<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: تهران، کابوسی‌ست دیگر	</title>
	<atom:link href="https://lisham.com/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://lisham.com/%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/</link>
	<description>یادداشت‌های لیشام شهبازیان</description>
	<lastBuildDate>Mon, 01 Jun 2009 16:30:25 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.18</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: پروانه		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/#comment-6312</link>

		<dc:creator><![CDATA[پروانه]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 01 Jun 2009 16:30:25 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=74#comment-6312</guid>

					<description><![CDATA[من عاشقمااا..این همه رو گفتم یادم رفت بپرسم شما اصلا رفتی از اینجا یا...؟&lt;br/&gt;حال اقا فرزام رو چی؟&lt;br/&gt;اینم از اون چیزاییه که نباید به روتون بیارین]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>من عاشقمااا..این همه رو گفتم یادم رفت بپرسم شما اصلا رفتی از اینجا یا&#8230;؟<br />حال اقا فرزام رو چی؟<br />اینم از اون چیزاییه که نباید به روتون بیارین</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: پروانه		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/#comment-6311</link>

		<dc:creator><![CDATA[پروانه]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 01 Jun 2009 16:23:32 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=74#comment-6311</guid>

					<description><![CDATA[من اولین باره اومدم اینجا..جو بلاگتون خیلی باحاله&lt;br/&gt;نوشته هاتون خیلی بهم فاز دادن&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;تورو خدا...کسایی مث شما هم از تهران برن دیگه چی میشه اینجا&lt;br/&gt;نگران نباشین..اون اتوبوسه همه رو قرین رحمت خودش قرار میده.شما هم به روی مبارک نیار&lt;br/&gt;شما به جاش یه جوری حال این اقای فرزام رو جا بیار..منم کلی خندیدم&lt;br/&gt;:D]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>من اولین باره اومدم اینجا..جو بلاگتون خیلی باحاله<br />نوشته هاتون خیلی بهم فاز دادن</p>
<p>تورو خدا&#8230;کسایی مث شما هم از تهران برن دیگه چی میشه اینجا<br />نگران نباشین..اون اتوبوسه همه رو قرین رحمت خودش قرار میده.شما هم به روی مبارک نیار<br />شما به جاش یه جوری حال این اقای فرزام رو جا بیار..منم کلی خندیدم<br />😀</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: علی بی همتا		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/#comment-6310</link>

		<dc:creator><![CDATA[علی بی همتا]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Dec 2005 12:11:36 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=74#comment-6310</guid>

					<description><![CDATA[آقا دمت گرم که حرف دل منو زدی. بعضی وقتا فکر می‌کنم مال این شهر نیستم... عجب جانورایی تو این شهر زندگی می‌کنن. مسؤولین یکی از یکی دروغگوتر و بی‌کفایت‌تر... مردم در حضیض حماقت. کافیه امشب یا فرداشب بری جردن یا فرشته یا ولی‌عصر ببینی صف ماشینایی که... چرخ می‌زنن. سردرد عصرگاهی جزو برنامه‌ی ثابت سیستم بیولوژیکی من شده. شدیداً پایه‌ی رفتن به شهرستانم. شهرستان که نه یه دهی جایی که واقعاً آسمون آبی باشه جایی که مسؤولین محترم بی‌پدرمادر حتی با امواج رادیو هم نتونن ...شعراشونو تو پاچمون کنن&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt;  تو بی‌همتایی علی عزیز! من در بلند مدت به طور جدی به این قضیه فکر می‌کنم. قضیه‌ی پروژه‌ی خیار هم در همین راستاست. اگه خدا بخواد و توان به ما بده، یه وبلاگ در مورد این پروژه راه می‌ندازیم. خیلی خوشحال شدم علی جان. نمی‌دونم چرا این کامنت شما رو که خوندم تالاپی دلم برات تنگ شد. یه کم سرم این چند وقت شلوغه و خیلی دیر می‌رسم خونه. سعی می‌کنم تو این یکی دو هفته یه قرار بذاریم بریم بیرون هم دیداری تازه بشه و هم اختلاطی کرده باشیم. شاد باشی.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آقا دمت گرم که حرف دل منو زدی. بعضی وقتا فکر می‌کنم مال این شهر نیستم&#8230; عجب جانورایی تو این شهر زندگی می‌کنن. مسؤولین یکی از یکی دروغگوتر و بی‌کفایت‌تر&#8230; مردم در حضیض حماقت. کافیه امشب یا فرداشب بری جردن یا فرشته یا ولی‌عصر ببینی صف ماشینایی که&#8230; چرخ می‌زنن. سردرد عصرگاهی جزو برنامه‌ی ثابت سیستم بیولوژیکی من شده. شدیداً پایه‌ی رفتن به شهرستانم. شهرستان که نه یه دهی جایی که واقعاً آسمون آبی باشه جایی که مسؤولین محترم بی‌پدرمادر حتی با امواج رادیو هم نتونن &#8230;شعراشونو تو پاچمون کنن</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span>  تو بی‌همتایی علی عزیز! من در بلند مدت به طور جدی به این قضیه فکر می‌کنم. قضیه‌ی پروژه‌ی خیار هم در همین راستاست. اگه خدا بخواد و توان به ما بده، یه وبلاگ در مورد این پروژه راه می‌ندازیم. خیلی خوشحال شدم علی جان. نمی‌دونم چرا این کامنت شما رو که خوندم تالاپی دلم برات تنگ شد. یه کم سرم این چند وقت شلوغه و خیلی دیر می‌رسم خونه. سعی می‌کنم تو این یکی دو هفته یه قرار بذاریم بریم بیرون هم دیداری تازه بشه و هم اختلاطی کرده باشیم. شاد باشی.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: Darya		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/#comment-6309</link>

