<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: رأی خواهم داد	</title>
	<atom:link href="https://lisham.com/%D8%B1%D8%A3%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%AF/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://lisham.com/%d8%b1%d8%a3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%af/</link>
	<description>یادداشت‌های لیشام شهبازیان</description>
	<lastBuildDate>Fri, 20 Nov 2020 12:54:30 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.18</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: local		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%b1%d8%a3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%af/#comment-7293</link>

		<dc:creator><![CDATA[local]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 Nov 2006 14:55:59 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=128#comment-7293</guid>

					<description><![CDATA[رای ندادن هیچ وقت مطلوب نیست حتی در جایی که خود یک رای به حساب بیاید مگر این که قرار باشد انقلابی رخ دهد!&lt;br/&gt;نمی دانم ما ایرانی ها چرا فقط بلدیم برای نابود کردن با هم پیمان ببندیم&lt;br/&gt;چرا فقط برای فرو ریختن تیشه بدست می گیریم نه برای ساختن&lt;br/&gt;برخورد ما با دولت از نوع واگذاری است و همین اشتباه ماست که سبب شده تا این حد مملکت منفور و غیر دمکراتیک شود.&lt;br/&gt;باور کن ملت ما دارد به سمتی پیش می رود که دیکتاتوری بر روی آن بهتر جواب بدهد. این چیزی که الان به اسم دمکراسی دارد اجرا می شود تنها مخلوط کردن حماقت مردم در تصمیم گیری ها است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>رای ندادن هیچ وقت مطلوب نیست حتی در جایی که خود یک رای به حساب بیاید مگر این که قرار باشد انقلابی رخ دهد!<br />نمی دانم ما ایرانی ها چرا فقط بلدیم برای نابود کردن با هم پیمان ببندیم<br />چرا فقط برای فرو ریختن تیشه بدست می گیریم نه برای ساختن<br />برخورد ما با دولت از نوع واگذاری است و همین اشتباه ماست که سبب شده تا این حد مملکت منفور و غیر دمکراتیک شود.<br />باور کن ملت ما دارد به سمتی پیش می رود که دیکتاتوری بر روی آن بهتر جواب بدهد. این چیزی که الان به اسم دمکراسی دارد اجرا می شود تنها مخلوط کردن حماقت مردم در تصمیم گیری ها است.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: کیانوش		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%b1%d8%a3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%af/#comment-7292</link>

		<dc:creator><![CDATA[کیانوش]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Nov 2006 13:11:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=128#comment-7292</guid>

					<description><![CDATA[آقا جـنگ هـم نـمی‌شـه... خیالـت راحـت باشه! اما اگـر شـک داری زودتـر با کاندیداهای مـورد نـظرت که می‌خواهی بهشون رأی بـدی اتـمام حـجت کـن تا بـعد از انـتخاب شــدن یادشون نـره به وعده‌های انـتخاباتی(!!!!!)شون عـمل (!!!!) کـنـند :))]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آقا جـنگ هـم نـمی‌شـه&#8230; خیالـت راحـت باشه! اما اگـر شـک داری زودتـر با کاندیداهای مـورد نـظرت که می‌خواهی بهشون رأی بـدی اتـمام حـجت کـن تا بـعد از انـتخاب شــدن یادشون نـره به وعده‌های انـتخاباتی(!!!!!)شون عـمل (!!!!) کـنـند :))</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: kamran		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%b1%d8%a3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%af/#comment-7291</link>

		<dc:creator><![CDATA[kamran]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Nov 2006 08:12:23 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=128#comment-7291</guid>

					<description><![CDATA[baba bahse in bood ke ray midim ya nemidim. negah kon mellat inja ro kardan meydoone jange aghayed!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>baba bahse in bood ke ray midim ya nemidim. negah kon mellat inja ro kardan meydoone jange aghayed!</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: soheil		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%b1%d8%a3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%af/#comment-7290</link>

		<dc:creator><![CDATA[soheil]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 Nov 2006 20:55:48 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=128#comment-7290</guid>

					<description><![CDATA[سلام عزیز&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;حالا که ما می‌خایم  رای بدیم مرحله بعد و مهم‌تر اینه که باید درست رای بدیم.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;دست به دست هم می‌دیم و انتخابای درست رو پیدا می‌کنیم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام عزیز</p>
<p>حالا که ما می‌خایم  رای بدیم مرحله بعد و مهم‌تر اینه که باید درست رای بدیم.</p>
<p>دست به دست هم می‌دیم و انتخابای درست رو پیدا می‌کنیم</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: فرزام		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%b1%d8%a3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%af/#comment-7289</link>

