وبلاگ

 

 

بینایی‌ام که ابرآگین... هوای زندگی، ابرآلود... روزها نیز کمابیش ابری...

حالی می‌شوم... ابر اندر ابر اندر ابر...

در این احوال، آدم خزیدن‌اش می‌گیرد؛ که بخزد کنجی، که بخزد توی رخت خواب، که بخزد در تاریک‌ترین عمق تنهایی و هی به چیزهای زندگی‌اش، چیزهای ذهن‌اش بگوید: باشد برای بعد...

این‌ها را که می‌نویسم نیز از آن‌ها است که افتاده‌اند برای بعد. می‌نویسم که اگر کسی به چنین دردی گرفتار شد، گمان نبرد که کوفت گرفته، یا ام.اس. دارد. مثل خیلی دردهای برخاسته از تلخی‌ها، اجرای وظیفه می‌کند که بی‌مقدمه، سربرآورد از آن گوشه‌های تاریک درون و حال آدم را چند روزی، هفته‌ای، ماهی، شاید سالی به چیز بکشد و برود پی کارش؛ یا نرود...

البته هنوز نرفته. تغییر شکل داده. الان می‌گویم چه شکلی.

قریب به یک ماه پیش ـ جمعه شبی ـ بود در کارگاه کاغذگری که دید چشمان‌ام تالاپی نافرم شد. تابه‌تا می‌دیدم. به حساب خستگی گذاشتم. فردای‌اش حسابی اذیت‌ام کرد و تشخیص نمی‌دادم دقیقا مشکل چیست. فقط می‌دانستم که هست. عصرش، کاملا اتفاقی مکشوف شد که یک تکه ابر گردالی، در مرکز دید چشم راست جا خوش کرده و هر سو که می‌نگرم، ابراز وجود می‌کند. جستجوی اینترنتی هم که فقط بر ناخوشی‌مان افزود...

فهمیدم که مشکل، جدی است. ابری که با نگاه بچرخد، با هیچ‌کس شوخی ندارد.

به توصیه و راه‌نمایی دوستان، صبح یک‌شنبه رفتیم بیمارستان چشم نگاه و اورژانسی عکس چشم‌مان را گرفتند. مشکل تشخیص داده شد: سی.اس.آر. آب داخل چشم، نشت می‌کند به زیر شبکیه و یک قلمبگی می‌سازند شاید از سر سوزن کوچک‌تر؛ که البته همان کافی است که نظام زندگی‌ات به هم بریزد.

و هر چهار نفری که چشم‌ام را معاینه کردند، دلیل‌اش را یک چیز گفتند: بای دیفالت، استرس بیش از حد.

آن موقع که این را گفتند برای‌ام عجیب می‌نمود. باور نمی‌کردم. اما در این مدت که در احوال‌ام غور نمودم، دیدم که سرشار از استرس هستم و خودم را گول می‌مالیدم که استرس ندارم. به همین قاعده، عوارض دیگری را که فکر نمی‌کردم داشته باشم نیز، کشف شد. پس‌مانده و رسوب استرس‌ها و بی‌خوابی‌های این دو سه سال است به نظرم خودم که گیر کرده بود یک جایی و تا حال‌مان را نمی‌گرفت ـ که گرفت ـ دست بردار نبود.

آقای دکتر متخصص، خیلی ناز و ملو، فرمودند که هیچ چیز خاصی نیست! نترس! گور بابای اینترنت! و کلا نهایت تلاش‌اش را کرد که من را به زندگی امیدوار کند و بگوید که ارزش خودکشی ندارد. البته این را هم گفت که دوا درمان خاصی هم ندارد. باید خودش جذب شود، خوب شود. اگر بعد از سه چهار ماه ـ برای شما که هولی، یک ماه ـ اگر خوب نشد یا بیش‌تر شد، بیا دوباره معاینه و این‌ها و تشخیص مجدد؛ شاید عمل لازم شوی. با لیزر می‌زنند می‌ترکانند ابر مزاحم را، به تعبیری، شبکیه‌ی بدبخت را.

