<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: زندگی فرآیندی است سیفون لازم	</title>
	<atom:link href="https://lisham.com/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%D9%81%D9%88%D9%86-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://lisham.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d9%81%d9%88%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%b2%d9%85/</link>
	<description>یادداشت‌های لیشام شهبازیان</description>
	<lastBuildDate>Tue, 17 Nov 2020 12:49:31 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.18</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: ناهید یوسفی		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d9%81%d9%88%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%b2%d9%85/#comment-8506</link>

		<dc:creator><![CDATA[ناهید یوسفی]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 28 Mar 2014 04:37:58 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=248#comment-8506</guid>

					<description><![CDATA[لیشام جان،خوب حلاجی کرده بودی موضوع را.&lt;br/&gt;درضمن نوروز مبارک.&lt;br/&gt;نمی دانم چرا اسم را به فارسی نشان نمیدهد.&lt;br/&gt;ناهیدیوسفی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>لیشام جان،خوب حلاجی کرده بودی موضوع را.<br />درضمن نوروز مبارک.<br />نمی دانم چرا اسم را به فارسی نشان نمیدهد.<br />ناهیدیوسفی</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: تکتم ( دکتر آشپز)		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d9%81%d9%88%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%b2%d9%85/#comment-8505</link>

		<dc:creator><![CDATA[تکتم ( دکتر آشپز)]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 Jan 2014 19:35:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=248#comment-8505</guid>

					<description><![CDATA[حالا این جناب حداقل تنومند بوده. مامانم میگه هربار آرش خونه ما میره دستشویی سوراخش میگیره , یک کاری برای یبوست این بچه بکن :))))))))]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حالا این جناب حداقل تنومند بوده. مامانم میگه هربار آرش خونه ما میره دستشویی سوراخش میگیره , یک کاری برای یبوست این بچه بکن :))))))))</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: حامد		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d9%81%d9%88%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%b2%d9%85/#comment-8504</link>

		<dc:creator><![CDATA[حامد]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Sep 2013 22:54:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=248#comment-8504</guid>

					<description><![CDATA[سلام &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;از شما نوشتن و از ما خندیدن لیشام جون&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;فارغ از نکات ادبی و طنز بن مایه حرفت به دلمان نشست و لذت بردیم.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;همین چند روز پیش این صحنه را در اتوبوس بین راه شهری و یکی ز محلهای توقف استراحت دیدم که دست بر قضا چند توریست به ظاهر بخت برگشته هم با ما همسفر بودند. بنده تا در سرویس بهداشتی عمومی این صحنه رو دیدم داشتم از حال میرفتم که دیدم همسفر توریست ما صاف رفت تو همون توالت و هیچ انتظاری را هم به خودش تحمیل نکرد. هرچه با خودم کنار اومدم جرات بررسی مجدد صحنه را نداشتم.&lt;br/&gt;با کلی اهن و تولوپ ما و طراحی انواع توالت صحرایی سفری و  رله بودن تو مسافرت این رقمش برام سخت بود که از این توریست درسهای زیادی گرفتم !&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;اینم حیفم میاد نگم که تو همین مسافرتها و توقف بیم راهی تو صف انتظار خلاصی به سر میبردیم که دیدم یکی از درها بسته است و داد مسافرها از هر طرف. &lt;br/&gt;خلاصه بعد از ده دقیقه انتظار ما ، سر و کله یک شاگرد شوفر پیدا شد و مسافر گمشده را در این راحت خانه پیدا کرد. داد زد حاجی 20 دقیقه است همه مسافرها را معطل نگه داشتی ، چرا بیرون نمیایی ما رفتیم اگر نمیایی&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;شاگرد شوفر یعد از یک دقیقه داد و بیداد داشت میرفت که طرف گفت 10 دقیقه دیگر میام بیرون!!&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام </p>
<p>از شما نوشتن و از ما خندیدن لیشام جون</p>
<p>فارغ از نکات ادبی و طنز بن مایه حرفت به دلمان نشست و لذت بردیم.</p>
<p>همین چند روز پیش این صحنه را در اتوبوس بین راه شهری و یکی ز محلهای توقف استراحت دیدم که دست بر قضا چند توریست به ظاهر بخت برگشته هم با ما همسفر بودند. بنده تا در سرویس بهداشتی عمومی این صحنه رو دیدم داشتم از حال میرفتم که دیدم همسفر توریست ما صاف رفت تو همون توالت و هیچ انتظاری را هم به خودش تحمیل نکرد. هرچه با خودم کنار اومدم جرات بررسی مجدد صحنه را نداشتم.<br />با کلی اهن و تولوپ ما و طراحی انواع توالت صحرایی سفری و  رله بودن تو مسافرت این رقمش برام سخت بود که از این توریست درسهای زیادی گرفتم !</p>
<p>اینم حیفم میاد نگم که تو همین مسافرتها و توقف بیم راهی تو صف انتظار خلاصی به سر میبردیم که دیدم یکی از درها بسته است و داد مسافرها از هر طرف. <br />خلاصه بعد از ده دقیقه انتظار ما ، سر و کله یک شاگرد شوفر پیدا شد و مسافر گمشده را در این راحت خانه پیدا کرد. داد زد حاجی ۲۰ دقیقه است همه مسافرها را معطل نگه داشتی ، چرا بیرون نمیایی ما رفتیم اگر نمیایی</p>
<p>شاگرد شوفر یعد از یک دقیقه داد و بیداد داشت میرفت که طرف گفت ۱۰ دقیقه دیگر میام بیرون!!</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: آمنه		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d9%81%d9%88%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%b2%d9%85/#comment-8503</link>

