچ‌يك از اين مردمان نه براي تو و مثل تو مي‌سوزد و نه تنگ مي‌شود. اگر نه، ساكت باش و بپوس. مثل ما و همه.


کیانوش Email | لینک دایم | ۸۶/۴/۳ - ۱۰:۴۷ - یکشنبه

لــیشـام جـان یه ســری به وبلاگ نـیاک که مـتعلق به آقای دکـتر احــمد ســیف است بزن حـتمن اون جا چـیزی در این رابـطه پیدا می‌کـنی، ایـشون استاد اقتصاد هـستن در انـگلستان و خیلی در رابـطه با اقتصاد ایران مـطلب دارند


نيكوبيان Email | لینک دایم | ۸۶/۴/۳ - ۱۰:۰۲ - یکشنبه

ليشام جان زندگي در ايران يعني دلهره ولي...

لیشام: ولي جمالتو عشقه P:


شیپورچی URL | لینک دایم | ۸۶/۴/۲ - ۱۹:۰۴ - شنبه

ما از زندگی عقبیم!

با سلام. لیشام عزیز، به نظر بنده ما از زندگی عقبیم و تا زمانی که قوی نشویم این هوووووووووا، دهان‌مان با این تغییرات گاه و بی‌گاه آسفالت می‌شود. باید چیززززززززی شویم که توپ هم نترکاندمان!


خدایار URL | لینک دایم | ۸۶/۴/۲ - ۱۳:۴۷ - شنبه

سلام، باز هم سیاسی نوشتی که! مگه قرار بود وضعیت این مملکت رو به بهبود باشه؟



نام
ایمیل
وبسایت/وبلاگ http://
عنوان پیام
متن پیام
کد تصویر را وارد کنید

Google+ By Lisham Shahbazian