		<dc:creator><![CDATA[فرزام]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 Nov 2006 07:16:05 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=128#comment-7289</guid>

					<description><![CDATA[لیشام جان! قربونت برم. این رشته سر دراز دارد. تا افراد این جامعه‌ی مدنی هم‌دیگر را به روش‌های مدنی .... نکرده‌اند ببرش بره پی کارش. بحث خوبی رو شروع کردی که به نظرم داره منحرف می‌شه. ... یه چیز دیگه بگو.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; بنده هم قربان شما بروم :) شعر:&lt;br/&gt;آی قد و بالای تو رعنا رو بنازم...&lt;br/&gt;در این باب که فرمودید چیز دیگری بگویم، مدتی‌ست که زور می‌زنیم چیز دیگری بگوییم اما نمی‌شود. شما دعا بفرمایین این زورهایی که زدیم به نتیجه برسد P:]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>لیشام جان! قربونت برم. این رشته سر دراز دارد. تا افراد این جامعه‌ی مدنی هم‌دیگر را به روش‌های مدنی &#8230;. نکرده‌اند ببرش بره پی کارش. بحث خوبی رو شروع کردی که به نظرم داره منحرف می‌شه. &#8230; یه چیز دیگه بگو.</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> بنده هم قربان شما بروم 🙂 شعر:<br />آی قد و بالای تو رعنا رو بنازم&#8230;<br />در این باب که فرمودید چیز دیگری بگویم، مدتی‌ست که زور می‌زنیم چیز دیگری بگوییم اما نمی‌شود. شما دعا بفرمایین این زورهایی که زدیم به نتیجه برسد P:</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: خدایار		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%b1%d8%a3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%af/#comment-7288</link>

		<dc:creator><![CDATA[خدایار]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Nov 2006 19:40:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=128#comment-7288</guid>

					<description><![CDATA[خلاصه کلام رو من بگم بعد لیشام یه پست جدید بکنه!... برای برقراری یه حکومت دیکتاتوری دو تا عامل لازمه 1) یه سری ........ه و یه سری خر. بحمداله این دو نوع در مملکت ما اون‌قدر زیاده که می‌شه حکومت 200 تا کشور دیگه رو هم دیکتاتوری کرد. اعصاب‌تون رو خورد نکنید دوستان عزیز بخصوص کاوه عزیزم! یا باید رفت یا باید فکر کنید دارید تو طویله زندگی می‌کنید بوی پهن و شاخ گاو رو تحمل کنید.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; موش بخورتت با این خلاصه کردنت...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خلاصه کلام رو من بگم بعد لیشام یه پست جدید بکنه!&#8230; برای برقراری یه حکومت دیکتاتوری دو تا عامل لازمه ۱) یه سری &#8230;&#8230;..ه و یه سری خر. بحمداله این دو نوع در مملکت ما اون‌قدر زیاده که می‌شه حکومت ۲۰۰ تا کشور دیگه رو هم دیکتاتوری کرد. اعصاب‌تون رو خورد نکنید دوستان عزیز بخصوص کاوه عزیزم! یا باید رفت یا باید فکر کنید دارید تو طویله زندگی می‌کنید بوی پهن و شاخ گاو رو تحمل کنید.</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> موش بخورتت با این خلاصه کردنت&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: کیانوش		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%b1%d8%a3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%af/#comment-7287</link>

		<dc:creator><![CDATA[کیانوش]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Nov 2006 15:56:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=128#comment-7287</guid>