ساخته‌ایم در این مدت با این مهمان ناخوانده. داستان فقط تار دیدن نیست. مشکل اساسی این‌جا است که چشم تار می‌بیند، مغز فکر می‌کند که چشم فلان فلان شده درست فوکوس نکرده، بعد هی دستور می‌دهد به عدسی بدبخت که: اوهوی! فوکوس کن! و آن بی‌چاره هی چاق و لاغر می‌کند خودش را که بالاخره مغز بفهمد آن به نظر زیباروی ده متر جلوتر، چه طوری‌ها است؛ ولی نمی‌شود که نمی‌شود. البته مغز، آخرش می‌فهمد، ولی وقتی که دیر شده. دماغِ اکستریم عقابی و سیبیل اپیلاسیون نشده، زیر یک من آب و لعاب، از فاصله‌ی یک متری نمی‌تواند قابل تشخیص نباشد. همین می‌شود خستگی بیش از حد چشم‌ها و آخرش سردرد.

رانندگی هم برای کشتی‌سوارِ میلی‌متری رد کنی مثل حقیر نیز که حالا تجلی آدرنالین است، خاصه آن که باران هم بیاید و زوایا و فاصله‌ها همین جوری هم لوچ و معوج به نظر آیند.

از شوکِ حاصل از شب‌رنگ شاشیدن بعد از عکس و سردرد و خستگی پنج ساعت پیاده‌روی در بازار تهران، در یکی از آلوده‌ترین روزهای پایتخت و تصادف همان روز عصر و در جوب افتادن ماشین نازنین‌ام بعد از تصادف که فاکتور بگیریم، کلا نکته‌ای نداشت گویا این مهمان ناخوانده.

سرتان را درد ندهم. الان به‌ترم. آقای ابرِ باران نبارِ دید تار کن، همچنان هست اما گردالی نیست. کوچک شده و شبیه به سوراخ‌های پشت ساعت دیواری، متمایل به سمت بالا و راست.

و اما درسی که می‌شود از این داستان گرفت:

حواله‌دان‌های‌تان را ـ هر چه که هست ـ جدی‌تر بگیرید :)


پ.ن.

از همه‌ی دوستان عزیزی که در این مدت راه‌نمایی‌ام کرده‌اند، جویای احوال بوده‌اند، جد بلیغ نموده‌اند که الکی هم شده امیدم دهند، عمیقا سپاس‌گزارم :)



نمایش رکورد شماره 51 - 72 از تعداد کل 72  <<  <   1 - 2   >  >>

میترا Email | لینک دایم | ۹۴/۱۲/۴ - ۱۲:۰۳ - سه‌شنبه

CSR مزمن

سلام، من حدود 2 سال هست درگیر این بیماری هستم. بهمن 92 متوجه تاری دید و همینطور تاریکی شدم. بعد از مراجعه به 4 پزشک، در نهایت آقای دکتر پرورش که چهارمین پزشک بود تشخیص CSR مزمن و تخریب ماکولا داد و من را پیش دکتر مدرس زاده فرستاد برای لیزر، که از آمپول ویزوداین که تزریق وریدی بود و بعد لیزر حدود 80 ثانیه، خوشبختانه اون کیست در عرض یک ماه جذب شد و کلاً از بین رفت ولی به علت آسیب در ناحیه ماکولا من در حال حاضر با چشم چپ کمی درگیرم که البته تو این مدت عادت کردم، هرجایی که مرکز دید من است محدب میبینم و کمی عجیب و غریب. البته چون پیوند شبکیه نداریم باید این وضعیت را تا زمانیکه زنده هستیم تحمل کنیم. متأسفانه علت اصلی آن هم به سه دلیل است:
1- تنش و استرس
2- استفاده از داروهای کورتن با دوز بالا در دراز مدت
3- بارداری
که من هم مثل شما عزیزان از تنش و استرس دچار این مشکل شدم. برای همتون آرزوی سلامتی میکنم.


