<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: فقر آگاهی	</title>
	<atom:link href="https://lisham.com/%D9%81%D9%82%D8%B1-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%82%d8%b1-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c/</link>
	<description>یادداشت‌های لیشام شهبازیان</description>
	<lastBuildDate>Wed, 15 Nov 2006 23:21:20 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.18</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: پیرزن 20 ساله		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%82%d8%b1-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c/#comment-7078</link>

		<dc:creator><![CDATA[پیرزن 20 ساله]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 Nov 2006 23:21:20 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=118#comment-7078</guid>

					<description><![CDATA[تو رو خدا بسه، از بس غصه‌ی جهان سومی بودنمون رو خوردیم  الان تمام جوان‌های ما از غصه‌ی سوم بودن اونم از آخر پیر شدن....... بابا پس من کی باید از این انرژی سرشار جوونی استفاده کنم... پوسیدیم توی این قفس تنگ که با غصه‌های مملکتمون تنگ‌تر هم می‌شه.&lt;br/&gt;وبلاگتون را تازه دیدم موفق باشید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تو رو خدا بسه، از بس غصه‌ی جهان سومی بودنمون رو خوردیم  الان تمام جوان‌های ما از غصه‌ی سوم بودن اونم از آخر پیر شدن&#8230;&#8230;. بابا پس من کی باید از این انرژی سرشار جوونی استفاده کنم&#8230; پوسیدیم توی این قفس تنگ که با غصه‌های مملکتمون تنگ‌تر هم می‌شه.<br />وبلاگتون را تازه دیدم موفق باشید.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: آیلر پورمحمد		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%82%d8%b1-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c/#comment-7077</link>

		<dc:creator><![CDATA[آیلر پورمحمد]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Sep 2006 00:19:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=118#comment-7077</guid>

					<description><![CDATA[و جالب این‌جاست که همین‌ها هم همه‌اش دم از سانسور خبری در غرب می‌زنن. واقعاً بعضی وقت‌ها آدم هر چه‌قدر هم تصمیم گرفته باشه نمی‌تونه سکوت کنه.&lt;br/&gt;با این حال می‌دونین به‌ترین کاری که ما در این شرایط می‌تونیم بکنیم چیه؟ ماهی‌گیری کنیم و از زندگی‌مون لذت ببریم...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>و جالب این‌جاست که همین‌ها هم همه‌اش دم از سانسور خبری در غرب می‌زنن. واقعاً بعضی وقت‌ها آدم هر چه‌قدر هم تصمیم گرفته باشه نمی‌تونه سکوت کنه.<br />با این حال می‌دونین به‌ترین کاری که ما در این شرایط می‌تونیم بکنیم چیه؟ ماهی‌گیری کنیم و از زندگی‌مون لذت ببریم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: بهار		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%82%d8%b1-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c/#comment-7076</link>

		<dc:creator><![CDATA[بهار]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 10 Sep 2006 21:38:51 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=118#comment-7076</guid>

					<description><![CDATA[سلام، ما هم که به اطلاعات دست‌رسی داریم فقط بیش‌تر اعصاب‌مون خورد می‌شه. سلامت باشید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام، ما هم که به اطلاعات دست‌رسی داریم فقط بیش‌تر اعصاب‌مون خورد می‌شه. سلامت باشید.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: نگار		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%82%d8%b1-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c/#comment-7075</link>

		<dc:creator><![CDATA[نگار]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 Sep 2006 01:22:22 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=118#comment-7075</guid>

					<description><![CDATA[تا کی درین کشور ازین و آن ترسم ـ از خویش و از بیگانه؛  ازخرد و کلان ترسم&lt;br/&gt;تا کی زهر گفت و شنود و پرسش و پاسخ ـ چون طفل تنبل؛ از امتحان ترسم&lt;br/&gt;.&lt;br/&gt;.&lt;br/&gt;گفتم چو شاه ظلم از کشور گریزان شد ـ دیگر نباید هرگز؛ از هیچ انس و جان ترسم&lt;br/&gt;غافل که این‌جا نشکفد گل‌های آزادی ـ ور بشکفد باید زجهل باغ‌بان ترسم&lt;br/&gt;.&lt;br/&gt;.&lt;br/&gt;.&lt;br/&gt;یاران عزیزان دوستان رفتند و اینک من ـ تنها درین وحشت‌سرای بی‌امان ترسم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تا کی درین کشور ازین و آن ترسم ـ از خویش و از بیگانه؛  ازخرد و کلان ترسم<br />تا کی زهر گفت و شنود و پرسش و پاسخ ـ چون طفل تنبل؛ از امتحان ترسم<br />.<br />.<br />گفتم چو شاه ظلم از کشور گریزان شد ـ دیگر نباید هرگز؛ از هیچ انس و جان ترسم<br />غافل که این‌جا نشکفد گل‌های آزادی ـ ور بشکفد باید زجهل باغ‌بان ترسم<br />.<br />.<br />.<br />یاران عزیزان دوستان رفتند و اینک من ـ تنها درین وحشت‌سرای بی‌امان ترسم</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: بی نام و نشان		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%82%d8%b1-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c/#comment-7074</link>