					<description><![CDATA[کاوه گرامی&lt;br/&gt;من هیچ نسبت و تناسبی با این جناب محمد ندارم (یعنی هرچه می‌خواهد دل تنگت بگوی)&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;لیشام جان&lt;br/&gt;من و تو که چند سال پیش هم به همین نتیجه رسیده بودیم فرزندم، با این حال گفتگو با حضرت عالی اسباب تفرح روح است... حتی اگر منطقِ شما با ما در یک دریا نگنجد D:&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; همین‌طوره کیانوش جان! ایشالا تا انتخابات بعدی P: البته اگه اگه جنگی رخ نداد و ما زیر پرچم نبودیم...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کاوه گرامی<br />من هیچ نسبت و تناسبی با این جناب محمد ندارم (یعنی هرچه می‌خواهد دل تنگت بگوی)</p>
<p>لیشام جان<br />من و تو که چند سال پیش هم به همین نتیجه رسیده بودیم فرزندم، با این حال گفتگو با حضرت عالی اسباب تفرح روح است&#8230; حتی اگر منطقِ شما با ما در یک دریا نگنجد D:</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> همین‌طوره کیانوش جان! ایشالا تا انتخابات بعدی P: البته اگه اگه جنگی رخ نداد و ما زیر پرچم نبودیم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: محمد		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%b1%d8%a3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%af/#comment-7286</link>

		<dc:creator><![CDATA[محمد]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Nov 2006 14:21:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=128#comment-7286</guid>

					<description><![CDATA[تجاهل و ...؟؟؟&lt;br/&gt;حسب الامر و به رسم ارادت و پاچه‌خواری و... به جناب لیشام، من بیش از این ادامه نمی‌دهم. امیدوارم مجبور نشوم برای این پست، بار دیگر چیزی بنویسم تا اعصاب جناب کاوه چند روزی بیارامد!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تجاهل و &#8230;؟؟؟<br />حسب الامر و به رسم ارادت و پاچه‌خواری و&#8230; به جناب لیشام، من بیش از این ادامه نمی‌دهم. امیدوارم مجبور نشوم برای این پست، بار دیگر چیزی بنویسم تا اعصاب جناب کاوه چند روزی بیارامد!</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: کاوه		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%b1%d8%a3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%af/#comment-7285</link>

		<dc:creator><![CDATA[کاوه]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Nov 2006 13:40:05 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=128#comment-7285</guid>

