<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: فلیکربازی؛ اصفهان	</title>
	<atom:link href="https://lisham.com/%D9%81%D9%84%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%9B-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%84%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86/</link>
	<description>یادداشت‌های لیشام شهبازیان</description>
	<lastBuildDate>Fri, 20 Nov 2020 09:18:53 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.18</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: شیدا		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%84%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86/#comment-7906</link>

		<dc:creator><![CDATA[شیدا]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Sep 2007 06:10:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=159#comment-7906</guid>

					<description><![CDATA[توی اون عکس سه نفری می‌شه بگین خانم مومنی کدومه؟... من مدت زیادیه که وبلاگشونو می‌خونم&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; اولین از سمت راست، آخرین از سمت چپ :) وسطی از هر دو طرف هم که عیال هستن ؛)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>توی اون عکس سه نفری می‌شه بگین خانم مومنی کدومه؟&#8230; من مدت زیادیه که وبلاگشونو می‌خونم</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> اولین از سمت راست، آخرین از سمت چپ 🙂 وسطی از هر دو طرف هم که عیال هستن ؛)</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: امیر		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%84%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86/#comment-7905</link>

		<dc:creator><![CDATA[امیر]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Sep 2007 02:58:22 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=159#comment-7905</guid>

					<description><![CDATA[لیشام جان من به بازی دعوتت می‌کنم تو وبلاگم نوشتم...&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; ممنون امیر جان :) دل و دماغی نیست برای نوشتن از وطن. بذار واسه یه وقتی که شکمم سیره، خونه‌ام رو گرفتم، ماشینم رو خریدم، دل‌هره‌ی گیر دادن نیروی انتظامی رو ندارم، قسطهام رو پرداخت کردم... اون موقع شاید بشه یه چیزایی رو گفت... یاد &quot;غم نان اگر بگذارد&quot; افتادم...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>لیشام جان من به بازی دعوتت می‌کنم تو وبلاگم نوشتم&#8230;</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> ممنون امیر جان 🙂 دل و دماغی نیست برای نوشتن از وطن. بذار واسه یه وقتی که شکمم سیره، خونه‌ام رو گرفتم، ماشینم رو خریدم، دل‌هره‌ی گیر دادن نیروی انتظامی رو ندارم، قسطهام رو پرداخت کردم&#8230; اون موقع شاید بشه یه چیزایی رو گفت&#8230; یاد &#8220;غم نان اگر بگذارد&#8221; افتادم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: فرزام		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%84%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86/#comment-7904</link>

		<dc:creator><![CDATA[فرزام]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Sep 2007 23:36:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=159#comment-7904</guid>

					<description><![CDATA[داداش! یا در این وبلاگتو ببند یا عین قدیما بنویس... ترجیحا&quot; گزینه ب صحیح است!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>داداش! یا در این وبلاگتو ببند یا عین قدیما بنویس&#8230; ترجیحا&#8221; گزینه ب صحیح است!</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: سهیل		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%84%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86/#comment-7903</link>

		<dc:creator><![CDATA[سهیل]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 11 Sep 2007 10:55:49 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=159#comment-7903</guid>

					<description><![CDATA[هر دفعه که می آیم و می بینم مطلب جدید ننوشته ای خوشحال می شوم. این نشان می دهد که زندگی جدید حسابی مشغولت کرده است. البته این قضیه دور از ذهن نبود چون همه کردها خانواده دوست هستند.&lt;br/&gt;آفرین بر لیشام عزیز-کرد کرمانشان&lt;br/&gt;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هر دفعه که می آیم و می بینم مطلب جدید ننوشته ای خوشحال می شوم. این نشان می دهد که زندگی جدید حسابی مشغولت کرده است. البته این قضیه دور از ذهن نبود چون همه کردها خانواده دوست هستند.<br />آفرین بر لیشام عزیز-کرد کرمانشان</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: مهدی		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%84%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86/#comment-7902</link>

		<dc:creator><![CDATA[مهدی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Sep 2007 19:48:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=159#comment-7902</guid>

					<description><![CDATA[گر دست دهد ز مغز گندم نانی / وز می دو منی، ز گوسفندی رانی / با لاله رخی و گوشه بستانی / عیشی بود نه حد هر سلطانی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>گر دست دهد ز مغز گندم نانی / وز می دو منی، ز گوسفندی رانی / با لاله رخی و گوشه بستانی / عیشی بود نه حد هر سلطانی</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: کیانوش		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%84%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86/#comment-7901</link>

		<dc:creator><![CDATA[کیانوش]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Sep 2007 15:39:06 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=159#comment-7901</guid>

