<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: درد ناگفتن	</title>
	<atom:link href="https://lisham.com/%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://lisham.com/%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86/</link>
	<description>یادداشت‌های لیشام شهبازیان</description>
	<lastBuildDate>Fri, 20 Nov 2020 12:40:33 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.18</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: مژده		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86/#comment-7377</link>

		<dc:creator><![CDATA[مژده]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 23 Dec 2006 13:09:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=133#comment-7377</guid>

					<description><![CDATA[کامنتی که از صراحت و لطافت می‌گه هم جالبه... واقعاً اگه صراحت من باعث بشه ـ حتی اگه محق باشم ـ کسی برنجه ملاحظه کردن رو ترجیح می‌دم اصلاً آدم‌های لطیف به صریح ترجیح دارن...&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; ممنون مژده‌ی عزیز از کامنت‌های شما ولی هم‌چنان که نوشته بودم، منظورم روی‌کرد صفر و یکی به قضیه نیست، کلا سعی کردم به کلیات اشاره کنم. منظورم اینه که اغلب مردم آن‌قدر مطلب‌شون رو در پرده و دوپهلوگویی بیش از اندازه می‌پیچونن که دیگه نافهمی‌ها و چندفهمی‌ها (!) اثری از اصل مطلب رو نمی‌ذاره...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کامنتی که از صراحت و لطافت می‌گه هم جالبه&#8230; واقعاً اگه صراحت من باعث بشه ـ حتی اگه محق باشم ـ کسی برنجه ملاحظه کردن رو ترجیح می‌دم اصلاً آدم‌های لطیف به صریح ترجیح دارن&#8230;</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> ممنون مژده‌ی عزیز از کامنت‌های شما ولی هم‌چنان که نوشته بودم، منظورم روی‌کرد صفر و یکی به قضیه نیست، کلا سعی کردم به کلیات اشاره کنم. منظورم اینه که اغلب مردم آن‌قدر مطلب‌شون رو در پرده و دوپهلوگویی بیش از اندازه می‌پیچونن که دیگه نافهمی‌ها و چندفهمی‌ها (!) اثری از اصل مطلب رو نمی‌ذاره&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: مژده		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86/#comment-7376</link>

		<dc:creator><![CDATA[مژده]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 23 Dec 2006 13:03:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=133#comment-7376</guid>

					<description><![CDATA[این که می‌گی جامعه‌ی ما این طوره قبوله اما از اون جا که از یک محیط شهرستانی میام و اون جا آدم‌ها خیلی بیشتر در مضیقه‌ان بیش‌تر تعارف می‌کنن، بیشتر خودشون رو واسه دیگرون به زحمت می‌اندازن تهران از این جهت خیلی خوبه و جالبه که با وجود همه قیود و ملاحظات، مناسباتی تو این شهر وجود داره که واسه یه کسی که  از محیط بسته‌تری می‌آید قابل هضم نیست البته الان دیگه فاصله‌ها کم شده و خیلی وقته تو محیط شهرستان نبودم...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این که می‌گی جامعه‌ی ما این طوره قبوله اما از اون جا که از یک محیط شهرستانی میام و اون جا آدم‌ها خیلی بیشتر در مضیقه‌ان بیش‌تر تعارف می‌کنن، بیشتر خودشون رو واسه دیگرون به زحمت می‌اندازن تهران از این جهت خیلی خوبه و جالبه که با وجود همه قیود و ملاحظات، مناسباتی تو این شهر وجود داره که واسه یه کسی که  از محیط بسته‌تری می‌آید قابل هضم نیست البته الان دیگه فاصله‌ها کم شده و خیلی وقته تو محیط شهرستان نبودم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: محمد علی		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86/#comment-7375</link>

		<dc:creator><![CDATA[محمد علی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 23 Dec 2006 13:02:44 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=133#comment-7375</guid>

