<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: قضاوت	</title>
	<atom:link href="https://lisham.com/%d9%82%d8%b6%d8%a7%d9%88%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://lisham.com/%d9%82%d8%b6%d8%a7%d9%88%d8%aa/</link>
	<description>یادداشت‌های لیشام شهبازیان</description>
	<lastBuildDate>Fri, 20 Nov 2020 09:31:47 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.18</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: محمدرضا		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%82%d8%b6%d8%a7%d9%88%d8%aa/#comment-7790</link>

		<dc:creator><![CDATA[محمدرضا]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Jun 2007 13:31:29 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=152#comment-7790</guid>

					<description><![CDATA[جالبه بگم که یه بار که پارک ملت رفته بودم یه گدا کنار خیابون نشسته بود و اصولا من عادت ندارم به گداها پول بدم.&lt;br/&gt;وقتی از کنار اون گدا رد شدم و البته مثل همیشه چیزی ندادم، طرف گفت ایشالا ذلیل بشی!!!!!!&lt;br/&gt;من این جوریشو هیچ جای دیگه ندیده بودم. از بس که این مایه دارای بالاشهری گداها رو پررو کردن دیگه]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>جالبه بگم که یه بار که پارک ملت رفته بودم یه گدا کنار خیابون نشسته بود و اصولا من عادت ندارم به گداها پول بدم.<br />وقتی از کنار اون گدا رد شدم و البته مثل همیشه چیزی ندادم، طرف گفت ایشالا ذلیل بشی!!!!!!<br />من این جوریشو هیچ جای دیگه ندیده بودم. از بس که این مایه دارای بالاشهری گداها رو پررو کردن دیگه</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: سیما		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%82%d8%b6%d8%a7%d9%88%d8%aa/#comment-7789</link>

		<dc:creator><![CDATA[سیما]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Jun 2007 00:05:32 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=152#comment-7789</guid>

					<description><![CDATA[این موضوع برام جالبه چون متاسفانه تا چند وقت قبل این کار را زیاد می‌کردم. یک نمونه‌اش قضاوت بی‌پایه‌ای است که هنوز هم در مورد اقوام دیگر می‌شود مثلا در مورد افاغنه چه‌قدر  قضاوت‌های نادرست کرده‌ایم و چه‌طور به حقوق انسانی آن‌ها با قضاوت‌هامون آسیب زدیم. اینو مثال زدم چون فکر می‌کنم خیلی ملموس باشه]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این موضوع برام جالبه چون متاسفانه تا چند وقت قبل این کار را زیاد می‌کردم. یک نمونه‌اش قضاوت بی‌پایه‌ای است که هنوز هم در مورد اقوام دیگر می‌شود مثلا در مورد افاغنه چه‌قدر  قضاوت‌های نادرست کرده‌ایم و چه‌طور به حقوق انسانی آن‌ها با قضاوت‌هامون آسیب زدیم. اینو مثال زدم چون فکر می‌کنم خیلی ملموس باشه</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: کیانوش		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%82%d8%b6%d8%a7%d9%88%d8%aa/#comment-7788</link>

		<dc:creator><![CDATA[کیانوش]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 Jun 2007 11:23:58 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=152#comment-7788</guid>