فهیمه لینک دایم | ۹۴/۱۲/۲ - ۲۱:۵۲ - یکشنبه

سلام منم همدرد شماهام این بیماری لوس رو دارم و کلی هم درمان دارویی و تزریق و لیزر کردم و فایده نداشته


ستاره Email | لینک دایم | ۹۴/۹/۲۵ - ۱:۳۰ - چهارشنبه

Csr

سلام به همه دو هفته هست كه فهميديم همسرم در چشمش دچار مشكل شده بعد از كلى عكس و آزمايش امروز مشخص شد csr داره!البته گفتند نزديك به يك ساله! دكتر قرص eplerenone تجويز كرده روزى ٢ تا ٢٥ميلى گرم با هم! اگر بعد از يك ماه خوب نشه ليزر و تزريق! خدا ميدونه كه چقدر غمگينم و چقدر سخت ميگذره... داشتم در مورد اين بيمارى تحقيق ميكردم كه با اينجا آشنا شدم... امروز فهميدم چقدر مشكلاتى هست كه از اونها بيخبر بوديم.. اينكه بيمارى هايى هست كه حتى اسمشونو نشنيده بودم ولى دل خيلى هارو به درد آورده... بله كالا از استرسه شوهر من ٣ سال استرس شديد داشت و هميشه نگران بودم و در آخر اين شد نتيجه ى اون روزهاى سخت... دوستان خوبم من اين بيمارى رو ندارم ولى با تمام وجود دركتون ميكنم اميدوارم همه شما خوب بشيد و از اين تيره و تارى خلاص بشيد خود اين بيمارى باعث استرس ميشه سعى كنيد از خداوند كمك بخواهيد دكتر و قرص و ليزر كاره اى نيستن خدا بالاترين قدرته به اميد روزهاي خوب و شفاف


بارزان برواری Email | لینک دایم | ۹۴/۹/۳ - ۱۸:۳۵ - سه‌شنبه

csr

سلام.بنده 37سالمه و ساکن کوردستان عراقم.مدت 3 سال که گرفتار csr هستم.دکتر و بیمارستان هم زیاد رفتم.ترکیه و ایران و عراق... اما بیفایده بوده .بهد از تجویز دارو کمی کمتر میشه ولی دوباره بر میگرده سراغت.اخرین دکتری که رفتم قرص ispera .eplerenon 50 mg تجویز کردند.و گفتند که لیزر گرم فایده نداره باید لیزر سرد بزنم واصت اما بعد از 2 ماه که این دارو رو مصرف کردی.


مرتضی Email | لینک دایم | ۹۴/۷/۲۸ - ۲۰:۲۸ - سه‌شنبه

سلام..منم حدود هشت ساله درگیر این مشکلم دیگه یه جورایی بهش عادت کردم ٬ اگه زود مراجعه میکردم شاید برطرف میشد ولی اگه دیر بشه این مایع تبدیل به حالت ژله ای میشه که جذبش مشکله و دیگه ماندگار میشه . شاید در آینده با پیشرفت علم پزشکی بشه کاری کرد در حال حاضر میگن هیچ درمانی نداره . چون خیلی ظریفه با جراحی هم ممکنه به شبکیه آسیب وارد بشه. الان دو ساله که هر شش ماه میرم کنترل که یه وقت بیشتر نشه ..


