وبلاگ

 

 

شناور روی آب می‌لرزد و امواج ریزی ایجاد می‌شود؛ معنای مشخصی دارد: ماهی دارد با طعمه بازی می‌کند. برای لحظه‌ای شناور به زیر آب کشیده می‌شود؛ این هم معنای مشخصی دارد: ماهی طعمه را در دهان گرفته و اگر زود نجنبم بعد از بازی کردن با طعمه و خوردن آن، قلاب را رها می‌کند ... و آن گاه است که باید نخ را بکشم. نخ را به طرز فجیعی بکشم. لازم نیست فکر کنم که دارد آن پایین چه اتفاقی می‌افتد؛ مهم آن است که نخ را به موقع بکشم ...

نخ به طرز فجیعی کشیده می‌شود ... و لحظه‌ای بعد ...

لبخند شادمانی روی لب‌هایم می‌نشیند. تقلای ماهی برای آزادی در امتداد نخ بالا می‌آید و به دستانم می‌رسد. لرزش تلاشش با کوتاه شدن نخ آرام می‌گیرد. آرام و آرام‌تر ...

قزل‌آلاست ... کوچک است. وول می‌خورد هنوز. نخ را بالا می‌آورم و با دستم ماهی را می‌گیرم. لیز و لزج است. به طرز چندش‌آوری لیز و لزج است. آقای قلاب سقف دهانش را شکافته و از وسط پیشانی‌اش بیرون آمده. همه جای سرش خونی‌ست. سعی می‌کنم قلاب را بیرون بیاورم. ماهی را محکم می‌گیرم و قلاب را به زور بیرون می‌کشم. تلاشم را می‌کنم تا آسیب کمتری ببیند اما خون و انواع و اقسام مایعاتی که نمی‌دانم چیست از خلل و فرج سرش بیرون می‌زند. ماهی نفس نفس می‌زند ...

قلاب بیرون آمده و تکه‌هایی از گوشت و لخته‌هایی از خون نیز به آن چسبیده است. ماهی باید زجر کمتری بکشد. باید سرش را به سنگ زد تا زودتر بمیرد. ماهی را محکم می‌گیرم و سعی می‌کنم که سرش را به سنگ بزنم. تق ... تق ... بعد از دو ضربه، ماهی از دستم سر می‌خورد و می‌افتد. ماهی تقلا می‌کند میان سنگ‌ها و من هجوم می‌برم و یک‌بار دیگر ماهی را می‌گیرم و دوباره ... این فرآیند سه بار تکرار می‌شود. سنگ‌ها خونی شده‌اند و ماهی هنوز زنده است و جان می‌کند ...

دیروز،

در کمال آرامش،

با تمام شادمانی،

اولین ماهی زندگی‌ام را گرفتم ...



مجيد لینک دایم | ۸۸/۱/۳۰ - ۰:۴۴ - یکشنبه

خاك

مردشور اون شكم متعفنتو ببرن كه از جنايت كردن لذت ميبريد. در اين كره خاكي 1 درصد انسان واقعي وجود داره بقيه بايد برن به درك


خودم لینک دایم | ۸۸/۱/۲۹ - ۲۱:۱۷ - شنبه

برات متاسفم احمق عوضی کثافت که جر اون شکم کثیفت به هیچ چیز دیگه ای فکر نمیکنی
به این فکر نمیکنی که اون ماهی بیچاره حق زندگی داره احساس داره(آره احساس داره اگه نمیدونی بدون که ماهی یکی خیلی بیشتر از تویه کثافت احساس و درک داره)
با وجود آشغالهایی مثل شما رو زمینه که هیچ موجود بیجاره ای آسایش نداره برات واقعا متاسفم


ذبيح الله Email | لینک دایم | ۸۵/۴/۱۰ - ۲۳:۱۴ - شنبه

بايد پيشرفت كني

اولين بار كه موجودي را كشتم 11 ساله بودم با تفنگ بادي يك قمري را در جا كشتم اولش وجدان درد گرفتم حالا كه براي خودم بزرگ شده‌ام پيشرفت كرده‌ام با اسلحه شكاري گراز مي‌زنم و گوسفند سر مي‌برم چه كيفي واي!!! توهم مي‌توني تا گوسفند كشتن ياد نگيري مرد نمي‌شوي البته ماهي براي شروع بدك نيست