					<description><![CDATA[نـمی‌دونـم این گـفتـگو اینجا ادامه داره یا نـه دیگه!؟&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;مـن خیلی زحـمـت کــشیده‌ام تا به خـودم یاد بدم روی کـسی پیش‌داوری نـکـنم! حالا اگــر یـکی (مثلن) با لباسی کـثیف و حالتی ژولیده بیاد جـلوم مـسلم است که نـتیجه‌گیری می‌کــنم این آدم (حداقل) شــلخـته و غیر بهداشتی است... و این رو پیش‌داوری نـمی‌دونـم بـلکه از دید مـن نـتیجه‌گیری است در عین حـال؛ به صـرف این که یک‌نفر در جائی برای خـرج کردن پـول دستش رو نگه می‌داره، حـتی اگر خـودم هـمون خـرج رو خیلی راحـت انجام بـدم... فوراً از طرف مـن مـتهم به خــساست نـمی‌شه...&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;برگردم به مثال خـودت، آدم مـعتاد رو می‌شـه خیلی مـشخص از حـالاتـش شـناخـت، مـخـصوصـن که تو جامعه‌ای زندگی کـنی که معـتاد زیاد داره... پس این که از ظاهر کـسی بفـهمی که مـعتاده دیگه پیش‌داوری نیـست بلکه نـتیجه‌گیری است&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;اما درباره مثال دومـت (که از دید مـن با مثال گدای معتاد یکی نیست) الـبتـه که پیش اومـده و دقـیقن هـمون‌جور که نـوشـتی اسباب تـغییر رفـتار هــم هـست، امـا خـود هـمین هـم باز نـتیجه تأثیری است که اون مــشتری با حـرکات و رفتار و گـفتارش روی مـن گـذاشـته...&lt;br/&gt; در کل این‌جا ما یـه چیزی داریم به اسـم &quot;شــیمی&quot;&lt;br/&gt;می‌گـند شــیمی دونـفر اگر باهـم تـطبیق داشـته باشه اون دوتا آدم رو به هـم جـذب می‌کـنه (حالا به عـنوان دوسـت یا هـمسر یا هـمکار، هـمسایه...) و گـر نه اون‌ها از هـم خـوششون نـمیاد (گاهـن بدون هـیچ‌گـونه حـرف و برخـورد خـاصی)&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;یه وقت هـم برام پیش اومـده که تـوی خیابون یکی رو دیده‌ام که فـقط از ریـختش خـوشم نـیومده (بــدون هـیچ دلیل مـنطقی یا حـتی رد و بدل کـلمه‌ای) که فـکر می‌کـنـم اشاره تـو هـم به هـمین مـوضوع بوده از اول، مـن شـخـصن این رو هـم میندازم گـردن &quot;شــیمی&quot; و فـکر می‌کـنم آدم‌ها بدون این که حــتمن خـودشون هـم مـتوجه باشـند، سـیگنال‌هـائی رو پـخش می‌کـنـند (با حرکات خیلی ساده اعضاء صورت) که جـذب کـنـنده یا دفع کـنـنده هـستند، هـمون سیگنال که مـن رو دفـع کـرده مـمکنه اسباب جـذب شــخص دیگه بــشه (بـدون تأکید روی جـنسیت) و بــعکس... اما در این جا هـم می‌شه به خـودت یاد بدی که هـرچند ظاهر شخص روت تأثیر مـثبت نذاشـته ولی از قـضاوت (پیش‌داوری) درباره اون آدم می‌شه خـودداری کرد و مــن این مسئله رو در بیش‌تر موارد در کـنترل دارم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نـمی‌دونـم این گـفتـگو اینجا ادامه داره یا نـه دیگه!؟</p>
<p>مـن خیلی زحـمـت کــشیده‌ام تا به خـودم یاد بدم روی کـسی پیش‌داوری نـکـنم! حالا اگــر یـکی (مثلن) با لباسی کـثیف و حالتی ژولیده بیاد جـلوم مـسلم است که نـتیجه‌گیری می‌کــنم این آدم (حداقل) شــلخـته و غیر بهداشتی است&#8230; و این رو پیش‌داوری نـمی‌دونـم بـلکه از دید مـن نـتیجه‌گیری است در عین حـال؛ به صـرف این که یک‌نفر در جائی برای خـرج کردن پـول دستش رو نگه می‌داره، حـتی اگر خـودم هـمون خـرج رو خیلی راحـت انجام بـدم&#8230; فوراً از طرف مـن مـتهم به خــساست نـمی‌شه&#8230;</p>
<p>برگردم به مثال خـودت، آدم مـعتاد رو می‌شـه خیلی مـشخص از حـالاتـش شـناخـت، مـخـصوصـن که تو جامعه‌ای زندگی کـنی که معـتاد زیاد داره&#8230; پس این که از ظاهر کـسی بفـهمی که مـعتاده دیگه پیش‌داوری نیـست بلکه نـتیجه‌گیری است</p>
<p>اما درباره مثال دومـت (که از دید مـن با مثال گدای معتاد یکی نیست) الـبتـه که پیش اومـده و دقـیقن هـمون‌جور که نـوشـتی اسباب تـغییر رفـتار هــم هـست، امـا خـود هـمین هـم باز نـتیجه تأثیری است که اون مــشتری با حـرکات و رفتار و گـفتارش روی مـن گـذاشـته&#8230;<br /> در کل این‌جا ما یـه چیزی داریم به اسـم &#8220;شــیمی&#8221;<br />می‌گـند شــیمی دونـفر اگر باهـم تـطبیق داشـته باشه اون دوتا آدم رو به هـم جـذب می‌کـنه (حالا به عـنوان دوسـت یا هـمسر یا هـمکار، هـمسایه&#8230;) و گـر نه اون‌ها از هـم خـوششون نـمیاد (گاهـن بدون هـیچ‌گـونه حـرف و برخـورد خـاصی)</p>
<p>یه وقت هـم برام پیش اومـده که تـوی خیابون یکی رو دیده‌ام که فـقط از ریـختش خـوشم نـیومده (بــدون هـیچ دلیل مـنطقی یا حـتی رد و بدل کـلمه‌ای) که فـکر می‌کـنـم اشاره تـو هـم به هـمین مـوضوع بوده از اول، مـن شـخـصن این رو هـم میندازم گـردن &#8220;شــیمی&#8221; و فـکر می‌کـنم آدم‌ها بدون این که حــتمن خـودشون هـم مـتوجه باشـند، سـیگنال‌هـائی رو پـخش می‌کـنـند (با حرکات خیلی ساده اعضاء صورت) که جـذب کـنـنده یا دفع کـنـنده هـستند، هـمون سیگنال که مـن رو دفـع کـرده مـمکنه اسباب جـذب شــخص دیگه بــشه (بـدون تأکید روی جـنسیت) و بــعکس&#8230; اما در این جا هـم می‌شه به خـودت یاد بدی که هـرچند ظاهر شخص روت تأثیر مـثبت نذاشـته ولی از قـضاوت (پیش‌داوری) درباره اون آدم می‌شه خـودداری کرد و مــن این مسئله رو در بیش‌تر موارد در کـنترل دارم</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: فرزام		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%82%d8%b6%d8%a7%d9%88%d8%aa/#comment-7787</link>