		<dc:creator><![CDATA[Darya]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Dec 2005 14:59:58 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=74#comment-6309</guid>

					<description><![CDATA[there is something wrong here,i cant send my messages any longer. I tryed to send another one but it doesnt work.im sorry.whats the problem?&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt;  هیچ مشکلی نیست دوست عزیز فقط کمی محدودیت وجود داره و اون این که امکان کامنت گذاشتن پشت‌سرهم رو برداشتم. البته حمل بر جسارت نفرمایید ولی بعضی دوستان هستن که میان یه بات می‌نویسن و بدون جهت، کامنت‌دونی‌ها رو پر می‌کنن. عرض ارادت و ممنون از توجه و کامنت‌هاتون. شاد باشید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>there is something wrong here,i cant send my messages any longer. I tryed to send another one but it doesnt work.im sorry.whats the problem?</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span>  هیچ مشکلی نیست دوست عزیز فقط کمی محدودیت وجود داره و اون این که امکان کامنت گذاشتن پشت‌سرهم رو برداشتم. البته حمل بر جسارت نفرمایید ولی بعضی دوستان هستن که میان یه بات می‌نویسن و بدون جهت، کامنت‌دونی‌ها رو پر می‌کنن. عرض ارادت و ممنون از توجه و کامنت‌هاتون. شاد باشید</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: Darya		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/#comment-6308</link>

		<dc:creator><![CDATA[Darya]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Dec 2005 14:46:42 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=74#comment-6308</guid>

					<description><![CDATA[I have just read´n the text beyond this one and this one. I have to say that your words are soooooooo sunny and your writing is better than great in my definition. I had lots of fun and Im kind of jelous on you because your life seem to be so pure and enjoyful. I wish there would be more ppl like you in Iran. There is a big need for such a pure vision to life. Have a great time and write more.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt;  ممنونم :)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>I have just read´n the text beyond this one and this one. I have to say that your words are soooooooo sunny and your writing is better than great in my definition. I had lots of fun and Im kind of jelous on you because your life seem to be so pure and enjoyful. I wish there would be more ppl like you in Iran. There is a big need for such a pure vision to life. Have a great time and write more.</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span>  ممنونم 🙂</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: سایه		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/#comment-6307</link>

		<dc:creator><![CDATA[سایه]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Dec 2005 21:29:27 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=74#comment-6307</guid>

					<description><![CDATA[ناکجاآبادها خیلی هم دور نیستند. ما از این همه کثیفی دل نمی‌کنیم و نمی‌ریم.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt;  تا حدودی قبول دارم که این‌قدر آلوده شدیم به وضعیت که دیگه جزوی از تعریف‌مون شده و بدون اون‌ها، خودمون رو از دست می‌دیم... به هر صورت باید یه کاری کرد. این‌طوری نمی‌شه ادامه داد...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ناکجاآبادها خیلی هم دور نیستند. ما از این همه کثیفی دل نمی‌کنیم و نمی‌ریم.</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span>  تا حدودی قبول دارم که این‌قدر آلوده شدیم به وضعیت که دیگه جزوی از تعریف‌مون شده و بدون اون‌ها، خودمون رو از دست می‌دیم&#8230; به هر صورت باید یه کاری کرد. این‌طوری نمی‌شه ادامه داد&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: ناهید		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/#comment-6306</link>