مانا Email | لینک دایم | ۸۴/۷/۲۳ - ۲۰:۵۶ - شنبه

عکس

سلام، پس چرا از ماهی و ماهی‌گیریت عکس ننداختی؟

لیشام: به جاش از اين سري آخر كه رفتم ماهي‌گيري عكس انداختم. توي پست بعدي هم قصه‌اش رو نوشتم.


sahar Email | URL | لینک دایم | ۸۴/۷/۲۰ - ۱۳:۱۹ - چهارشنبه

آشنائی

سلام. خوبی؟ لیشام یعنی چی؟ میای پیشم؟


کیانوش لینک دایم | ۸۴/۷/۲۰ - ۱۱:۴۲ - چهارشنبه

میـگـم

ایـنجا یـجور بـاتوم کـوچیک هـست مـخصـوص کـشـتن ماهی... صـد در صـد تـضمـینـی ماهی خود را فـقط با یک ضـربه و بـدون درد خـلاص کـنیـد.... اندازه کـف دسـته، بـگو تـولـدت کی هـسـت برات یـکی کادو بـفرسـتم ،)

لیشام: لطف مي‌كني كيانوش جان! بنده متولد يازده بهمن مي‌باشم D: حال مي‌كني چه دوست پررويي داري؟!


فرزام Email | URL | لینک دایم | ۸۴/۷/۱۹ - ۹:۲۹ - سه‌شنبه

جهت اطلاع دوستاني كه در مذمت ساير دوستاني كه نوشته‌اند آن دسته از دوستاني كه گوسفند مي‌كشتند دوستان بدي هستند عرض كنم كه: دوستان گرامي! امروزه روش كشتن حيوانات (البته منهاي ماهي‌گيري) در دنياي پيشرفته، طوري است كه حيوان بدبخت كمترين زجر را بكشد و اصولاً نفهمد چه بلايي به سرش اومده و وقتي چشمشو باز كرد ببينه ديگه مرده!! مثلاً براي كشتن گاو در كشتارگاه اول ايشان را بيهوش مي‌كنند و يا يه جوري مي‌كشند كه در سيم ثانيه به دار فاني بشتابد. البته اين حرفا واسه ما كه هنوز آدمامون رو يه جوري مي‌كشيم كه دهنشون سرويس بشه و دل ما خنك، خيلي زياده... البته ماهي‌گيري مستثناست!!! ليشام جان دستت درد نكنه!! اي ول...


کیانوش لینک دایم | ۸۴/۷/۱۸ - ۲۲:۳۳ - دوشنبه

راسـتی

قلاب رو اگه فــجیـع هـم نـمی‌کشیدی مـاهی رو می‌گـرفتی... آشـخور بازی درآوردی دیـگه، ایشالا بار دیـگه جـبران کـن :)

لیشام: بي‌تجربگيه ديگه ... مثل بسكتبال بازي كردن يه آدم ناشي مي‌مونه. دست به توپ بزنه خودش رو تابلو مي‌كنه ... چشم!! ديگه نخ رو خيلي فجيع نمي‌كشم ...


علي بي همتا Email | لینک دایم | ۸۴/۷/۱۸ - ۱۵:۲۱ - دوشنبه

بابا بي‌خيال فتح خيبر كه نكردي يه ماهي گرفتي ديگه اين همه سفرنامه زائر شرق نوشتن نداره كه اوناييم كه در مذمت كارتو نوشتن بايد بشون گفت: ببخشيد اگه ماهي نگيريم و گوسفند نكشيم اون وقت بايد چي زهر مار كنيم؟ ما ايرانيا هميشه از همه چي ناراضي هستيم

لیشام: اردت‌منديم داش علي! معلمومه كه فتح خيبر نكردي وگر نه مي‌گفتم بهت كه ماهي‌گيري زياد هم فرقي نداره D: ... يا حق


بي بي ناز Email | URL | لینک دایم | ۸۴/۷/۱۸ - ۸:۰۸ - دوشنبه

من نمي‌فهمم زجر كشيدن و مردن يك جاندار ديگر جلوي چشم بعضي‌ها چه لذتي مي‌تونه داشته باشه؟ مثلا عروس و دامادي كه ايستاده‌اند و گوسفندي را زنده زنده جلوي پاشون سر ميرن كه برن خوشبخت بشن!! واقعاً كه ....