		<dc:creator><![CDATA[فرزام]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 22 Jun 2007 23:32:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=152#comment-7787</guid>

					<description><![CDATA[قربون مستغرقت برم من! نجات مستغرق خواستی ما هستیم...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>قربون مستغرقت برم من! نجات مستغرق خواستی ما هستیم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: فرزام		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%82%d8%b6%d8%a7%d9%88%d8%aa/#comment-7786</link>

		<dc:creator><![CDATA[فرزام]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 22 Jun 2007 01:30:19 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=152#comment-7786</guid>

					<description><![CDATA[من کاری به این حرفا ندارم... این حدث چی بید؟!&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; می‌دانی فرزام جان! گاهی که آدم می‌رود توی بحر یک کاری، یادش می‌رود که از جایی به بعد ملزوماتی لازم است، خاصه آن کار یک چیزی باشد در مایه‌های یک کار ارشادی. از جمله‌ی آن ملزومات، دقت نظر است. مثلا همین کار مبارزه با بدحجابی، از آن کارهایی است که بحرش حسابی مستغرق کننده است و بحمد الله، تمامی عزیزان دست‌اندر کار، صاحب نظر.&lt;br/&gt;این که حقیر جسارت کردم و بی آن که دغدغه‌ی فراهم آوردن این ملزومات را در ذهن داشته باشم، وجود بی‌مقدارم را آلوده‌ی این بحر نمودم، نهایت همین می‌شود که یک صاحب نظری مثل حضرت‌عالی هم پیدا بشود و سوتی بگیرد. ببین چگونه مستغرق بودیم که با وجود چند بار دوره کردن متن، این چیز بدین پایه قلمبه از چشم‌مان افتاد.&lt;br/&gt;ممنونم فرزام عزیز :)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>من کاری به این حرفا ندارم&#8230; این حدث چی بید؟!</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> می‌دانی فرزام جان! گاهی که آدم می‌رود توی بحر یک کاری، یادش می‌رود که از جایی به بعد ملزوماتی لازم است، خاصه آن کار یک چیزی باشد در مایه‌های یک کار ارشادی. از جمله‌ی آن ملزومات، دقت نظر است. مثلا همین کار مبارزه با بدحجابی، از آن کارهایی است که بحرش حسابی مستغرق کننده است و بحمد الله، تمامی عزیزان دست‌اندر کار، صاحب نظر.<br />این که حقیر جسارت کردم و بی آن که دغدغه‌ی فراهم آوردن این ملزومات را در ذهن داشته باشم، وجود بی‌مقدارم را آلوده‌ی این بحر نمودم، نهایت همین می‌شود که یک صاحب نظری مثل حضرت‌عالی هم پیدا بشود و سوتی بگیرد. ببین چگونه مستغرق بودیم که با وجود چند بار دوره کردن متن، این چیز بدین پایه قلمبه از چشم‌مان افتاد.<br />ممنونم فرزام عزیز 🙂</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: نگار		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%82%d8%b6%d8%a7%d9%88%d8%aa/#comment-7785</link>

		<dc:creator><![CDATA[نگار]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Jun 2007 22:57:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=152#comment-7785</guid>