قاصدک! لینک دایم | ۹۴/۷/۲۶ - ۱۰:۵۲ - یکشنبه

سلام بر شما.
لازم می دونم یه چیزایی رو بگم در مورد این لعنتی!
سالها پیش یعنی حدود سال 85 من هم به این عارضه دچار شدم و بعد از مراجعه به دکتر و آنزیوگرافی و عکس و اینها فهمیدم که در اثر استرس شدید ناشی از تز! سی اس آر گرفتم! دکتر گفت صبر کن و صبور باش! خلاصه اینکه بعد از فراغت از تحصیل وقتی به دکتر مراجعه کردم بشکنان زنان گفت که فلت شده! یعنی تخت شده و عارضه از بین رفته!
بعد از مدتها که درگیر کار و زندگی و استرس شدم دوباره عود کرد و به گفته دکتر فقط با قرص های ضد استرس سعی کردم جلوش رو بگیرم.
بعد از چند سال که امانم رو بریده بود به بیمارستان دکتر خدادوست شیراز رفتم و عمل لیزر انجام دادم. مشکل سی اس آر رفع شد. یعنی دیگه مایعی توی شبکیه نیست. اما....
دیدم خوب نشد که نشد. به گفته دکتر شیرازی، بعلت دیر اقدام کردن، اون مایع باعث تخریب چند تا دونه سلول از شبکیه شده و دیگه هم قابل جایگزینی نیست!
به راحتی بهم گفت که مثل یک معلولیته و باید بهش عادت کنی!!!!!!!!
خلاصه کلام اینکه اگر استرسی هستید به امید از بین رفتن خود به خودی این عارضه نمونید که از گمراهانید!
فوری بروید و درمان کنید! البته با مشورت دکتر!
بنده الان با چشم چپ دنیا رو با خطوطی صاف و با چشم راست با خطوطی موجدار می بینم!


لیشام: سلام و ممنون از شما
من این رو می‌نویسم که هم شما و هم سایر دوستان که این متن رو می‌خونن بدونن که در چه وضعیتی هستم الان و احتمالا اگه وقتی کنم این متن (یا چیزی شبیه به این) رو زیر متن اصلی اضافه خواهم کرد.
مشکل سی اس آر چشم من کامل از بین رفته و الان هیچ مشکلی در بینایی ندارم. مساله‌ی اصلی همان استرس است. باید از ریشه گرفت‌ش و از کنه وجود، انداخت‌ش دور. سخت است؛ می‌دانم؛ اما شدنی است. شاید اگر این وضعیت مالی و کاری و بدهی که الان دارم را همان چند سال پیش می‌داشتم، علاوه بر سی.اس.آر، سکته‌ی قلبی هم اضافه می‌شد ولی شکر خدا فعلا که نه از استرس خبری است و نه از تبعات آن :)
سهل گرفتن کل فرآیند زندگی، کلید نه تنها سی.اس.آر که هزار بیماری و گرفتاری دیگر است
زندگی‌تان را سهل بگیرید


گلناز Email | لینک دایم | ۹۴/۵/۱۵ - ۰:۰۶ - پنج‌شنبه

سلام منم به عارضه csr دچار شدم الان نزدیک یک ماهه امید داشتم تا دو ماهه دیگه چشمم درست بشه مطالبتون رو خوندم شوک شدم فکر نمیکردم اینقدر جدی باشه


عسل لینک دایم | ۹۴/۲/۲۵ - ۲۱:۰۳ - جمعه

csr

آخ از این بیماری سه ساله در گیرشم و گفتن هیچ درمانی هم نداره هی میره و میاد و فقط گفتن دلیلش اضطرابه.خوشحالم که یه سرس همدرد دارم


علی لینک دایم | ۹۴/۲/۱۱ - ۲۳:۴۹ - جمعه

سلام. من هم نزدیک به دو سال و نیم هست که گرفتار شدم. واقعا چندش آوره. مخصوصا اینکه درمان قطعی نداره. فکر کنم بتونیم یک انجمن سی اس آر لعنتی راه اندازی کنیم.


سعید لینک دایم | ۹۳/۱۱/۲۹ - ۲۱:۴۷ - چهارشنبه

سلام من هم الان یک ماهی هست که دچاراین مشکل شدم خیلی عذاب آوره


فواد Email | لینک دایم | ۹۳/۱۱/۱۰ - ۲۰:۲۸ - جمعه

منم نزدیک به دوماهه درگیراین ابرکوفتیم چن تا دکتر رفتم یکیشون کتوکنازول داداون یکی استازولامید آخرسرگفتن عکس بگیرودرنهایت لیزر انجام بدم شغلمم به شدت استرس زاست 42 سالمه باتشکرازراهنمایی دوستان