لیشام: اصولاً گوسفند زنده رو سر مي‌برن نه گوسفند مرده رو ... حالا منظور شما از “زنده زنده” چي بود الله اعلم ... بدم نميومد لحظه‌اي كه مي‌خواين از توي ظرف خورشت يه تيكه گوشت قلمبه رو ـ اعم از گوسفند، مرغ يا هر چيز ديگه رو ـ بردارين و روي برنج بذارين، محكم بزنم پشت دست‌تون D:


خدایار URL | لینک دایم | ۸۴/۷/۱۸ - ۷:۵۴ - دوشنبه

می خواستم به دوستانی که انتقاد کرده اند بگم به شرطی انتقاد شما منصفانه است که شما گیاه خوار باشید در غیر اینصورت خود شما هم طرفدار کشته شدن حیوانات برای منافع انسان هستید.


jaleh Email | URL | لینک دایم | ۸۴/۷/۱۸ - ۷:۴۴ - دوشنبه

سلام

يعني كشتن و زجر كشيدن يك موجود زنده انقدر براي تو لذت آور بود. واقعا كه! كاش ما انسان‌ها كمي بخود مي‌آمديم و مي‌فهميديم كه هر موجود زنده‌اي كه خدا آفريده حق حيات داره

لیشام: خوب اين موضوعيه كه چشم بسته هم مي‌شه غيبش رو گفت!! البته بنده تا بدين پايه اهل هنر و ظرافت نيستم ولي اين سمت قضيه هم هست كه بعضي از اين موجودات زنده‌اي كه فرموده بودين علاوه بر حق فوق، حق خورده شدن هم دارند و چون زنده زنده خوردن اون‌ها كمي سخت و احتمالاً چندش آوره، لذا اول بايد اون‌ها رو كشت و بعد خورد. خيلي مجرد برخورد كردين. نگرش شما درست نيست. بديهيه كه من از كشتن موجودات لذت نمي‌برم. ولي از خوردن‌شون خيلي لذت مي‌برم، به خصوص ماهي.


فرزام Email | URL | لینک دایم | ۸۴/۷/۱۷ - ۲۰:۵۳ - یکشنبه

ghazal ala?!!

سلام و عرض ارادت به تو ای بیرحم. ای مزدور. ای بی مروت. خوشت میاد با سنگ بزنن توی سرت؟ یا با سرت بزنن توی سنگ؟ دوست می‌داری تیغ سه سر فرو کنن توی دهنت از ملاجت بزنه بیرون؟ و البته با عرض معذرت بگم اون غزل یه چیز دیگه و ایض" یه نفر دیگه است. اونی که شما گرفتین احتمال" قزل‌آلا بوده نه غزل‌آلا!!! (آقا مخلصیما!!)

لیشام: واااااو! چه سوتي كبيري!! فردا رديفش مي‌كنم ... تو حس بودم ديگه، خودت كه مي‌دوني ... به هر صورت ممنون ...


کیانوش لینک دایم | ۸۴/۷/۱۷ - ۱۵:۱۸ - یکشنبه

به بـه مـبارکه

لیـشام جـان درود... برو شـکر خدا کـن که در یک کشـور آزاد زندگی میـکـنی، اگه ایـنجا بـودی برای اینجور تفریح کردن دادگاهـیت میـکردن!!!... از شـوخی که بـگذریم، اون حـسی که وقـت بالا کـشیدن مـاهی از آب به آدم دسـت میـده با کـمتر چـیزی قابل مـقایـسه اسـت!.. مـنهم یکبار یادمه با یه قلاب الکی تـو ســد کـرج تـنها ماهـی گـروه رو شـکار کـردم که الـبته اونهم کـوچیک بـود و انداختیـمش تو آب دوباره ولـی آی کـر کـری خـوندم بـرای جـمع که نـــگو....


كاوه لینک دایم | ۸۴/۷/۱۷ - ۱۱:۵۷ - یکشنبه

خدا ده هزار سال است كه دارد تلاش ميكند كه به من و تو حالي كند كه چقدر از ما انتظار دارد. مثلا ميگويد فلان طور بهتر است و فلان چيز را هم ميتواني بخوري. حالا ما خر خودمان را ميگيريم كه اي بابا چقده بديم! ما بديم قبول دارم. اما نه به اين دليل، بلكه به اين دليل كه در باره خودمان طبيعي فكر نميكنيم و بيشتر يك سري تعاريف مجرد هستيم تا آدمهاي واقعي.