					<description><![CDATA[خدمت جناب محمد&lt;br/&gt;یک کمی به طریقه اصحاب کیهان طوری جلوه داده‌ای که انگاری واقعاً من نسبتی به تو داده‌ام یا حرف زشتی به تو زده‌ام. اگر کسی از ادبیات فارسی به قدر من بلد باشد ـ که خیلی کم است ـ سه تا چیز خطاب به تو در حرف‌های من می‌بیند که تازه اولیش هم خطاب به جمعی است که تو را از آن‌ها دانسته‌ام:&lt;br/&gt;1ـ گفته‌ام: &quot;... که به نام شیعه به خورد ما می‌دهید&quot;.&lt;br/&gt;2ـ گفته‌ام: &quot;پوزخند زده‌ای&quot;&lt;br/&gt;3ـ گفته‌ام: &quot;روی اعصاب ما بالانس نزن&quot;&lt;br/&gt;هیچ کدام از این‌ها فحش و بددهنی چاله میدانی نیست. به اولینش کاملاً معتقدم که قسمت اعظم ـ نه قسمت کوچک‌تر ـ این مذهب را امروزه مثلث زر و زور و تزویر مورد استفاده قرار می‌دهد و ابزار کارش است و دروغ است.&lt;br/&gt;در مورد دومی این حقیر انگاشتن آدمی‌زادگان را همیشه در رفتار کسانی که از این در و دولت طرف‌داری کورکورانه و جان‌فشانانه می‌کنند دیده‌ام. من که ترا نمی‌شناسم اما طبق حرف‌هایت از نظر من با دسته اخیر بیش‌تر نزدیکی تا با من. پس منطقی است فکر کنم که رای دادن و انتخابات و هر چیزی که از مصدر مصادر قدسی حاکم بر شما ـ نه بر ما ـ صادر نشود در نظرتان مسخره است و به آن پوزخند می‌زنید. علی الخصوص به دموکراسی! (که بعضی‌ها هم لطف می‌کنند برای خر کردن مردم آن را غربی و شرقی می‌کنند که این حرف هم چرند است.)&lt;br/&gt;در مورد سوم هم یادم می‌آید که به عزیزی از سرداران سپاه که از اقوام هم هست گفتم اگر زمانی من این حکومت را نخواهم تو چه می‌کنی؟ گفت خودم می‌کشمت! عزیز دیگری که طلبگی می‌خواند و در واواک هم مشغولیت‌هایی دارد به من گفت که آقا جان! فعلا دور دور ماست! تو هم که زورت به ما نمی‌رسد پس خفه شو! باز هم می‌گویم که این نتیجه را فقط از نوشته‌هایت می‌گیرم که تو به این‌ها نزدیک‌تری تا به من. لذا این که از تو خواسته باشم روی اعصاب ما بالانس نزنی بسیار انسانی‌تر از برخورد هم‌فکران و هم‌اعتقادهای توست.&lt;br/&gt;این از بحث‌هایی که می‌توانی از آن نوشته من استخراج کنی و به خودت منسوب کنی.&lt;br/&gt;اما این جمله‌ات را انگار عینا توی کیهان دیده‌ام: &quot;با نسبت ناروا دادن به من و ... مرا رسوا کرده‌ای...&quot;! بابا جان! اولاً که این طرز نوشتن فقط به درد جماعت کیهانی می‌خورد که سعی دارند امثال ما را خر کنند! در مواردی موفقند و در مواردی خیر. اما بابا جان! عزیز دل برادر! به گمانم نه تو دنبه دندان‌گیری باشی از مقامات و چاکران و نوکران این دستگاه که از به اصطلاح رسوا کردنت، امید اصلاحی باشد ـ بگذریم از این که در مملکت ما هیچ‌وقت هیچ‌کس رسوا نمی‌شود، مگر همین وزیر علوم نیست که یک هفته درمیان خالی‌هایی می‌بندد که عمرو عاص برای پیغمبر نبسته! ـ نه من در سایزی هستم که شلوار گشاد &quot;رسوا کردن&quot; ـ که کلمه‌ای است مناسب مکالمات تو، چون من از دو رویی و پنهان‌کاری متنفرم، هر چیزی را که به نظرم درست بیاید می‌گویم، پس کسی هم نمی‌تواند مرا رسوا کند؛ چون چیزی را قایم نکرده‌ام؛ فکر کنم تو هم دوست داری این طوری باشی ـ به تنم برازنده باشد و از اقصای عالم بیایند و مرا در مقام طرف‌دار فلان حماقت تجلیل و تکریم کنند و تو را برای حفاظت از ارکان حماقتی از نوع دیگر مدال دهند! خبری نیست اخوی! پیاده شو با هم بریم!&lt;br/&gt;خلاصه این که من هنوز هم معتقدم آن سه نکته‌ای که در کار تو کردم صحیح است. حالا اگر به قدر ادعایت ما را آدم حساب می‌کنی لطفاً بگذار چند روزی اعصاب‌مان استراحت کند!