		<dc:creator><![CDATA[آمنه]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Sep 2013 12:30:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=248#comment-8503</guid>

					<description><![CDATA[سلام گذری وبتون رو خوندم نوشته هاتون خیلی دلنشینند و قلم زیبایی دارید.من خود به شخصه گاهی وقت ها دنبال تحلیل نمیرم.گاهی وقت ها کارام دلیه بدون فکر کردن به عواقبش.&lt;br/&gt;ولی از نگاه شما به زندگی خوشم اومد.از اینکه همیشه آدم تحلیل گر باشه.درهرصورت موفق باشید و از این به بعد میخونمتون.راستی لیشام اسم قشنگیه ولی متاسفانه معنیشو نمیدونم فقط میدونم نام یه پادشاه دیلمی بود.اگه معنیشو میدونین لطف کنین بگین.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام گذری وبتون رو خوندم نوشته هاتون خیلی دلنشینند و قلم زیبایی دارید.من خود به شخصه گاهی وقت ها دنبال تحلیل نمیرم.گاهی وقت ها کارام دلیه بدون فکر کردن به عواقبش.<br />ولی از نگاه شما به زندگی خوشم اومد.از اینکه همیشه آدم تحلیل گر باشه.درهرصورت موفق باشید و از این به بعد میخونمتون.راستی لیشام اسم قشنگیه ولی متاسفانه معنیشو نمیدونم فقط میدونم نام یه پادشاه دیلمی بود.اگه معنیشو میدونین لطف کنین بگین.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: پیش ساخته ساز		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d9%81%d9%88%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%b2%d9%85/#comment-8502</link>

		<dc:creator><![CDATA[پیش ساخته ساز]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Sep 2013 13:55:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=248#comment-8502</guid>

					<description><![CDATA[میگن شنونده باید عاقل باشه، همینه.&lt;br/&gt;ببین از موضوع به این شنیعی(!!!!!!!!!!!!!!!)، چه برداشت فلسفی کردند.&lt;br/&gt;ما مو دیدیم و شما ....&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; این گونه تفسیر می‌شود فرمایش شما که لزومی ندارد گوینده آدم عاقلی باشد :)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>میگن شنونده باید عاقل باشه، همینه.<br />ببین از موضوع به این شنیعی(!!!!!!!!!!!!!!!)، چه برداشت فلسفی کردند.<br />ما مو دیدیم و شما &#8230;.</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> این گونه تفسیر می‌شود فرمایش شما که لزومی ندارد گوینده آدم عاقلی باشد 🙂</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: راه میانبر		</title>
		<link>https://lisham.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d9%81%d9%88%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%b2%d9%85/#comment-8501</link>

		<dc:creator><![CDATA[راه میانبر]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Sep 2013 20:57:14 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=248#comment-8501</guid>

					<description><![CDATA[این هم از محاسن مهندسان صنایعه که در هر ماجرایی، دنبال یک تحلیل هستند :)&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; چند سالی است که فهمیده‌ام بخشی از دردهای زندگی‌ام ریشه در نگاه مهندسی‌ام دارد در همه‌ی مسایل. کمی دیر فهمیدم که یک‌چیزهایی، فی الواقع خیلی از چیزها ذاتا مهندسی‌پذیر نیستند. اصلا اشتباه است که بگیری‌شان بریزی در چرخ‌گوشت مهندسی. زمان و انرژی و هزینه‌ی بسیاری مصروف شد تا این را بفهمم. تازه از آن دوره بود که دریافتم اتفاقا خیلی هم خوب نیست آدمی در «هر» ماجرایی دنبال تحلیل بگردد. چرا چرا کردن بیش از حد و تحلیلِ ـ به نظرم خودم ـ بی‌جا، نتیجه‌اش برای‌ام شد رفلاکس معده‌ی شدید...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این هم از محاسن مهندسان صنایعه که در هر ماجرایی، دنبال یک تحلیل هستند 🙂</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> چند سالی است که فهمیده‌ام بخشی از دردهای زندگی‌ام ریشه در نگاه مهندسی‌ام دارد در همه‌ی مسایل. کمی دیر فهمیدم که یک‌چیزهایی، فی الواقع خیلی از چیزها ذاتا مهندسی‌پذیر نیستند. اصلا اشتباه است که بگیری‌شان بریزی در چرخ‌گوشت مهندسی. زمان و انرژی و هزینه‌ی بسیاری مصروف شد تا این را بفهمم. تازه از آن دوره بود که دریافتم اتفاقا خیلی هم خوب نیست آدمی در «هر» ماجرایی دنبال تحلیل بگردد. چرا چرا کردن بیش از حد و تحلیلِ ـ به نظرم خودم ـ بی‌جا، نتیجه‌اش برای‌ام شد رفلاکس معده‌ی شدید&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