					<description><![CDATA[تا آن جا که خاطر من کوچک‌ترین به یاد می‌آورد، شما لیشام عزیز را به «لطافت» و خدایار دوست داشتنی را به «صراحت» شناخته‌ام و چه بسا که نظر بسیاری از دوستان نیز همین باشد... اما جالب این جاست که در وبلاگ‌نویسی رویه‌تان عکس است، شما از صراحت می‌نویسی و خدایار با لطافت!&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; صراحت ما عین لطافت ماست، محمد جان ؛)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تا آن جا که خاطر من کوچک‌ترین به یاد می‌آورد، شما لیشام عزیز را به «لطافت» و خدایار دوست داشتنی را به «صراحت» شناخته‌ام و چه بسا که نظر بسیاری از دوستان نیز همین باشد&#8230; اما جالب این جاست که در وبلاگ‌نویسی رویه‌تان عکس است، شما از صراحت می‌نویسی و خدایار با لطافت!</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> صراحت ما عین لطافت ماست، محمد جان ؛)</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: مژده		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86/#comment-7374</link>

		<dc:creator><![CDATA[مژده]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 23 Dec 2006 12:47:24 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=133#comment-7374</guid>

					<description><![CDATA[بحث قابل تأملیه، قسمت آخر حرف‌هات رو درست نفهمیدم، اما این که &quot;ترس از مواجه شدن با واقعیت&quot; موجب می‌شه آدم مدام درگیر رودربایستی بشه کاملا درسته، در واقع لازمه‌ی رها شدن از این جور قید بندها اینه که آدم حسابی خودش رو رشد بده و شهامت داشته باشه از خودش و عکس‌العمل صریحی که نشون می‌ده دفاع کنه... تربیت آدم خیلی تأثیر داره از اول به بچه یاد بدی برای حقوق خودش ارزش قایل باشه، نه گفتن رو بلد باشه و فقط به حقوق دیگران احترام نگذاره بلکه به حقوق خودش هم...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بحث قابل تأملیه، قسمت آخر حرف‌هات رو درست نفهمیدم، اما این که &#8220;ترس از مواجه شدن با واقعیت&#8221; موجب می‌شه آدم مدام درگیر رودربایستی بشه کاملا درسته، در واقع لازمه‌ی رها شدن از این جور قید بندها اینه که آدم حسابی خودش رو رشد بده و شهامت داشته باشه از خودش و عکس‌العمل صریحی که نشون می‌ده دفاع کنه&#8230; تربیت آدم خیلی تأثیر داره از اول به بچه یاد بدی برای حقوق خودش ارزش قایل باشه، نه گفتن رو بلد باشه و فقط به حقوق دیگران احترام نگذاره بلکه به حقوق خودش هم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: kamran		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86/#comment-7373</link>

		<dc:creator><![CDATA[kamran]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 23 Dec 2006 03:55:11 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=133#comment-7373</guid>

					<description><![CDATA[من هم رک هستم مثل الان که بهت دارم می‌گم که زیادی داری فلسفی می‌نویسی. ضمناً قسمت خدایار وبلاگت رو زیاد کن. دلیل نمی‌شه حالا که هوا سرده و ماهی‌گیری نمی‌ری خدایار وبلاگت کم بشه!&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; این کم شدن خدایار خون را خوب آمدی :)) حقیقت آن است که حقیر علی رغم این که در معیت ایشان هستیم باز خدایار خون‌مان می‌افتد هر از چند گاهی ؛)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>من هم رک هستم مثل الان که بهت دارم می‌گم که زیادی داری فلسفی می‌نویسی. ضمناً قسمت خدایار وبلاگت رو زیاد کن. دلیل نمی‌شه حالا که هوا سرده و ماهی‌گیری نمی‌ری خدایار وبلاگت کم بشه!</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> این کم شدن خدایار خون را خوب آمدی :)) حقیقت آن است که حقیر علی رغم این که در معیت ایشان هستیم باز خدایار خون‌مان می‌افتد هر از چند گاهی ؛)</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: آزاده		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86/#comment-7372</link>

		<dc:creator><![CDATA[آزاده]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Dec 2006 17:09:16 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=133#comment-7372</guid>