&lt;br/&gt;التماس دعا]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خدمت جناب محمد<br />یک کمی به طریقه اصحاب کیهان طوری جلوه داده‌ای که انگاری واقعاً من نسبتی به تو داده‌ام یا حرف زشتی به تو زده‌ام. اگر کسی از ادبیات فارسی به قدر من بلد باشد ـ که خیلی کم است ـ سه تا چیز خطاب به تو در حرف‌های من می‌بیند که تازه اولیش هم خطاب به جمعی است که تو را از آن‌ها دانسته‌ام:<br />۱ـ گفته‌ام: &#8220;&#8230; که به نام شیعه به خورد ما می‌دهید&#8221;.<br />۲ـ گفته‌ام: &#8220;پوزخند زده‌ای&#8221;<br />۳ـ گفته‌ام: &#8220;روی اعصاب ما بالانس نزن&#8221;<br />هیچ کدام از این‌ها فحش و بددهنی چاله میدانی نیست. به اولینش کاملاً معتقدم که قسمت اعظم ـ نه قسمت کوچک‌تر ـ این مذهب را امروزه مثلث زر و زور و تزویر مورد استفاده قرار می‌دهد و ابزار کارش است و دروغ است.<br />در مورد دومی این حقیر انگاشتن آدمی‌زادگان را همیشه در رفتار کسانی که از این در و دولت طرف‌داری کورکورانه و جان‌فشانانه می‌کنند دیده‌ام. من که ترا نمی‌شناسم اما طبق حرف‌هایت از نظر من با دسته اخیر بیش‌تر نزدیکی تا با من. پس منطقی است فکر کنم که رای دادن و انتخابات و هر چیزی که از مصدر مصادر قدسی حاکم بر شما ـ نه بر ما ـ صادر نشود در نظرتان مسخره است و به آن پوزخند می‌زنید. علی الخصوص به دموکراسی! (که بعضی‌ها هم لطف می‌کنند برای خر کردن مردم آن را غربی و شرقی می‌کنند که این حرف هم چرند است.)<br />در مورد سوم هم یادم می‌آید که به عزیزی از سرداران سپاه که از اقوام هم هست گفتم اگر زمانی من این حکومت را نخواهم تو چه می‌کنی؟ گفت خودم می‌کشمت! عزیز دیگری که طلبگی می‌خواند و در واواک هم مشغولیت‌هایی دارد به من گفت که آقا جان! فعلا دور دور ماست! تو هم که زورت به ما نمی‌رسد پس خفه شو! باز هم می‌گویم که این نتیجه را فقط از نوشته‌هایت می‌گیرم که تو به این‌ها نزدیک‌تری تا به من. لذا این که از تو خواسته باشم روی اعصاب ما بالانس نزنی بسیار انسانی‌تر از برخورد هم‌فکران و هم‌اعتقادهای توست.<br />این از بحث‌هایی که می‌توانی از آن نوشته من استخراج کنی و به خودت منسوب کنی.<br />اما این جمله‌ات را انگار عینا توی کیهان دیده‌ام: &#8220;با نسبت ناروا دادن به من و &#8230; مرا رسوا کرده‌ای&#8230;&#8221;! بابا جان! اولاً که این طرز نوشتن فقط به درد جماعت کیهانی می‌خورد که سعی دارند امثال ما را خر کنند! در مواردی موفقند و در مواردی خیر. اما بابا جان! عزیز دل برادر! به گمانم نه تو دنبه دندان‌گیری باشی از مقامات و چاکران و نوکران این دستگاه که از به اصطلاح رسوا کردنت، امید اصلاحی باشد ـ بگذریم از این که در مملکت ما هیچ‌وقت هیچ‌کس رسوا نمی‌شود، مگر همین وزیر علوم نیست که یک هفته درمیان خالی‌هایی می‌بندد که عمرو عاص برای پیغمبر نبسته! ـ نه من در سایزی هستم که شلوار گشاد &#8220;رسوا کردن&#8221; ـ که کلمه‌ای است مناسب مکالمات تو، چون من از دو رویی و پنهان‌کاری متنفرم، هر چیزی را که به نظرم درست بیاید می‌گویم، پس کسی هم نمی‌تواند مرا رسوا کند؛ چون چیزی را قایم نکرده‌ام؛ فکر کنم تو هم دوست داری این طوری باشی ـ به تنم برازنده باشد و از اقصای عالم بیایند و مرا در مقام طرف‌دار فلان حماقت تجلیل و تکریم کنند و تو را برای حفاظت از ارکان حماقتی از نوع دیگر مدال دهند! خبری نیست اخوی! پیاده شو با هم بریم!<br />خلاصه این که من هنوز هم معتقدم آن سه نکته‌ای که در کار تو کردم صحیح است. حالا اگر به قدر ادعایت ما را آدم حساب می‌کنی لطفاً بگذار چند روزی اعصاب‌مان استراحت کند!<br />التماس دعا</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: محمد		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%b1%d8%a3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%af/#comment-7284</link>