		<dc:creator><![CDATA[بی نام و نشان]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 08 Sep 2006 17:37:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=118#comment-7074</guid>

					<description><![CDATA[من که ترجیح می‌دم در زمینه‌های سیاسی، از نظر آگاهی فقیر باشم p:&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; دست بر قضا تصمیم و نظر و ترجیح ما نیز همین است ولی چه کنیم که یه رییس داریم که تا بی‌کار می‌شه یه حرفی می‌زنه که آدم هر چی هم بخواد بی‌خیال باشه باز نمی‌شه :) ولی جدی جدی تا این پست رو نوشتم کلی پشیمون شدم که چرا باز حرف سیاسی از خودم درکردم ؛)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>من که ترجیح می‌دم در زمینه‌های سیاسی، از نظر آگاهی فقیر باشم p:</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> دست بر قضا تصمیم و نظر و ترجیح ما نیز همین است ولی چه کنیم که یه رییس داریم که تا بی‌کار می‌شه یه حرفی می‌زنه که آدم هر چی هم بخواد بی‌خیال باشه باز نمی‌شه 🙂 ولی جدی جدی تا این پست رو نوشتم کلی پشیمون شدم که چرا باز حرف سیاسی از خودم درکردم ؛)</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: فرزام		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%82%d8%b1-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c/#comment-7073</link>

		<dc:creator><![CDATA[فرزام]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Sep 2006 10:50:36 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=118#comment-7073</guid>

					<description><![CDATA[نمی‌دونم اون میانگین مطالعه که گفتم روزی دو دقیقه بود یا ماهی یا سالی دو دقیقه یا قرنی دو دقیقه... یادم نیست. ولی یادمه کم بود!!! :))))]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نمی‌دونم اون میانگین مطالعه که گفتم روزی دو دقیقه بود یا ماهی یا سالی دو دقیقه یا قرنی دو دقیقه&#8230; یادم نیست. ولی یادمه کم بود!!! :))))</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: فرزام		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%82%d8%b1-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c/#comment-7072</link>

		<dc:creator><![CDATA[فرزام]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Sep 2006 10:45:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=118#comment-7072</guid>