					<description><![CDATA[بـرگ ســبزیسـت تـحفـه درویـش]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بـرگ ســبزیسـت تـحفـه درویـش</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: علی		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%84%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86/#comment-7900</link>

		<dc:creator><![CDATA[علی]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 07 Sep 2007 23:08:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=159#comment-7900</guid>

					<description><![CDATA[سلام آقا&lt;br/&gt;من امشب برای اولین بار به سایتتون اومدم من از محله نهچیر هستم&lt;br/&gt;داشتم دنبال یه مطلب میگشتم که به سایت شما برخورد کردم&lt;br/&gt;این محله داستانها داره آقا.......]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام آقا<br />من امشب برای اولین بار به سایتتون اومدم من از محله نهچیر هستم<br />داشتم دنبال یه مطلب میگشتم که به سایت شما برخورد کردم<br />این محله داستانها داره آقا&#8230;&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: عرفان		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%84%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86/#comment-7899</link>

		<dc:creator><![CDATA[عرفان]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Sep 2007 10:41:49 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=159#comment-7899</guid>

					<description><![CDATA[این که نوشتم خونده می شه شلوم و معنی اش هم هست سلام!&lt;br/&gt;ازین جهت این جوری نوشتم که یکی از دوستان جدیدا کشف کرده من ِ بنده خدا جهود هستم (و البته در نژاد سامی و آریایی و ترک و چینی فرقی نیست، اما گفته اند هر که جز اسلام دینی بیاورد پایان ترم 0.25 بهش می دهند که هم معدل اش رو خراب کنه هم از تو کارنومه حذف نشه!) و شرب الیهود می کنم. (یعنی بی ادبی نشه زیرزیرکی عرق می خورم طوری که مست نشم). خلاصه ما از این دوستمون پرسیدیم که چرا این جوری می گی!؟ فرمود چون در کتاب شعرت (مهر در میغ) فراوان مزخرفات مقدسه از کتب ضاله نقل قول کرده ای.&lt;br/&gt;القصه خدمت اس لیشام عزیزم (اس مخفف اسفهانی است یعنی کسی که به زیارت اماکن متبرکه ی اسفهان مشرف شده باشد، مثل مش که مخفف مشهدی ست!) عرض کنیم که ما از اون گوساله ی بنزینی ت به این ور نیومده بودیم این جا و خودمون هم از خودمون چیزی در نکرده بودیم. لاجرم، دلمان شما و باقی دوستان را میس کرد و نشستیم و دست به کار شدیم که یک بهانه ای جور کنیم که بیاییم روی شبکه دوباره پاتیناژ بازی کنیم (یادش بخیر پدربزرگم به پاتیناز می گفت اتیکت!). بنابراین رای ملوکانه (رای خودمان را می گویییم) بر این جنبیدن گرفت که هر چه مزخرف تا حال بافته ایم در قالب شعر نو (منظورم همان شعر نو است، با گل واژه اشتباه نشود) کیبوردی کنیم و آن هایی را هم که خودمان خوشمان نیامد، به قول هیدگر در موقعیت تحت خط قرار دهیم و بعد دیلیت شان نماییم.&lt;br/&gt;بنابراین ترکاندیم و کتاب شعر دیجیتال (ای بوک) از خودمان در وکردیم، به نام نامی مهر در میغ. جالب این جاست که وقتی یک نسخه ی اختصاصی برای خودمان پرینت کردیم و بردیم سر کوچه برای فنر ی کردن، یک پیرمرد ترک زبانی در دفتر فنی مثل ما مشتری بود و وقتی نام عجیب غریبی را که درشت و قلمبه روی یک دسته کاغذ به صورت لندسکیپ حک شده بود، ملاحظه فرمود با غرور پیرمردانه ای پرسید &quot;مــُـهر در میخ&quot; یعنی چه؟ ما هم با نزاکت خاصی که در برابر ترکان پارسی گو اعمال می کنیم فرمودیم مُهر نه و مِهر، و میخ نه و میغ، یعنی سپیده ی صبح که در مه نمایان می شود. آقای پیری بادی در غبغب انداخت و گفت آهان! همون میترا! گفتم بله، سعدی می فرماید، چو نیلوفر در آب و مهر در میغ، پری رخ در نقاب پرنیان است، آقا پیری دوباره فرمودند حالا باید برویم سعدی را نگاه کنیم (کجای سعدی را نگاه می خواست بکند والله اعلم) که آیا واقعا این را گفته یا نه؟ گفتیم تعجبی دارد که گفته باشد؟ فرمودند ( و الحق هم یک چیزی که ما نمی دونستیم گفتند)  سعدی عربی بوده بادیه نشین (!) که فارسی درست نمی دانسته با این حال معمار زبان فارسی ست و پیش از سعدی کسی فارسی صحبت نمی کرده و شما فارس ها زبان فارسی را بی خودی بزرگ کرده اید و فارسی زبانی ست که شست و پنج درسد آن عربی و پنج درسد آن لاتین و پنجاه درسد آن ترکی و دوازده درسد آن روسی و سه درسد آن یونانی و یک درسد آن چینی و هفت درسد آن انگلیسی و نیم درسد آن آفریقایی و چهار درسد آن فارسی آمیخته به عربی ست! من هم همان جا به آن پیرمرد روشن ضمیر آفرین گفتم و بر دستانش بوده دادم و بر کف پایش لیسه که هم ادبیات و زبان شناسی اش خیلی خوب بود، هم ریاضیات اش!