					<description><![CDATA[قبول دارید که باید خیلی وقت‌ها همین طور بود! در غیر این صورت انگ جسارت و بی‌نزاکتی رو باید چونان داغی ننگین بر پیشانی تحمل کرد!! یا مثلا کافیه به یکی از این دانش‌آموزای باهوشم! اشاره کنم (فقط یه اشاره کوچولو!) که قبول شدن در رشته‌ی داروی تهران رو تو خواب ببینه... قیامت می‌شه! نه! ما همون چشم و ابرو......]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>قبول دارید که باید خیلی وقت‌ها همین طور بود! در غیر این صورت انگ جسارت و بی‌نزاکتی رو باید چونان داغی ننگین بر پیشانی تحمل کرد!! یا مثلا کافیه به یکی از این دانش‌آموزای باهوشم! اشاره کنم (فقط یه اشاره کوچولو!) که قبول شدن در رشته‌ی داروی تهران رو تو خواب ببینه&#8230; قیامت می‌شه! نه! ما همون چشم و ابرو&#8230;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: کاوه		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86/#comment-7371</link>

		<dc:creator><![CDATA[کاوه]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Dec 2006 16:02:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=133#comment-7371</guid>

					<description><![CDATA[آقا ما ارادتمند خاصیم! اهل پفک و مفک هم نیستیم، خود به‌تر می‌دانی. در باب مستقیم و غیر مستقیم باید بگویم که آقا جان مسأله، مسأله‌ی بهداشت است! بی‌ربط حرف می‌زنم؟ پس گوش کن تا روشنت کنم! مثلاً گاهی آدم به آدم دیگری برمی‌خورد که یک حرف‌هایی می‌زند و صادراتی بروز می‌دهد و اعمالی به اجرا می‌آورد که می‌خواهی به طور مستقیم یک کاریش بکنی! اما مطلب این است که ترس از ایدز مانع است! و گر نه استقامت و مستقیمیت در تمام متون ادبی و بی‌ادبی تاریخ ستایش شده است! از این است که اگر دقیق‌تر نگاه کنی شمایل فرهنگی ما هم مستقیم است. چون عاشق ستایش است و گنده بودن را فضیلت می‌داند که البته بد هم نیست که یکی هم گنده از آب دربیاید! منتهای مراتب مطالب و چیزهای گنده و رک و مستقیم بدیش این است که خودبینی‌های آدم را نمی‌پوشاند! اصلا شما خودت بگو. چنان چیزی به کار پوشش هم می‌آید؟ پس باید چه کنیم؟ باید بریم توی خط غیر مستقیم که هم بهداشتی است و هم فردا یا پس فردا یا چند ماه بعد گندش درنمی‌آید! من که نفهمیدم چه گفتم اما در هر صورت صد در صد باهات موافقم! رفیق کمترین شما خود ماییم داداش! مخلصیم!&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; تو شاه‌کاری کاوه جان که حتی آتش تندت هم نمکین است، صد البته از نوع غیر مستقیم D:]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آقا ما ارادتمند خاصیم! اهل پفک و مفک هم نیستیم، خود به‌تر می‌دانی. در باب مستقیم و غیر مستقیم باید بگویم که آقا جان مسأله، مسأله‌ی بهداشت است! بی‌ربط حرف می‌زنم؟ پس گوش کن تا روشنت کنم! مثلاً گاهی آدم به آدم دیگری برمی‌خورد که یک حرف‌هایی می‌زند و صادراتی بروز می‌دهد و اعمالی به اجرا می‌آورد که می‌خواهی به طور مستقیم یک کاریش بکنی! اما مطلب این است که ترس از ایدز مانع است! و گر نه استقامت و مستقیمیت در تمام متون ادبی و بی‌ادبی تاریخ ستایش شده است! از این است که اگر دقیق‌تر نگاه کنی شمایل فرهنگی ما هم مستقیم است. چون عاشق ستایش است و گنده بودن را فضیلت می‌داند که البته بد هم نیست که یکی هم گنده از آب دربیاید! منتهای مراتب مطالب و چیزهای گنده و رک و مستقیم بدیش این است که خودبینی‌های آدم را نمی‌پوشاند! اصلا شما خودت بگو. چنان چیزی به کار پوشش هم می‌آید؟ پس باید چه کنیم؟ باید بریم توی خط غیر مستقیم که هم بهداشتی است و هم فردا یا پس فردا یا چند ماه بعد گندش درنمی‌آید! من که نفهمیدم چه گفتم اما در هر صورت صد در صد باهات موافقم! رفیق کمترین شما خود ماییم داداش! مخلصیم!</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> تو شاه‌کاری کاوه جان که حتی آتش تندت هم نمکین است، صد البته از نوع غیر مستقیم D:</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: کیانوش		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86/#comment-7370</link>