		<dc:creator><![CDATA[محمد]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Nov 2006 12:23:30 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=128#comment-7284</guid>

					<description><![CDATA[کاوه خان&lt;br/&gt;حرف زدن از احترام به خط عابر پیاده و بعدش اهانت به افراد، سازگار نیست.&lt;br/&gt;گمان بردی با نسبت ناروا دادن به من و ... مرا رسوا کرده‌ای؟!! اگر حسن خلق و ادب را خوب می‌دانی، پس به‌تر است آدم‌های باادبی باشیم.&lt;br/&gt;فهرستی که ارایه داده‌ای، کاستی‌هایی دارد که در شأن من نیست برایت نام ببرم. آن‌قدر پست و بی‌مقدار نشده‌ام که هر حرفی به ذهنم می‌آید، بگویم و بنویسم؛ هرچند ببینم طرف مقابل، ابایی از این جریان نداشته باشد. پس اگر از تهمت زدن و آبروی خودت پروایی نداری، از همان روز جزا که وعده‌اش را دادی، بترس؛ روزی که با تو هم‌عقیده‌ام که یقیناً رخ خواهد داد و إن شاء الله که عاقبت‌مان خیر باشد. (صورت‌مان سفید باشد و نامه‌ی اعمال به دست راست دهند و...)&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;هفدهماً این وب‌سایت یا وبلاگ به جناب لیشام (که خدا عمر درازش دهاد) تعلق دارد و ایشان چنانچه متنی را نپسندند و یا آن را خارج از دایره‌ی عرف و شرع (با هر تعریفی که خودشان دارند) ببینند، قادر به اصلاح آن هستند. این که تا به حال، برای آن شکلک اتفاقی رخ نداده است، احتمالاً بدین معنا است که از کارکرد آن، ناراضی نیستند. (چه بسا، راضی هم نباشند!)&lt;br/&gt;کارکردش هم تصور کن، آن باشد که از دیدن نوشته‌های شما مسرور شده‌ام و این بهجت و شادی، در آن شکلک ساخته‌ی کفار (که به زودی در قعر جهنم، جزع و فزع می‌کنند!!!) نمود خارجی یافته است.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;برای بقیه‌ی صحبت‌هایت هم، چیزی ندارم بگویم. رجوع شود به همان شکلک :)&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; با هر دوتان هستم! بس کنید!&lt;br/&gt;کاوه جان! می‌خواستم من باب تذکر چیزهایی بنویسم حضور شما که آن‌قدر تنبلی کردیم که این پست آمد و پرداخته‌های ذهنی‌مان روی دست‌مان باد کرد. عصبانیت شما را تا حدودی درک می‌کنم ولی شما هم خوب نیست که زود قضاوت کنید :) بنده‌ی خدا فقط لبخند زد. همین...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کاوه خان<br />حرف زدن از احترام به خط عابر پیاده و بعدش اهانت به افراد، سازگار نیست.<br />گمان بردی با نسبت ناروا دادن به من و &#8230; مرا رسوا کرده‌ای؟!! اگر حسن خلق و ادب را خوب می‌دانی، پس به‌تر است آدم‌های باادبی باشیم.<br />فهرستی که ارایه داده‌ای، کاستی‌هایی دارد که در شأن من نیست برایت نام ببرم. آن‌قدر پست و بی‌مقدار نشده‌ام که هر حرفی به ذهنم می‌آید، بگویم و بنویسم؛ هرچند ببینم طرف مقابل، ابایی از این جریان نداشته باشد. پس اگر از تهمت زدن و آبروی خودت پروایی نداری، از همان روز جزا که وعده‌اش را دادی، بترس؛ روزی که با تو هم‌عقیده‌ام که یقیناً رخ خواهد داد و إن شاء الله که عاقبت‌مان خیر باشد. (صورت‌مان سفید باشد و نامه‌ی اعمال به دست راست دهند و&#8230;)</p>
<p>هفدهماً این وب‌سایت یا وبلاگ به جناب لیشام (که خدا عمر درازش دهاد) تعلق دارد و ایشان چنانچه متنی را نپسندند و یا آن را خارج از دایره‌ی عرف و شرع (با هر تعریفی که خودشان دارند) ببینند، قادر به اصلاح آن هستند. این که تا به حال، برای آن شکلک اتفاقی رخ نداده است، احتمالاً بدین معنا است که از کارکرد آن، ناراضی نیستند. (چه بسا، راضی هم نباشند!)<br />کارکردش هم تصور کن، آن باشد که از دیدن نوشته‌های شما مسرور شده‌ام و این بهجت و شادی، در آن شکلک ساخته‌ی کفار (که به زودی در قعر جهنم، جزع و فزع می‌کنند!!!) نمود خارجی یافته است.</p>
<p>برای بقیه‌ی صحبت‌هایت هم، چیزی ندارم بگویم. رجوع شود به همان شکلک 🙂</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> با هر دوتان هستم! بس کنید!<br />کاوه جان! می‌خواستم من باب تذکر چیزهایی بنویسم حضور شما که آن‌قدر تنبلی کردیم که این پست آمد و پرداخته‌های ذهنی‌مان روی دست‌مان باد کرد. عصبانیت شما را تا حدودی درک می‌کنم ولی شما هم خوب نیست که زود قضاوت کنید 🙂 بنده‌ی خدا فقط لبخند زد. همین&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
