وبلاگ

 

 

بعضی حرف‌ها هست که نافرم روی دل آدم می‌ماند برای گفتن‌شان. هیچ‌گاه هم درست و حسابی پا نمی‌دهد فرصتی که آدم با فراغ خاطر بگوید آن‌ها را و از گفتن‌شان حسابی کیف از خودش درکند. عموماً هم حرف‌های هستند که مأخوذ به حیا نیستند ولی آن چنان هم نیستند که نشود گفت‌شان. یک چیز بینابینی هستند. مثلاً همین بحث پر سر و صدای بخارات معده. چیزی است که هم ناجور است و هم ناچار. ناجور از آن حیث که ملت وقتی می‌شنوند، "ایشه" می‌گویند و "عوق" می‌زنند، ناچار از آن حیث که چه بخواهند و چه نخواهند دچارش هستند و قاعدتاً پس از انجام فعل مذکور به راحتی و آسایش می‌رسند.

واقعیت آن است که دفع مناسب و به موقع بخارات معده از ملزومات و تعقیبات غذا خوردن است. الحق و الانصاف هم فعل مفرحی است؛ خاصه بعد از صرف غذایی مبسوط و سرشار از عناصر گاز ول‌دهنده. البته می‌پذیرم چگونگی به فعلیت رسیدن آن باید طوری باشد که آداب متعارف در این باب رعایت گردد که خودش مجال دیگری را می‌طلبد.

باور بفرمایید این چند ساله، آن چنان عناصر مؤدب و پاستوریزه دور ما را احاطه کرده‌اند که اشاره‌ی علنی به این نکته در یک جمع کلاسیک، سال‌هاست که داغ دل‌مان شده، حالا این به کنار، اصلا مهارت‌های مربوطه را هم فراموش کرده‌ایم و همین موضوع گاه باعث ناراحتی‌های ثانوی بسیاری می‌شود.

بحث‌مان چیز دیگری بود. می‌خواستیم بگوییم که القصه، شینطت و کرم گفتن این چیزها ـ که نمی‌دانیم زاده‌ی کدام یک از وجوه انسانی است ـ وقتی که حادث می‌شوند، آی حال می‌دهد، آخ حال می‌دهد.


الان هم که این‌ها گفتیم، حظ و حالی وافر از همین جنس که اشاره شد، بردیم...



بهار Email | URL | لینک دایم | ۸۶/۵/۲۹ - ۱۹:۲۹ - دوشنبه

اولا که اشتباه فهمیدید کاوه خان. بعد هم پس همین خودمان بر بادش دادیم! مثل این که در این مملکت همه چیز با زور ممکن است (چشمهای‌تان را باز کنید) کم ندیدیم در این چند وقت برکاتش را. شاید به ظن خیلی‌ها همین زور کردن‌ها و به زور باعث وزیدن باد شدن‌ها شایسته‌ی این مردمان فرهنگ دوست بی‌فرهنگ باشد ...کم کم اختیارمان را هم با زیرکی (شاید هم با زور) می‌گیرند تا تاریخ تکرار نشود.