.. لینک دایم | ۸۴/۷/۱۷ - ۱۱:۲۵ - یکشنبه

هرگز لذت عبور از راه‌هاي ناآشنا را نخواهي چشيد ...


rira URL | لینک دایم | ۸۴/۷/۱۷ - ۱۱:۱۰ - یکشنبه

سلام ليشام عزيز

راستش امور ما انگار رديف شدني نيست به اين راحتيا!...نميدونم چي قراره بشه اصلا انگار يه طوري شده كه زندگي داره همينجوري مارو مي بره جلو اولين باره كه حس ميكنم انگار مهم نيست من چه تصميمي ميگيرم هر چي بخواد بشه خودش ميشه!...شايدم اونقد از دست و پازدن خسته شدم كه خودمو بي اختيار سپردم به جريان رود...در هر صورت اين مدت اينقد شرايط به طرز شگفت انگيزي هي تغيير كرده كه خودمم پاك گيج شدم...شما علي الحساب دعا يادتون نره تو اين روزاي عبادت...ممنون


rira URL | لینک دایم | ۸۴/۷/۱۷ - ۹:۵۱ - یکشنبه

salam...

talkh neveshti....! ...adam delesh yejoori mishe... albate man inghada delnazok nistam vali ghabool kon avalin mahie zendegito badjoori delkharash gerefti!... albate tajrobe nakardam vali labod lezat dare ke lezat bordi! bedoone choob ke boode in dafe bedoone gholab ham begirin ba toor!

لیشام: سلام ريراي عزيز، ممنون از لطف شما. همين‌جوريش هم كه داشتيم بدون چوب مي‌گرفتيم، شكارباني اومد بند و بساطمون رو جمع كرد، ديگه چه رسه با تور ... اوضاع و احوال خودتون چه جورياست، رديف شد امورتون يا نه؟


armita لینک دایم | ۸۴/۷/۱۶ - ۱۸:۳۴ - شنبه

tabrik migam, moteasefam ke naboodam ke bebinam

لیشام: سلام آرميتاي عزيز، راه گم كردين گويا كه سري هم به حقير زدين ... كلاً ديروز جاي همه‌ي دوستان، خصوصاً شما خيلي خالي بود. نمي‌دونيد كه من از اين خدايار چه‌قدر لجم مي‌گرفت. هر بار كه قلاب مي‌انداخت يه ماهي كوچولو هم بالا مي‌كشيد. فكر كنم يازده دوازده تايي گرفت. ولي من كلاً دو تا ماهي گرفتم. اولينش هم هموني بود كه قصه‌اش رو نوشتم و دوميش از همين ماهي ريزها بود. نبودي كه ببيني مردم با چه تجهيزات و كبكبه و دبدبه‌اي اومده بودن و حتي يه ماهي ريز هم نگرفتن. در حالي كه من و خدايار داشتيم بدون چوب ماهي‌گيري مي‌كرديم ...


خدايار URL | لینک دایم | ۸۴/۷/۱۶ - ۱۸:۱۸ - شنبه

سلام...... دوباره تبريك مي‌گم. انسانيم ديگه! مي‌تونيم از ساير موجودات براي تفريح استفاده كنيم. من هم وقتي تئوري قضيه رو مرور مي‌كنم دلم نمياد ماهي‌گيري كنم ولي هر وقت قلاب بدست مي‌گيرم و مي‌رم به سمت محل ماهي‌گيري يادم مي‌ره..... ولي حال داد!

لیشام: خدايار عزيز! واقعاً ديروز به من خوش گذشت... اين كه مي‌بيني نوشته‌ام كمي زهرآلوده، به خاطر حال خرابي بود كه موقع نوشتن داشتم وگرنه خيلي دلم مي‌خواست شنگولانه بنويسم. من هم مشكلي ندارم با ماهي گرفتن. به هر صورت نعمتيه كه بايد استفاده كنيم و لذت ببريم. گاهي اوقات آدم، بي آن كه دلش بخواد، حال و هوايي رو پيدا مي‌كنه كه نبايد ... بهت اطمينان مي‌دم كه از ماهي‌گيري ديروز كمال لذت رو بردم ... ايشالا دفعه‌هاي بعد



نام
ایمیل
وبسایت/وبلاگ http://
عنوان پیام
متن پیام
کد تصویر را وارد کنید

Google+ By Lisham Shahbazian