سپنتا لینک دایم | ۹۳/۱۱/۴ - ۱۶:۵۱ - شنبه

سلام به همه کسانی که این مطلب رو میخونن
من هم در سال 89 گرفتار این داستان عجیب و نادر شدم با کلی استرس و ترس از رنجی که خود از استرس ناشی شده بود به دکتر رفتم و بعد ار آنژیو گرافی متوجه شدم ماجرا چیه؛ خیلی سال پیش زمانی که دبیرستان بودم یه اسمی از یکی از معلم ها شنیده بودم؛ پروفسور حسن رزمجو؛ همین شد کلید واژه ی ذهن مشوش من ؛ به حضرت اینترنت متوسل شدم و فهمیدم جنب استاد در اصفهان تشریف دارند بعد از مشرف شدن به محضر آن بزرگوار و معاینه و مطالعه شرایط و عکس ها، تجویز لیزر دادند و من بعد از یه لیزر یک دقیقه ای کاملا درمان شدم
اما
حالا بعد از گذشت چهار سال، اکنون که سی سال دارم، و تحمل کوهی از استرس و درد ناشی از شکست عاطفی و فشار عمیق کاری، باز هم در همان موضع پذیرای مهمان ناخوانده خویشم
فغان از درد تکراری
امان از تکرار درد


محمد لینک دایم | ۹۳/۷/۱۱ - ۱۴:۴۱ - جمعه

من هم چهارده سال است csr دارم. وقتی به کتمپیوتر نگاه می کنم چشمم درد می گیرد ولی با تلویزیون و موبایل مشکل ندارم. کسی راه حلی دارد؟ همین تجربه را چطور؟


كورش لینک دایم | ۹۳/۶/۱۸ - ۱۵:۵۵ - سه‌شنبه

سلام.من ده سال هست كه گرفتار CSR هستم.فوق تخصص شبكيه هم به تكرار منو ويزيت كرده اما نه تنها بهبود نيافته بلكه اون يكي چشمم هم درگير اين بيماري شده.خواهشمدم اگه كسي از دوستان نتيجه ايي از درمان اين بيماري گرفته و يا اطلاعاتي در اين خصوص داره منو راهنمايي كنه.42 سال دارم و ساكن تهران.هر بار كه ويزيت شدم فقط يه عالمه هزينه عكس از چشم دادم و البته بي نتيجه.دارو هم تجويز نشده.فقط گفتنن كه بيماري ناشناخته است و نبايد عصباني و استرس داشته باشم.مرسي و ممنون اگه راهنمايي بفرمايين.


یک خواننده صفحه شما Email | لینک دایم | ۹۲/۱۲/۲۳ - ۲۲:۲۰ - جمعه

به امید سلامتی

فکر کنم حدود 10 سال است که خواننده صفحه شما هستم. (امیدوارم این عدد بیشتر از سالهای وب نویسی شما نباشد!) در طول این سالها از طریق نوشته های شما با سایت جالب گنجور و گروه جالب آنوبانینی آشنا شدم و همیشه لذت بردم. جهت تشکر راهنمایی های زیر را می نویسم.
در ارتباط با دست و پنجه نرم کردن با مشکلات زندگی فایلهای صوتی زیر خیلی به من کمک کردند امیدوارم برای شما هم خوب باشد.
گذشتن از گذشته:
http://www.holakoueeword.com/%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B5%D8%AF%D8%A7/#comment-1457

فایلهای مذاکره و مهارتهای فردی:
http://www.shabanali.com/?page_id=562
به امید سلامتی


منصور Email | لینک دایم | ۹۲/۱۲/۶ - ۲۲:۵۷ - سه‌شنبه

خواهشمند است تجربیاتتون رو منتقل کنید

با درود فراوان
3 هفته است بینایی چشم راستم ناگهانی تیره و تار و مبهم شده، دقیقا زمانیکه واقعا برام مهمه، بعد از آنژیوگرافی و عکس از چشم( که توام با حساسیت بود و داشت رگامو و مویرگامو پاره میکرد و شانس آوردم) تشخیص CRS بود و دکتر گفت باید صبر کنی اگه خوب نشد باید لیزر کنی. مانده ام چه کار کنم می ترسم صبر کنم خوب نشه یا دیر شه و از طرفی زمان رو هم از دست بدم لطفا از تجربیاتتون بگید ممنون میشم