		<dc:creator><![CDATA[کیانوش]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Dec 2006 14:21:27 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=133#comment-7370</guid>

					<description><![CDATA[خیلی از ماها مـرزهامون رو نـمی‌شـناسیم!!!&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;مـثلـن وارد یه وبلاگ می‌شـیم، چـون از نویسـنده‌اش جـای دیگه سر بحث دیگه دل‌خوری داریم؛ کل وبلاگ و نـویسـنده و خـوانـنده‌هـاش رو بی‌ارزش و پـُفـکی و جـفـنگ خـطاب می‌کـنیم... بـعدش دو قورت و نـیمـمون هـم باقیه...&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;مـن مـعـتقدم&lt;br/&gt;دلیل رو بایـد در قـرن‌ها اخـتناق تـو کشور جـست! هـرکـس به قـدرت رسـید مـردم رو مـجـبور به اطاعـت کـرد و جـزای سـرپیچی هـم مـرگ بود! طـبیعیه که مـردم برای بیانِ بی‌خـطر عـقایدشـون اجـبار در اخـتراع گـوشه کـنایه و پـرده‌پـوشی و لفافه‌پیچی و دوپـهلوگـویی داشتـند!&lt;br/&gt;با تـوجه به ایـن که هـنوز هـم در اصل ماجـرا تـغییری به ـوجـود نـیومده که هـیچ شـاید بدتـر هـم شـده این روش هـنوز هـم مـورد نیاز و حـتی مـعقول (البـته نه درست) است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی از ماها مـرزهامون رو نـمی‌شـناسیم!!!</p>
<p>مـثلـن وارد یه وبلاگ می‌شـیم، چـون از نویسـنده‌اش جـای دیگه سر بحث دیگه دل‌خوری داریم؛ کل وبلاگ و نـویسـنده و خـوانـنده‌هـاش رو بی‌ارزش و پـُفـکی و جـفـنگ خـطاب می‌کـنیم&#8230; بـعدش دو قورت و نـیمـمون هـم باقیه&#8230;</p>
<p>مـن مـعـتقدم<br />دلیل رو بایـد در قـرن‌ها اخـتناق تـو کشور جـست! هـرکـس به قـدرت رسـید مـردم رو مـجـبور به اطاعـت کـرد و جـزای سـرپیچی هـم مـرگ بود! طـبیعیه که مـردم برای بیانِ بی‌خـطر عـقایدشـون اجـبار در اخـتراع گـوشه کـنایه و پـرده‌پـوشی و لفافه‌پیچی و دوپـهلوگـویی داشتـند!<br />با تـوجه به ایـن که هـنوز هـم در اصل ماجـرا تـغییری به ـوجـود نـیومده که هـیچ شـاید بدتـر هـم شـده این روش هـنوز هـم مـورد نیاز و حـتی مـعقول (البـته نه درست) است.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: خدایار		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86/#comment-7369</link>

		<dc:creator><![CDATA[خدایار]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Dec 2006 13:20:05 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=133#comment-7369</guid>

					<description><![CDATA[این جماعتی که به نام ایرانی می‌شناسم هزار و یک ایراد دیگه هم دارن. نمی‌دونم چرا این قدر فرهنگ این مملکت ......ماله!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این جماعتی که به نام ایرانی می‌شناسم هزار و یک ایراد دیگه هم دارن. نمی‌دونم چرا این قدر فرهنگ این مملکت &#8230;&#8230;ماله!</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: احسان		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86/#comment-7368</link>

		<dc:creator><![CDATA[احسان]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Dec 2006 10:51:06 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=133#comment-7368</guid>