					<description><![CDATA[ببین لیشام جان! مسأله خیلی هم دست‌رسی به مجراهای اطلاعاتی نیست. البته این کاملاً درسته که محدودیت، باعث خیلی نارسایی‌ها می‌شه. اما مثلاً فرض کن ما روزنامه هم داشته باشیم، خیلی آزاد. کتب مختلف هم منتشر بشه فت و فراوون. فکر می‌کنی با میانگین مطالعه روزی 2 دقیقه و اندی(!!) چه‌قدر از این اطلاعات دنیای آزاد رو می‌شه گرفت؟ حالا قضیه فقر فرهنگیه یا فقر مالی؟ نمی‌دونم!... یه چیز دیگه. فقط کافیه شما بتونی پاتو از مملک بذاری بیرون! تازه می‌فهمی فرهنگ چی! کشک چی! ما کجا و اون‌ها کجا؟ حالا اینم بر می‌گرده یه جورایی به بضاعت مالی و بازم مسایل سیاسی. می‌دونی راستش قضیه پیچیده‌تر از اونه که بشه این‌جا بستش و تمومش کرد. اما مسلماً ابعادش وسیع‌تر از صرفاً محدودیت مطبوعات و این چیزاست... بازم یه چیز دیگه: توی همین تهران خودمون هم‌شهری‌های پایین شهر فکر می‌کنن شمال شهر [...]خونه است! شهرستونی‌ها فکر می‌کنن کل تهران [...]خونه است!... حالا اینا از کجا می‌آد؟ بازم تصویر کیهان و... این‌جوریه؟! اینم باید برن از سی.ان.ان اطلاعات بگیرن حالا که دسترسی ندارن نمی‌تونن؟ ببین اصلاً تعریف فرهنگ، اصول اخلاقی و خیلی چیزای دیگه واسه ما چپکی جا افتاده. فقط هم مربوط به رژیم نیست... بحثش طولانیه منم دیگه حوصله ندارم. فعلاً خداحافظ!&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; ممنون فرزام عزیز، البته منظور من ریشه‌یابی قضیه نبود که چرا این‌جور هستیم و اگه این‌جور هم نبود، وضع به‌تر می‌شد یا بدتر. بیش‌تر داشتم به وجود چنین پدیده‌ای اشاره می‌کردم در کنار اون فرمایش گران‌قدر حضرت دکتر توی اون لینک آخری‌ها... در مورد فرهنگ و این‌ها هم اجمالا بحث زیاده و به‌تره چاک دهن‌مون رو بیش‌تر از این که هست باز نکنیم. این واقعیتی که من یکی لااقل این کاره نیستم و دوست هم ندارم که باشم...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ببین لیشام جان! مسأله خیلی هم دست‌رسی به مجراهای اطلاعاتی نیست. البته این کاملاً درسته که محدودیت، باعث خیلی نارسایی‌ها می‌شه. اما مثلاً فرض کن ما روزنامه هم داشته باشیم، خیلی آزاد. کتب مختلف هم منتشر بشه فت و فراوون. فکر می‌کنی با میانگین مطالعه روزی ۲ دقیقه و اندی(!!) چه‌قدر از این اطلاعات دنیای آزاد رو می‌شه گرفت؟ حالا قضیه فقر فرهنگیه یا فقر مالی؟ نمی‌دونم!&#8230; یه چیز دیگه. فقط کافیه شما بتونی پاتو از مملک بذاری بیرون! تازه می‌فهمی فرهنگ چی! کشک چی! ما کجا و اون‌ها کجا؟ حالا اینم بر می‌گرده یه جورایی به بضاعت مالی و بازم مسایل سیاسی. می‌دونی راستش قضیه پیچیده‌تر از اونه که بشه این‌جا بستش و تمومش کرد. اما مسلماً ابعادش وسیع‌تر از صرفاً محدودیت مطبوعات و این چیزاست&#8230; بازم یه چیز دیگه: توی همین تهران خودمون هم‌شهری‌های پایین شهر فکر می‌کنن شمال شهر [&#8230;]خونه است! شهرستونی‌ها فکر می‌کنن کل تهران [&#8230;]خونه است!&#8230; حالا اینا از کجا می‌آد؟ بازم تصویر کیهان و&#8230; این‌جوریه؟! اینم باید برن از سی.ان.ان اطلاعات بگیرن حالا که دسترسی ندارن نمی‌تونن؟ ببین اصلاً تعریف فرهنگ، اصول اخلاقی و خیلی چیزای دیگه واسه ما چپکی جا افتاده. فقط هم مربوط به رژیم نیست&#8230; بحثش طولانیه منم دیگه حوصله ندارم. فعلاً خداحافظ!</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> ممنون فرزام عزیز، البته منظور من ریشه‌یابی قضیه نبود که چرا این‌جور هستیم و اگه این‌جور هم نبود، وضع به‌تر می‌شد یا بدتر. بیش‌تر داشتم به وجود چنین پدیده‌ای اشاره می‌کردم در کنار اون فرمایش گران‌قدر حضرت دکتر توی اون لینک آخری‌ها&#8230; در مورد فرهنگ و این‌ها هم اجمالا بحث زیاده و به‌تره چاک دهن‌مون رو بیش‌تر از این که هست باز نکنیم. این واقعیتی که من یکی لااقل این کاره نیستم و دوست هم ندارم که باشم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: ری‌را		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%82%d8%b1-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c/#comment-7071</link>

		<dc:creator><![CDATA[ری‌را]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Sep 2006 08:01:41 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=118#comment-7071</guid>