كاوه لینک دایم | ۸۶/۵/۲۹ - ۱۷:۱۳ - دوشنبه

بهار جان! بايد بگي كيانوش جان! نه كيانوش خان! (ما كه اين طوري فهميديم!)
اما در مورد به باد دادن! دو دسته آدم داريم؛ بي‌شعور و باشعور. هر جايي ضريب نفوذ يك نوع از ديگري بيش‌تر است، به همين سادگي! خودش گفته! ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم! لذا اول بايد داخل مغز تصحيح شود و الا كل داستان پشم است. آن "خود به دنب ماركسيسم چسبان‌هايي" هم كه "معتقدند" (اگه اصلا بدونن كه اين چيه) اول بايد اوضاع اقتصادي يك كشور درست شود و بعد اوضاع ساير جاهايش مرتب شود ـ ببخشيد تو رو خدا ـ خودشان را به خر و خري و خريت، مي‌زنند و مي‌كوبند! اگر آن‌چه كه در مغز است عارضي و دسته دوم است، اين را هم ببينند كه ماركس تاريخ بشريت را تغيير داد و البته در ايران هم داشتيم، كسي مثل شريعتي كه تاريخ ايران را به... (لا اله الا ا...) به... به باد داد!
پس اولين قدم اين است كه اين قمپز و باد و بوي تاريخي در كردن را كنار بگذاريم و حتي يواشكي هم شده پيش خودمان اعتراف كنيم كه همچين خيلي هم با فرهنگ نيستيم! كافي است در يك روز تابستاني كه در تركيب با ترافيك تهران شبيه جهنم مي‌شود با يك هم‌وطن برخوردي ـ هرچند كوچك ـ داشته باشيد تا به سادگي بفهميد: بابا! اين يارو عجب گاوي بود! و الحق هم كه گاو بود! چرا كه هي بوق مي‌زد و هي چراغ نور بالا از عقب در چشم ما فرو مي‌كرد و وقتي سوار موتور بود و كوچه را خلاف مي‌آمد و من پشت فرمان بودم و خانمم كنار دستم نشسته بود، متلك مي‌پراند و وقتي آشغال‌هاي مغازه‌اش را در جوب ريخت و من تذكر دادم، گفت تو را سنن! آجاني؟! و موقع بيرون رفتن در را توي صورت نفر بعدي ول مي‌داد و... خلاصه خيلي گاو بود! اما خوب كه فكر مي‌كنم مي‌بينم من از اون گاوترم! چون به همه اين‌ها مي‌گم فرهنگ!
پس عزيز دل برادر! اگر براي اين چيزها نگراني ... خوب، باشد. خداوند به شما صبر عطا كند. اما اگر فكر مي‌كني يكي به زور مي‌تواند كسي را آدم كند، سخت در اشتباهي! اين همه پيامبر با معجزات و زور و كلمات زيبا را خدا فرستاد كه همين كار را كند! آخر سر هم نتيجه اين شد كه هر ملتي خودشان انتخاب كردند! و تمدن مصر با آن همه عظمتش از بين رفت و تمدن ايران چند كيلو؟ دل خوش سيري چند! نهايتا اگر كسي نگذارد باد بيايد از اين بو خفه مي‌شود! پس زنده باد باد! و باد خوبه!
(اگر لحن من تند مي‌نمايد خطابا لزوما شما نيستيد! و اميدوارم كه مصداق سخنان من نباشيد! از دست همه‌مان عصباني هستم)


بهار Email | URL | لینک دایم | ۸۶/۵/۲۹ - ۱۵:۲۴ - دوشنبه

کیانوش خان

همه چیزش داره به باد می‌ره یا همه چیزش رو داریم به باد می‌دیم؟!


آرش لینک دایم | ۸۶/۵/۲۸ - ۲۳:۴۳ - یکشنبه

خیلی ببخشید ها...

به هر حال اینجا هر کس از سر خنده و شادی چیزی نوشته... ولی عمق مطالب شما را، همان طور که می‌دانید، فقط من درک کرده‌ام..!!؟؟

لیشام: هيچ شكي نيست كه شما آرش عزيز، نسبت به هر كس ديگري در باب باد مستحق‌تريد D: لطفا ما را بيش از اين شرمنده نفرماييد ؛)


کیانوش لینک دایم | ۸۶/۵/۲۸ - ۱۵:۵۴ - یکشنبه

بـهـار گـرامی

در کـشوری که هـمه چیزش داره به "بــــاد" مــی‌ره بحــث در باب بــاد اتـفاقـن مــفیدتـرین بــحـث است ؛) نــیازی به مـتخـصص گـوارش نــیست دیگه

لیشام: مرسي كيانوش جان (: P:


بهار Email | URL | لینک دایم | ۸۶/۵/۲۷ - ۱۹:۳۱ - شنبه

یک توصیه

دوستان جمیعن یک سری به متخصصین گوارش بزنید که بد حال‌تان خراب است. شاید در آن قسمت از اقتصاد یک گردشی به وجود آمد و شما هم...


