<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: به خدا ماه مقصر است&#8230;	</title>
	<atom:link href="https://lisham.com/%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://lisham.com/%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d9%82%d8%b5%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</link>
	<description>یادداشت‌های لیشام شهبازیان</description>
	<lastBuildDate>Thu, 19 Nov 2020 11:46:32 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.20</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: کاوه		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d9%82%d8%b5%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#comment-8317</link>

		<dc:creator><![CDATA[کاوه]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 Feb 2012 06:31:24 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=220#comment-8317</guid>

					<description><![CDATA[در این دوران که همیشه‌اش از آسمانِ دل‌ها تلخی و الکنی می‌بارد، ما که گداتریم و دورتریم از حضرت دوست و نفس محبتش، تلخ‌تریم و ماننده‌ی الکنانِ مجنون، تمام روز، آسمان را نظاره می‌کنیم شاید نم بارانی، یا حتی امیدی در تجسد ابری یا پروازی بلند و بی‌پروا در نگاهِ خشک‌مان طراوتی بنشاند. غریبه‌ایم، غریبه... کاش این همه آدمی با نوازش‌های باران و تشنگی نسبتی می‌داشتند.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; تو که ما را حسابی با این هدیه‌ای که دادی بارانی کردی کاوه جان :) ما نسبت‌مان را به باران از نوازش شما گرفته‌ایم... باز هم ممنونم :) ان شاء الله سال بعد دفتر دومش را هم برایم هدیه بخری D:]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در این دوران که همیشه‌اش از آسمانِ دل‌ها تلخی و الکنی می‌بارد، ما که گداتریم و دورتریم از حضرت دوست و نفس محبتش، تلخ‌تریم و ماننده‌ی الکنانِ مجنون، تمام روز، آسمان را نظاره می‌کنیم شاید نم بارانی، یا حتی امیدی در تجسد ابری یا پروازی بلند و بی‌پروا در نگاهِ خشک‌مان طراوتی بنشاند. غریبه‌ایم، غریبه&#8230; کاش این همه آدمی با نوازش‌های باران و تشنگی نسبتی می‌داشتند.</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> تو که ما را حسابی با این هدیه‌ای که دادی بارانی کردی کاوه جان 🙂 ما نسبت‌مان را به باران از نوازش شما گرفته‌ایم&#8230; باز هم ممنونم 🙂 ان شاء الله سال بعد دفتر دومش را هم برایم هدیه بخری D:</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