ليشام جان Email | لینک دایم | ۹۲/۱۲/۲ - ۱۰:۳۷ - جمعه

بيمارى سى اس ار

اين بيمارى مردانه است ولى من حدود ٥ ساله درگيرشم بعد از چندين ماه تحت نظر بودن وچندين بار عكس گرفتن و ساعتها منتظر ويزيت دكترووجواب كه هميشه يكجور بود كه درمان قطعى نداره يكساله بى خيالش شدم ودنيارا سمت راست شفاف و سمت چب تار ميبينم سعى ميكنم بهش فكر نكنم


hamid Email | لینک دایم | ۹۲/۱/۳ - ۱۶:۴۴ - شنبه

همشهری عزیز سال نو مبارک.
من قرار گذاشته بودم تا با اندامهای بدنم همه با هم تمومش کنیم ولی بعضی از اونا میخوان زودتر دست از کار بکشن! نگران نباش من هم سال86 چشم چپم گرفتار سی اس آر شد اولین کاری که کردم کارم رو به مدت 45 روز ترک کردم و حتی از خانواده دور شدم تقریبأ 5 تا 6 ماه طول کشید تا خوب شد اثرش هم روی دید چشم چپم بود که تصویر رو تار میبینم و با عینک هم درست بشو نیست. اوایل اسفند 91 هم چشم راستم گرفتار شد رفتم بیمارستان نور خانم دکتر حاجی زاده معاینه کرد دوتا قرص داد استازولامید و کتوکونازول 200 سه وعده در روز استفاده کردم که آب بدنم رو کشیده تا الان که تقریبأ دایره سیاه محو شده وباید بعد از تعطیلات برم پیشش. به هر حال همشهری اول و آخرش عصبی بودنه کارت رو سبک کن و باید بی خیال شد. اگه آسون نگیری اونیکی چشمت هم گرفتار میشی ها...
موفق باشی اگه سوالی داشتی بهم ایمیل بزن تا تلفنی صحبت کنیم در خدمتم حمید


کرمی لینک دایم | ۹۱/۱۲/۹ - ۱۲:۱۹ - چهارشنبه

سلام. بینایی چشمتون الان چطوره؟

لیشام: سلام :) متاسفانه حضرت ابر برگشته :| با همان کیفیت و با همان قدرت... شاید بعد از عید بروم دکتر. شاید نروم...


کرباسی لینک دایم | ۹۱/۱۱/۴ - ۲۳:۲۴ - چهارشنبه

اوه شما واقعا نویسنده خوبی هستین! بلیغ، بلیغ!

لیشام: شما همواره بنده رو شرمنده فرمودین :) نفرمایین، نفرمایین!


نیکو لینک دایم | ۹۱/۱۰/۹ - ۱۳:۲۲ - شنبه

خودت را دست این دکترها نده، تا آدمو نکشن ول نمی کنن.
من یکبار جدی گرفتم دیگه دکترها چیزی از گلو و حنجره و تار صوتی برام نگذاشتند.
به این نتیجه رسیدم که حواله دانمو ببوسم بگذارم سر چشم بهتر از صدتا دکتره. حیف دچار کمبود امکانات بودم!!!

لیشام: اولا که D: ثانیا این‌که ما خودمان را دست دکترها ندادیم چون همان یک دانه قرصی هم که دادند نخوردیم. اما خوب! عکس از آن زایده‌ی لعنتی با دوربین‌ موبایل فکسنی‌ام ممکن بود همان مقدار هم پول نمی‌ریختیم در حلقوم‌شان :)


مریم URL | لینک دایم | ۹۱/۱۰/۸ - ۲۰:۲۶ - جمعه

لیشام جان آرزوی سلامت دارم. امیدوارم که استرس ها هم مثل این لکه هه خیلی زود از بین بروند.

لیشام: سپاس‌گزارم مریم عزیز :)



نام
ایمیل
وبسایت/وبلاگ http://
عنوان پیام
متن پیام
کد تصویر را وارد کنید

Google+ By Lisham Shahbazian