شیپورچی URL | لینک دایم | ۸۶/۵/۲۵ - ۱۳:۰۸ - پنج‌شنبه

سعدی گفت! (فکر کنم البته)

غذای مبسوط پژ نوش جان‌تان شود! (فعل معکوس است)

(فکر کنم) سعدی هم یک‌بار یک کاری را (از نوع [...]) در جمع انجام می‌دهد و همه بر سرش غر می‌زنند. او می‌گوید:

شکم زندان باد است ای خردمند
ندارد هیچ‌کس طاقت ز این بند
چو باد اندر شکم پیچید فروهل
که باد اندر شکم بار است بر دل

لیشام: ممنون ميثم جان ولي لازم است كه مصرع دوم از بين اول را بدين ترتيب اصلاح كنم: كه هيچ عاقل ندارد باد در بند :) ضمنا خود سعدي هم نبوده گويا. چنان چه در خاطرم هست، حكايت اين گونه آغاز مي‌شود: يكي از بزرگان را باد در شكم پيچيدن گرفت. طاقت ضبط آن نياورد. بي‌اختيار از او صادر شد... يا چيزي شبيه به اين P:


فرزام Email | URL | لینک دایم | ۸۶/۵/۲۴ - ۱۷:۰۲ - چهارشنبه

ليشام جان! شما خيلي [...] مي‌كني(!) معذرت خواهي مي‌كني! مگه كامنتا مال تو هستن كه از طرف اونا ... مي‌كني؟! [...] [...] [...] چند تا پشت سر هم!...


خدایار URL | لینک دایم | ۸۶/۵/۲۴ - ۱۵:۱۰ - چهارشنبه

لیشام جان [...] سانسور نکن [...] حالا ما یه [...][...] این که چیزی نبود که من که [...] یادت رفته خودت [...] عجبا!
چاکر آقا کاوه
به این داداشتون یه [...] [...] که به آزادی بیان [...] [...]


امیر URL | لینک دایم | ۸۶/۵/۲۴ - ۱۴:۴۶ - چهارشنبه

چه جالب! ببین لیشام جان این یه روان‌شناسی اجتماع است. ببین دوستان چه‌طور با علاقه در مورد این گونه مطالب می‌نویسند. حالا هی مطلب سنگین فلسفی از خودت در کن ....نه ....نه ....همین از این جور چیزا از خودت در کن که ما را و باقی را خوش‌تر می‌آید.
بیت:
خواستم ز خود سر بادی درآورم
دیدم بخار شد شرف و آبروی من
از هر کرانه اه اه و پیف پیف مردمان
تنها در آن میان ز شعف شاد عموی من

لیشام: امير جان! نيك مي‌داني كه ما هنوز ارادت‌مند شما و اشعار گهربارتان هستيم :)


كاوه لینک دایم | ۸۶/۵/۲۴ - ۱۳:۰۱ - چهارشنبه

به استقبال ايرج ميرزا رفته، لورديديم شعرش را و متغيرانديمش از بهر ستايش [...]:
نقل و نبات است پدرسوخته
آب حيات است پدر سوخته
پيچش و درد است درون شكم
راحت ذات است پدر سوخته
بوي زند از همه جا هر طرف
باد جهات است پدر سوخته
بعد ناهار از جهت اغنيا
باب ذكات است پدر سوخته
بهر رفيقي كه مخت مي‌خورد
باعث كات است پدر سوخته
فصل بهار و گل و بلبل ببين
به كه چه هات است پدر سوخته
پرت كند فكر مرا سوي [...]ن
باب [...]ط است پدر سوخته


پريسا لینک دایم | ۸۶/۵/۲۴ - ۱۱:۴۹ - چهارشنبه

ليشام جونم، خواستم كامنت بگذارم ديدم كامنت‌ها خيلي مردونه! است بي‌خيال شدم D:

لیشام: پريسا جونم، بنده از طرف تمام كامنت‌هاي مردونه‌ي جمع از شما به طور خاص و از بقيه به طور عام عذرخواهي مي‌كنم ؛)


خدایار URL | لینک دایم | ۸۶/۵/۲۴ - ۹:۵۸ - چهارشنبه

سانسورچی! مگه من چی گفتم. این طوری که تو سانسور کردی الان بقیه فکر می‌کنن من چی گفتم!
فقط گفتم "[...]"!

لیشام: يه پيشنهاد خوب دارم خدايار جان. اين كه شما زحمت بكش و اون چيزايي كه به قول خودت چيزي نيستن رو توي كامنت‌هاي سايت خودت بنويس بعد از اين كه بهشون ارجاع بده. اگه همين جوري ادامه بدي و خودت اين كار رو نكني بنده با كمال ميل حاضرم قبول زحمت كنم. مي‌دوني كه به اندازه‌ي كافي هم وقت دارم واسه اين كار :)


امین ف URL | لینک دایم | ۸۶/۵/۲۴ - ۹:۵۸ - چهارشنبه

من که [...] در میان جمع رو هم امتحان کرده‌ام. حالی روحانیی داره برا خودش...