&lt;br/&gt;البته لیشام عزیز نگران نشو، من چون الان از حمام آب خنک آمده ام و قرار است به موسسه ی اقیانوس شناسی هم سری بزنم این شد که این قدر آب بستم در نوشته ام، وگرنه از اول اومدم دیده بوسی ای بکنیم و بگویم لطفا این کتاب شعر نو ما را مطالعه بکن http://erfaningenia.multiply.com/journal/item/73&lt;br/&gt;این هم لینک اش، و اگر خوشت اومد بده دوستات هم بخونن و بر جد و آباد ما صلوات بفرستند.&lt;br/&gt;ان شالله که میدان بشوی، من هم وانت بشوم، هی دورت بگردم!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این که نوشتم خونده می شه شلوم و معنی اش هم هست سلام!<br />ازین جهت این جوری نوشتم که یکی از دوستان جدیدا کشف کرده من ِ بنده خدا جهود هستم (و البته در نژاد سامی و آریایی و ترک و چینی فرقی نیست، اما گفته اند هر که جز اسلام دینی بیاورد پایان ترم ۰.۲۵ بهش می دهند که هم معدل اش رو خراب کنه هم از تو کارنومه حذف نشه!) و شرب الیهود می کنم. (یعنی بی ادبی نشه زیرزیرکی عرق می خورم طوری که مست نشم). خلاصه ما از این دوستمون پرسیدیم که چرا این جوری می گی!؟ فرمود چون در کتاب شعرت (مهر در میغ) فراوان مزخرفات مقدسه از کتب ضاله نقل قول کرده ای.<br />القصه خدمت اس لیشام عزیزم (اس مخفف اسفهانی است یعنی کسی که به زیارت اماکن متبرکه ی اسفهان مشرف شده باشد، مثل مش که مخفف مشهدی ست!) عرض کنیم که ما از اون گوساله ی بنزینی ت به این ور نیومده بودیم این جا و خودمون هم از خودمون چیزی در نکرده بودیم. لاجرم، دلمان شما و باقی دوستان را میس کرد و نشستیم و دست به کار شدیم که یک بهانه ای جور کنیم که بیاییم روی شبکه دوباره پاتیناژ بازی کنیم (یادش بخیر پدربزرگم به پاتیناز می گفت اتیکت!). بنابراین رای ملوکانه (رای خودمان را می گویییم) بر این جنبیدن گرفت که هر چه مزخرف تا حال بافته ایم در قالب شعر نو (منظورم همان شعر نو است، با گل واژه اشتباه نشود) کیبوردی کنیم و آن هایی را هم که خودمان خوشمان نیامد، به قول هیدگر در موقعیت تحت خط قرار دهیم و بعد دیلیت شان نماییم.<br />بنابراین ترکاندیم و کتاب شعر دیجیتال (ای بوک) از خودمان در وکردیم، به نام نامی مهر در میغ. جالب این جاست که وقتی یک نسخه ی اختصاصی برای خودمان پرینت کردیم و بردیم سر کوچه برای فنر ی کردن، یک پیرمرد ترک زبانی در دفتر فنی مثل ما مشتری بود و وقتی نام عجیب غریبی را که درشت و قلمبه روی یک دسته کاغذ به صورت لندسکیپ حک شده بود، ملاحظه فرمود با غرور پیرمردانه ای پرسید &#8220;مــُـهر در میخ&#8221; یعنی چه؟ ما هم با نزاکت خاصی که در برابر ترکان پارسی گو اعمال می کنیم فرمودیم مُهر نه و مِهر، و میخ نه و میغ، یعنی سپیده ی صبح که در مه نمایان می شود. آقای پیری بادی در غبغب انداخت و گفت آهان! همون میترا! گفتم بله، سعدی می فرماید، چو نیلوفر در آب و مهر در میغ، پری رخ در نقاب پرنیان است، آقا پیری دوباره فرمودند حالا باید برویم سعدی را نگاه کنیم (کجای سعدی را نگاه می خواست بکند والله اعلم) که آیا واقعا این را گفته یا نه؟ گفتیم تعجبی دارد که گفته باشد؟ فرمودند ( و الحق هم یک چیزی که ما نمی دونستیم گفتند)  سعدی عربی بوده بادیه نشین (!) که فارسی درست نمی دانسته با این حال معمار زبان فارسی ست و پیش از سعدی کسی فارسی صحبت نمی کرده و شما فارس ها زبان فارسی را بی خودی بزرگ کرده اید و فارسی زبانی ست که شست و پنج درسد آن عربی و پنج درسد آن لاتین و پنجاه درسد آن ترکی و دوازده درسد آن روسی و سه درسد آن یونانی و یک درسد آن چینی و هفت درسد آن انگلیسی و نیم درسد آن آفریقایی و چهار درسد آن فارسی آمیخته به عربی ست! من هم همان جا به آن پیرمرد روشن ضمیر آفرین گفتم و بر دستانش بوده دادم و بر کف پایش لیسه که هم ادبیات و زبان شناسی اش خیلی خوب بود، هم ریاضیات اش!<br />البته لیشام عزیز نگران نشو، من چون الان از حمام آب خنک آمده ام و قرار است به موسسه ی اقیانوس شناسی هم سری بزنم این شد که این قدر آب بستم در نوشته ام، وگرنه از اول اومدم دیده بوسی ای بکنیم و بگویم لطفا این کتاب شعر نو ما را مطالعه بکن <a href="http://erfaningenia.multiply.com/journal/item/73" rel="nofollow ugc">http://erfaningenia.multiply.com/journal/item/73</a><br />این هم لینک اش، و اگر خوشت اومد بده دوستات هم بخونن و بر جد و آباد ما صلوات بفرستند.<br />ان شالله که میدان بشوی، من هم وانت بشوم، هی دورت بگردم!</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: نگار		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%84%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86/#comment-7898</link>

