وبلاگ

 

 

وضعیت به گونه‌ای است که نوشتن از هر چه که تنه بزند به آگاهی، بوی سیاست می‌گیرد و خشتک نویسنده در معرض خطر. برای مایی که به هزار و یک دلیل، باید سرمان در آخورِ خودمان باشد، ننوشتن از این‌گونه حوزه‌ها، از بدیهیات است؛ اما یک چیزی هست که توی گلوی‌مان گیر کرده است این چند وقت و ترس‌مان از غم‌باد گرفتن بیش‌تر شده؛ پس می‌نویسیم‌اش علی الحساب.

این خیال خامی بیش نیست که تحریم‌های پی در پی بلاد راقیه‌ی خونِ مردم بمک، به هدف تحدید و فشار بر ایران باشد در راستای شفاف‌سازی و شاید رهاسازی فعالیت‌های هسته‌ای. آن‌ها می‌دانند، این‌ها هم می‌دانند که تحریم‌ها فرآیندها را شاید کند نماید ولی متوقف، نه.

تحریم‌ها به نظرم یک عمل‌کرد بیش‌تر ندارد در حال حاضر، آن هم پیش‌آمادگی سیستم‌های اقتصادی خودشان است برای یک شوک احتمالی اقتصادی بزرگ‌تر. آقای تحریم که می‌آید، حضرات شرکت‌هایی که چنگول زده بودند به هر کجای اقتصاد ایران، خاصه انرژی و نفت ـ که بزرگ‌ترین پول‌ها هم آن‌جا می‌چرخد ـ به تکاپو می‌افتند که دامن‌شان را جمع کنند که زیرِ لگدِ ایشان نماند، خاصه جایی که اردنگی هم محتمل است. این فرآیند زمان می‌برد مدتی که جا بیافتد و بنگاه‌های اقتصادی به قاعده‌ی جدید بازی کنند و منافع‌شان را بهینه. به‌ترین کار هم ـ شاید ـ این باشد دست از بخش چنگول زده بکشند و بروند سراغ بخش‌های چنگول‌خورِ عراق مثلا؛ یا عربستان. بازارشان را در جایی دیگر غیر از ایران جستجو کنند.

وقتی زمان کارش را انجام داد، همه چیز آماده می‌شود برای آن شوکِ بزرگ‌تر. تحریم، مهم‌ترین فانکشن‌اش این است که ضررهای اقتصادی احتمالی را برای خود کشورهای صاحب پول و صنعت، کمینه کند؛ حداقل در مورد ایران و با وضعیت کنونی این‌گونه فکر می‌کنم.

حالا این شوک چیست؟ به من چه که چیست :) قطعات این پازل روشن‌تر از همیشه دارد چیده می‌شود و به من ربطی ابداً ندارد که الان دارد چه نوع آلاتِ جنگیِ متعلق به کدام تخمِ جنی از بخشِ تنگِ همیشه هرمزِ خلیجِ همیشه فارس عبور و مرور می‌نماید و در کویت و آذربایجان و ترکیه چه می‌گذرد. فقط همین را تکرار می‌کنم که بترسید از این اسراییلِ حرام‌زاده.

آمریکا به هر دلیل نمی‌خواهد که خودش آغازگر شلوغ پلوغی دیگری باشد؛ اما بدش نمی‌آید که حالا کمی برای دنیا وجهه‌ای پدرانه و جدید از خود نمایش دهد و برود آن گوشه‌ای که آشوب شده، بچه‌های شیطان به جان هم افتاده را تأدیب کند. بدیهی است که هر قدر آن بچه سابقه‌ی بدتری ثبت داشته باشد و سیفیت میفیت‌تر باشد، باید بیش‌تر تأدیب شود، علی الخصوص که ظن بر این باشد ته جیب‌اش یک تیر کمان مگسی، چیزی قایم کرده ناکس. از آن حرام‌زاده هم که ذکرش رفت البته دلِ خونی دارد و شاید توی آن هیر و بیر و محض دل خوشک به پس‌گردنی، پشت‌دستی، انگشتی مزین‌اش کند.

اصلاً گور بابای اتحادیه‌ی اروپا و سردم‌داران فلان فلان شده‌اش که تحریم در می‌کنند از خودشان. روسیاهِ بدمحاسبه‌گر هم که نیستیم و نمی‌خواهیم باشیم. پس همین می‌ماند که ما برویم تنبان خودمان را بچسبیم دو دستی و اگر خدا قبول کند قصه‌ی ارز و سکه و طلا را هم بگذاریم به حساب موقعیت‌های درخشان فعلی مملکت.

و الله اعلم



Parastoo Email | لینک دایم | ۹۱/۵/۲۷ - ۰:۳۹ - جمعه

Lisham jan
Daste ahdo Ayalo begir bia pishe ma dar in mamaleke yakhbandan baradar be harfe in Farzam ham goosh Nakhon. Inghadr ham narid ghorob o injahaye del kabab kon halo hoollll. Beshinid IELTS bekhonid.....


رضا Email | لینک دایم | ۹۰/۱۱/۱۱ - ۷:۳۹ - سه‌شنبه

درود

سلام
من نميدونم چي ميشه شماهم كه نگفتي جنگ ميشه ولي اگر چيزي نشه خيلي بد ميشه سكه850000تومان!!!!!!!!! ميگن مرگ با عزت بهتر از زندگي باذلت من نميگم، بزرگترا ميگن ،نه تو خونه جرات حرف زدن داريم نه بيرون فقط به خاطر قيمت سكه !!!!!!!!!!!!!
موفق باشيد


راه میانبر Email | URL | لینک دایم | ۹۰/۱۱/۴ - ۱۱:۰۳ - سه‌شنبه

موافقم

اون اسرائیل و فلان فلان شده ... ها رو خوب اومدی. قریب به اتفاق همه بحث های سیاستمداران دنیا فقط برای منافعه. حقوق بشر و بقیه حرف های قشنگ همگی بهانه است.



نام
ایمیل
وبسایت/وبلاگ http://
عنوان پیام
متن پیام
کد تصویر را وارد کنید

Google+ By Lisham Shahbazian