لیشام: اي باباااااااا آقا جون! من كه همين الان گفتم كه رعايت كنيد...


خدایار URL | لینک دایم | ۸۶/۵/۲۴ - ۹:۰۹ - چهارشنبه

[...] و آروغ به لب و دست تو دماغ است،
ما را که برد خانه!


@ سینا
...، یادش بخیر، یادش بخیر

لیشام: خدايار جان و ساير عزيزاني كه قصد داريد از خودتان كامنت در كنيد! يادآوري مي‌فرمايم كه اين جا خانواده رد مي‌شوند، لذا در توسعه‌ي دايره‌ي مفاهيم و لغات مورد استفاده، دقت لازم را مبذول داريد كه مجبور نشويم اين طوري كنيم با كامنت‌هاي‌تان :)
ارادت‌مند جميع رفقا


سینا لینک دایم | ۸۶/۵/۲۴ - ۶:۲۱ - چهارشنبه

یادش بخیر، جیرود، هندونه فراوان، تخمه آفتابگردان و جمعی از دوستان که تشویق و همیاری و گاهی همصدایی در این امر مفرح داشتند.

لیشام: سيناي عزيزم. گاهي آدم را احساسي فرا مي‌گيرد از جنس هندوانه، از جنس چيز فيل خانگي، يا از جنس جوجه كباب. گاهي آدم مي‌خواهد برگردد خيلي سال‌هاي پيش، يك نفر را كه بخار چسب گرفته از توي آن اتاق فلزي بكشد بيرون. گاهي آدم دوست دارد شبكه بازي كند و آن لاين فحش بي‌تربيتي بدهد به رفقايش. سيناي عزيزم. گاهي اوقات دل آدم خيلـــــــــــــــــــي تنگ مي‌شود، خيلي زياد...


فرزام URL | لینک دایم | ۸۶/۵/۲۳ - ۲۱:۵۷ - سه‌شنبه

ببین تو خداییش خیلی حالت خرابه!... یه فکری بکن. ما یه دونه لیشام دات کام بیشتر نداریم که...

لیشام: فرزام جان، من واقعا نمي‌فهمم تو چه‌طوري نتيجه‌گيري كردي كه حالم خرابه. خير عزيزم. خيلي هم حالم خوبه و از شنگوليت وافري رنج مي‌برم :)


سانی Email | URL | لینک دایم | ۸۶/۵/۲۳ - ۲۱:۵۳ - سه‌شنبه

آروغ توی جمع بده! به نظرم از گ... بدتره. ببخشید توی لفافه نگفتم!

لیشام: خدا ببخشه! ما چي كاره‌ايم؟!


ماکان Email | URL | لینک دایم | ۸۶/۵/۲۳ - ۱۹:۲۱ - سه‌شنبه

...

بابا این همه در لفافه حرف زدن نداره! من فکر کردم می‌خوای چی بگی! راحت باش عزیز من!

لیشام: ماكان جان! ما هر چي از دست خودمون مي‌كشيم از دست همين راحت بودن‌مونه...


امیر URL | لینک دایم | ۸۶/۵/۲۳ - ۱۷:۳۶ - سه‌شنبه

لیشان جان برادر خود را به حیای جهان مدرن میارای؛ باد در ده برادر و حالش را ببر.
حداقل خوبی قضیه حس اعتماد به نفس پس از این کار مفرح است...
بله ما می‌توانیم.
بیایید دست در دست هم ...!؟
نه نه این مال این‌جا نبود، خلاصش که خلاص کن خودت را از باد معده که اگر به زعم اجتماع بد است نباید در دل نگاهش داشت و اگر خوب است که حتما باید برای حظ دیگران رهایش کرد.

لیشام: ممنون امير خان كه روشن‌مان كردي و ما اكنون با انگيزه‌ي بيش‌تري دست در دست هم... نه! چيزه! يعني كلا خيلي مخلصيم P:



نام
ایمیل
وبسایت/وبلاگ http://
عنوان پیام
متن پیام
کد تصویر را وارد کنید

Google+ By Lisham Shahbazian