					<description><![CDATA[دوست کرمانشاهی من نمی‌دانم حضرت کیانوش از کدام اختیارات ولایتی‌شان استفاده کردند و در مطلب قبلیت من را از خواندن وبلاگت برحذر داشتند. ایشان باید در باب &quot;حق&quot; و &quot;تکلیف&quot; بیش‌تر بخوانند و بدانند اصولاً در موضعی نیستند که مرا نفی یا مجبور به کاری کنند.&lt;br/&gt;آن پیغام من هم صرفاً نشانه‌ای بود با شخص شما. آدرسش را هم که دادم: &quot;کورش زاده آتش پرست&quot;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; آدرس را اشتباه داده‌اید احسان عزیز. همان &lt;a href=&quot;http://lisham.com/?tabcode=1&#038;pagename=bcomms.php&#038;msg=132#1661&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;noopener noreferrer nofollow ugc&quot;&gt;کامنت اولی&lt;/a&gt; را که خواندیم از اختیارات صاحب سایت بودن‌مان استفاده کردیم و پی‌گیری نمودیم ببینیم چه خطایی از ما سر زده که مهمانی عزیز آمده این‌جا و حدود مهمان بودن رعایت ننموده. البته هر کسی سبک و سیاقی دارد در بیان تذکر. به بنده بود، یواشکی ای‌میل می‌زدیم و نظر خود می‌گفتیم، شما هم ظاهرا پیرو همین مطلب که این‌جا نوشتیم رک گویی را پیشه فرمودید و در عوض، ادب را مثله...&lt;br/&gt;عادت نداریم در این گونه محاوره‌ها وارد شویم، اما از آن‌جا که شما هم‌چنان بر اشتباه خود اصرار می‌ورزید و به نظرمان آمد بد نیست دوستان را نیز در جریان اشتباه‌تان قرار دهیم لذا مجدداً عرض می‌کنیم که &lt;a href=&quot;http://blog.maryammomeni.com/2006/12/post_275.html#more&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;noopener noreferrer nofollow ugc&quot;&gt;آدرس را اشتباه داده‌اید!&lt;/a&gt; اصولاً ما بیش‌تر طرف‌دار نشئگی هستیم و محظوظ بودن احساس عزیز تا طرف‌دار آتش‌پرستی و کورش‌نژاد (نه زاده) بودن :)&lt;br/&gt;شاد و پیروز باشید...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دوست کرمانشاهی من نمی‌دانم حضرت کیانوش از کدام اختیارات ولایتی‌شان استفاده کردند و در مطلب قبلیت من را از خواندن وبلاگت برحذر داشتند. ایشان باید در باب &#8220;حق&#8221; و &#8220;تکلیف&#8221; بیش‌تر بخوانند و بدانند اصولاً در موضعی نیستند که مرا نفی یا مجبور به کاری کنند.<br />آن پیغام من هم صرفاً نشانه‌ای بود با شخص شما. آدرسش را هم که دادم: &#8220;کورش زاده آتش پرست&#8221;</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> آدرس را اشتباه داده‌اید احسان عزیز. همان <a href="http://lisham.com/?tabcode=1&amp;pagename=bcomms.php&amp;msg=132#1661" target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow ugc">کامنت اولی</a> را که خواندیم از اختیارات صاحب سایت بودن‌مان استفاده کردیم و پی‌گیری نمودیم ببینیم چه خطایی از ما سر زده که مهمانی عزیز آمده این‌جا و حدود مهمان بودن رعایت ننموده. البته هر کسی سبک و سیاقی دارد در بیان تذکر. به بنده بود، یواشکی ای‌میل می‌زدیم و نظر خود می‌گفتیم، شما هم ظاهرا پیرو همین مطلب که این‌جا نوشتیم رک گویی را پیشه فرمودید و در عوض، ادب را مثله&#8230;<br />عادت نداریم در این گونه محاوره‌ها وارد شویم، اما از آن‌جا که شما هم‌چنان بر اشتباه خود اصرار می‌ورزید و به نظرمان آمد بد نیست دوستان را نیز در جریان اشتباه‌تان قرار دهیم لذا مجدداً عرض می‌کنیم که <a href="http://blog.maryammomeni.com/2006/12/post_275.html#more" target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow ugc">آدرس را اشتباه داده‌اید!</a> اصولاً ما بیش‌تر طرف‌دار نشئگی هستیم و محظوظ بودن احساس عزیز تا طرف‌دار آتش‌پرستی و کورش‌نژاد (نه زاده) بودن 🙂<br />شاد و پیروز باشید&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
