وبلاگ

 

 

لحظه‌ای هست در هر به آغوش پیچیدنی که سرت را وامی‌نهی روی موهایش، گونه‌ات را روی شانه‌اش، صورتت را روی سینه‌اش؛ چشم می‌بندی و بعد نخودکی و ریز، سرت را تکان می‌دهی، کج و راست می‌کنی تا آن به‌ترین خلوت لنگرگاهش را بیابی و یک جایی حوالی آن آغوش، پهلو بگیری. آن به‌ترین نقطه‌ای که فقط برای همان لحظه‌ی آغوش است، خاصِ همان خلوت؛ بی هیچ صدایی؛ هیچ حرفی نیست. هر چه هست، شما و بوی عود دلی که در مشام شما...

هر به آغوش پیچیدنی را کاش می‌شد قاب کرد، با تمام جزییات، مانند اثری نفیس، ماندگار کرد و گوشه‌ای از سینه‌ی بی‌کرانه‌ی زندگی آویخت...

پایین هر اثری هم امضا کرد: این لحظه‌ی آغوش را ما خلق کرده‌ایم...



حسن لینک دایم | ۹۴/۱۲/۱۹ - ۲:۲۵ - چهارشنبه

کجایی اخوی
یکسال گذشت و من چشم انتظار قلم تو هستم لیشام


دوستت و مشتری قدیمی اینجا لینک دایم | ۹۴/۱۱/۲۹ - ۲۳:۱۸ - پنج‌شنبه

سلام دوست من
منتظر بروز شدنت در اینجا هستم


مهدی لینک دایم | ۹۴/۱۱/۲۳ - ۲۳:۲۴ - جمعه

تقدیر و تشکر

سلام لیشام
مهدی هستم. هم باشگاهی قدیمی. البته از نوع دانش پژوهانش!!!

یکی از دوستام میخواد بره زیر پرچم به همین خاطر توفیق شد بیام از کاغذی جات برقیه ت تحفه ای براش کادوپیچ کنم بلکم کرامت نوازش دست حضرت عالی باعث بشه اندکی وایدتر این چند صباح را شب کنه.

بازم ممنون و به امید دیدار :)


سمیه لینک دایم | ۹۴/۷/۲۷ - ۲۱:۴۰ - دوشنبه

خیلی زیبا بود.خیییلی.بیشتر.irm3z


خدایار لینک دایم | ۹۴/۶/۷ - ۴:۰۵ - شنبه

سلام عزیز برادر
می خواستم ببینم captcha ت چه شکلیه !

لیشام: والا دقیقا کپچا نیست، یه چیز من درآوردی‌ه! می‌خوای فایل‌هاش رو بفرستم برات؟


شاگرد قدیمی لینک دایم | ۹۳/۱۱/۱۱ - ۲۰:۲۸ - شنبه

تولدتون مبارک، همیشه سلامت باشید و سرزنده!

لیشام: سپاس‌گزارم :)
اما شما کدام شاگرد قدیمی هستین آیا؟ ما معلم نبوده‌ایم هیچ‌وقت که حالا شاگرد هم داشته باشیم P:
اون هم قدیمی تازه :)



نام
ایمیل
وبسایت/وبلاگ http://
عنوان پیام
متن پیام
کد تصویر را وارد کنید

Google+ By Lisham Shahbazian