					<description><![CDATA[من آه می‌کشم پس من هستم!!...&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; البته شاید ما گاهی به حکم برخی مقتضیات زمانی و مکانی، ناخواسته آهی از خودمان ول بدهیم ری‌را جان، ولی استدلال بنده از این جنس است که: من شنگولم! پس به کسی هم مربوط نیست که هستم یا نیستم!... البته ضمن بذل توجه به خاک‌ساری کامل حقیر به درگاه آن مقام عالی‌قدر ؛)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>من آه می‌کشم پس من هستم!!&#8230;</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> البته شاید ما گاهی به حکم برخی مقتضیات زمانی و مکانی، ناخواسته آهی از خودمان ول بدهیم ری‌را جان، ولی استدلال بنده از این جنس است که: من شنگولم! پس به کسی هم مربوط نیست که هستم یا نیستم!&#8230; البته ضمن بذل توجه به خاک‌ساری کامل حقیر به درگاه آن مقام عالی‌قدر ؛)</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: نگار		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%82%d8%b1-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c/#comment-7070</link>

		<dc:creator><![CDATA[نگار]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Sep 2006 22:27:32 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=118#comment-7070</guid>

					<description><![CDATA[به قول پرفسور محمدحسن: جهان سوم جایی است که هرکس بخواهد مملکتش را آباد کند؛ خانه‌اش خراب می‌شود و اگر بخواهد خانه‌اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به قول پرفسور محمدحسن: جهان سوم جایی است که هرکس بخواهد مملکتش را آباد کند؛ خانه‌اش خراب می‌شود و اگر بخواهد خانه‌اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: نگار		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%82%d8%b1-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c/#comment-7069</link>

		<dc:creator><![CDATA[نگار]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Sep 2006 19:52:09 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=118#comment-7069</guid>

					<description><![CDATA[اگه قرار بود اطلاعات و اخبار رو بی کم و کاست و بدون سانسور به خورد من و شما بدن؛ آیا جرأت می‌کردیم پامونو از خونه بیرون بذاریم و یا شب‌ها خواب‌مون می‌برد؟!!&lt;br/&gt;قشر عامی باید در بی‌خبری بمونه و گرنه کی دنبال‌شون راه بیفته بگه مرگ بر... و منتظران رو کیا باید تشکیل بدن؟&lt;br/&gt;عده‌ای هم به قول شما به هردری می‌زنن تا واقعیت‌ها رو بدونن و از همه چی مطلع بشن. که اونم عواقب خاص خودش رو داره. یا باید با وجدان‌شون دایم کلنجار برن که چرا واسه آزادی‌شون و حقوق طبیعی کاری نمی‌کنن؟! و یا اگه اون قدر با دل وجرأت باشن که بخوان سر و صدا کنن؛ دیگه سری براشون باقی نمی‌مونه که بخواد صدا کنه!!! تازه اگه شانس بیارن و بچه‌هاشون اون‌ها رو متهم نکنن که چرا تو این مملکت بوجودشون آوردن؛ بزرگ‌شون کردن و...&lt;br/&gt;عواقب همه‌ی این‌ها هم سردرگمی و مشکلات روحی، روانی و اجتماعیه که تو جامعه‌ی ما بی‌داد می‌کنه. واقعاً بچه‌های ما چه گناهی کردن که باید پا به پای ما بسوزن؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اگه قرار بود اطلاعات و اخبار رو بی کم و کاست و بدون سانسور به خورد من و شما بدن؛ آیا جرأت می‌کردیم پامونو از خونه بیرون بذاریم و یا شب‌ها خواب‌مون می‌برد؟!!<br />قشر عامی باید در بی‌خبری بمونه و گرنه کی دنبال‌شون راه بیفته بگه مرگ بر&#8230; و منتظران رو کیا باید تشکیل بدن؟<br />عده‌ای هم به قول شما به هردری می‌زنن تا واقعیت‌ها رو بدونن و از همه چی مطلع بشن. که اونم عواقب خاص خودش رو داره. یا باید با وجدان‌شون دایم کلنجار برن که چرا واسه آزادی‌شون و حقوق طبیعی کاری نمی‌کنن؟! و یا اگه اون قدر با دل وجرأت باشن که بخوان سر و صدا کنن؛ دیگه سری براشون باقی نمی‌مونه که بخواد صدا کنه!!! تازه اگه شانس بیارن و بچه‌هاشون اون‌ها رو متهم نکنن که چرا تو این مملکت بوجودشون آوردن؛ بزرگ‌شون کردن و&#8230;<br />عواقب همه‌ی این‌ها هم سردرگمی و مشکلات روحی، روانی و اجتماعیه که تو جامعه‌ی ما بی‌داد می‌کنه. واقعاً بچه‌های ما چه گناهی کردن که باید پا به پای ما بسوزن؟</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