		<dc:creator><![CDATA[نگار]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 30 Aug 2007 07:42:55 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=159#comment-7898</guid>

					<description><![CDATA[خوشحال می شویم به اتفاق همسر گرامی به شهر ما تشریف بیاورید.&lt;br/&gt; نمی گذاریم بد بگذرد. &lt;br/&gt;دریاچه ای پراز ماهی و کلیه لوازم وتجهیزات ماهیگیری نیز ؛ موجود می باشد!! ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خوشحال می شویم به اتفاق همسر گرامی به شهر ما تشریف بیاورید.<br /> نمی گذاریم بد بگذرد. <br />دریاچه ای پراز ماهی و کلیه لوازم وتجهیزات ماهیگیری نیز ؛ موجود می باشد!! </p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: کیانوش		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%81%d9%84%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86/#comment-7897</link>

		<dc:creator><![CDATA[کیانوش]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 Aug 2007 12:49:20 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=159#comment-7897</guid>

					<description><![CDATA[درود لیــشام گــرامی&lt;br/&gt;از عـکـس‌های مـبارک مــعـلومه که دســتپـخـت هـمــسربــانـو خیلی خــوبه هــا ... ؛)&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; درود و درود بر کیانوش عزیز. می‌خواستیم بگوییم علاوه بر این که دست‌پخت هم‌سربانو به غایت نیکوست بلکه باتوم ارسالی سرکار هم به غایت کاراست :) ماهی‌های بی‌چاره را به طرفه العینی بی‌هوش می‌کند آن چنان که خودشان هم نمی‌فهمند از کجا چنین شده‌اند ؛)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>درود لیــشام گــرامی<br />از عـکـس‌های مـبارک مــعـلومه که دســتپـخـت هـمــسربــانـو خیلی خــوبه هــا &#8230; ؛)</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> درود و درود بر کیانوش عزیز. می‌خواستیم بگوییم علاوه بر این که دست‌پخت هم‌سربانو به غایت نیکوست بلکه باتوم ارسالی سرکار هم به غایت کاراست 🙂 ماهی‌های بی‌چاره را به طرفه العینی بی‌هوش می‌کند آن چنان که خودشان هم نمی‌فهمند از کجا چنین شده‌اند ؛)</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