		<dc:creator><![CDATA[ناهید]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Dec 2005 11:59:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=74#comment-6306</guid>

					<description><![CDATA[شهر من شهری‌ست با خاکی به رنگ تشنگی/ با کبوترهای زخمی آسمانی سوخته سرخ وآبی را همیشه شهر من کم داشته/ شهر من شهری‌ست با رنگین کمانی سوخته شهر من آیینه‌ها را بی‌تامل می‌کشد/ شهر من شهر فریب و ننگ و نیرنگ و ریاست دست‌ها هر روز نعشی از صداقت می‌برند/ چشم‌ها مثل یک بغض قدیمی بی‌صداست عاقبت روزی از این ویرانه‌ها دل می‌کنم/ می‌کشانم نعش خود را تا دیاری بی‌نشان می‌سپارم دست‌هایم را به دست بادها/ می‌گذارم از قدم‌هایم غباری بی‌نشان]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>شهر من شهری‌ست با خاکی به رنگ تشنگی/ با کبوترهای زخمی آسمانی سوخته سرخ وآبی را همیشه شهر من کم داشته/ شهر من شهری‌ست با رنگین کمانی سوخته شهر من آیینه‌ها را بی‌تامل می‌کشد/ شهر من شهر فریب و ننگ و نیرنگ و ریاست دست‌ها هر روز نعشی از صداقت می‌برند/ چشم‌ها مثل یک بغض قدیمی بی‌صداست عاقبت روزی از این ویرانه‌ها دل می‌کنم/ می‌کشانم نعش خود را تا دیاری بی‌نشان می‌سپارم دست‌هایم را به دست بادها/ می‌گذارم از قدم‌هایم غباری بی‌نشان</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: کیانوش		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/#comment-6305</link>

		<dc:creator><![CDATA[کیانوش]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Dec 2005 17:17:07 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=74#comment-6305</guid>

					<description><![CDATA[لیـشام عـزیز، بـهت حـق می‌دم که فـکر فـرار داشـته بـاشـی! بـراسـتی که شـما آن‌جا زنـدگانـید ولـی زنـدگــی نمی‌کـنید. بـدون که هـرجا بـری آسـمانـش خـیلی آبـی‌تـر از آسـمان تـهران خـواهـد بـود و هـوایش پـاک‌تر ولــی... راســتی آدم‌ها چه‌قدر زود فـرامـوش می‌کـنـند ه]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>لیـشام عـزیز، بـهت حـق می‌دم که فـکر فـرار داشـته بـاشـی! بـراسـتی که شـما آن‌جا زنـدگانـید ولـی زنـدگــی نمی‌کـنید. بـدون که هـرجا بـری آسـمانـش خـیلی آبـی‌تـر از آسـمان تـهران خـواهـد بـود و هـوایش پـاک‌تر ولــی&#8230; راســتی آدم‌ها چه‌قدر زود فـرامـوش می‌کـنـند ه</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: مژده		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/#comment-6304</link>

		<dc:creator><![CDATA[مژده]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Dec 2005 10:15:11 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=74#comment-6304</guid>

					<description><![CDATA[:(&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt;  شما خودتون رو ناراحت نکنین...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>🙁</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span>  شما خودتون رو ناراحت نکنین&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: rira		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/#comment-6303</link>

		<dc:creator><![CDATA[rira]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Dec 2005 09:35:59 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=74#comment-6303</guid>

					<description><![CDATA[وقتی متنتو خوندم با یه آه عمیق و کلی تاسف اومدم کامنت بذارم که حق داری و چه شهر نابسامان ناجوری شده این پایتخت واین چیزا... که کامنت جناب فرزامو دیدم، حسم پرید به جاش بااجازتون یه نموره خندیدم!! ببخشید خلاصه... &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; ما اصلاً به همین خنده‌ی دوستانه که هستیم... فقط امیدوارم که به ماشین حقیر نخندیده باشید D:]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی متنتو خوندم با یه آه عمیق و کلی تاسف اومدم کامنت بذارم که حق داری و چه شهر نابسامان ناجوری شده این پایتخت واین چیزا&#8230; که کامنت جناب فرزامو دیدم، حسم پرید به جاش بااجازتون یه نموره خندیدم!! ببخشید خلاصه&#8230; </p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> ما اصلاً به همین خنده‌ی دوستانه که هستیم&#8230; فقط امیدوارم که به ماشین حقیر نخندیده باشید D:</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