					<description><![CDATA[شاید قضاوت عجولانه؛ زیاد درست نیست. چون جدای از ظاهر افراد که در برخورد اول مورد توجه قرار می‌گیرد؛ فاکتورهای زیاد دیگری برای ارزیابی انسان‌ها وجود دارد. هر چند که منکر اولین برخورد هم نمی‌توان شد. منظورم همان اصطلاح به دل نشستن است.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; بحث من هم دقیقاً به همین &quot;به دل نشستن&quot; هم اشاره داره. به دل نشستن هم خودش حاصل قضاوت‌های فردی ما می‌شه...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>شاید قضاوت عجولانه؛ زیاد درست نیست. چون جدای از ظاهر افراد که در برخورد اول مورد توجه قرار می‌گیرد؛ فاکتورهای زیاد دیگری برای ارزیابی انسان‌ها وجود دارد. هر چند که منکر اولین برخورد هم نمی‌توان شد. منظورم همان اصطلاح به دل نشستن است.</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> بحث من هم دقیقاً به همین &#8220;به دل نشستن&#8221; هم اشاره داره. به دل نشستن هم خودش حاصل قضاوت‌های فردی ما می‌شه&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: نصیری		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%82%d8%b6%d8%a7%d9%88%d8%aa/#comment-7784</link>

		<dc:creator><![CDATA[نصیری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Jun 2007 17:25:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=152#comment-7784</guid>

					<description><![CDATA[می‌گویند آدم‌ها قبل از این که پا به این عرصه بگذارند در دنیای دیگر با هم برخورد داشته‌اند. اگر در برخورد اول از فردی خوشتان نیامد از یک مدل ذهنی قدیمی استفاده کرده‌اید و در مورد دوستی با دیگران در نگاه اول، از این مدل استفاده می‌شود.&lt;br/&gt;و اما در خصوص درست و یا نادرست بودن این ایده، می‌توان گفت فاکتورهای زیادی اعم از محیطی و اجتماعی بر ظواهر و باطن افراد...&lt;br/&gt;(ادامه درفرصت دیگر)&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; این که فرمودین آدم‌ها پیش از این که در این دنیا با هم برخورد داشته باشن، در دنیای دیگه‌ای با هم برخورد داشته‌اند، جای بحث داره. به نظرم به‌تره فرضیاتی از این دست رو وارد بحث نکنیم. شاید بنده به شخصه نظری مشابه با شما داشته باشم ولی قطعاً اکثریت، چنین نظراتی ندارن...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>می‌گویند آدم‌ها قبل از این که پا به این عرصه بگذارند در دنیای دیگر با هم برخورد داشته‌اند. اگر در برخورد اول از فردی خوشتان نیامد از یک مدل ذهنی قدیمی استفاده کرده‌اید و در مورد دوستی با دیگران در نگاه اول، از این مدل استفاده می‌شود.<br />و اما در خصوص درست و یا نادرست بودن این ایده، می‌توان گفت فاکتورهای زیادی اعم از محیطی و اجتماعی بر ظواهر و باطن افراد&#8230;<br />(ادامه درفرصت دیگر)</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> این که فرمودین آدم‌ها پیش از این که در این دنیا با هم برخورد داشته باشن، در دنیای دیگه‌ای با هم برخورد داشته‌اند، جای بحث داره. به نظرم به‌تره فرضیاتی از این دست رو وارد بحث نکنیم. شاید بنده به شخصه نظری مشابه با شما داشته باشم ولی قطعاً اکثریت، چنین نظراتی ندارن&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: siavash		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%82%d8%b6%d8%a7%d9%88%d8%aa/#comment-7783</link>

		<dc:creator><![CDATA[siavash]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Jun 2007 16:39:59 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=152#comment-7783</guid>

					<description><![CDATA[سلام&lt;br/&gt;بحث جالبی راه انداختین&lt;br/&gt;فکر می‌کنم درست یا غلط بودن این رفتارها توی جوامع مختلف یا زمان‌های مختلف نتایج متفاوتی داره&lt;br/&gt;مطمئنا در جامعه کسانی هستند که توانایی اداره زندگی‌شان را ندارند و نیاز به کمک هم‌نوعان‌شان دارند. در جوامع ابتدایی قدیم می‌شد هر کسی به فراخور امکانات مالی و... به این‌جور افراد کمک کند. ولی امروزه با این جمعیت میلیونی کلان‌شهرها این روش جواب نمی‌دهد مگر این که کلی وقت و انرژی صرف شود که کی حقه‌باز است و کی نیازمند واقعی و...&lt;br/&gt;در اکثر جوامع هم نهادهایی برای این منظور در نظر گرفته شده است&lt;br/&gt;موفق باشید&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; سیاوش عزیز، ممنون از این که در بحث مشارکت کردید. منظورم از طرح موضوع، بیش‌تر از این که معطوف به خود افراد نیازمند باشه، معطوف به قضاوت‌های درونی خود ما بود. نه تنها به این افراد بلکه به هر شخص دیگه‌ای که به نوعی با اون ارتباط پیدا می‌کنیم، ارباب رجوع، هم‌کار، رئیس و ده‌ها و ده‌ها نفر دیگه‌ای که توی یه روز ممکنه با اون‌ها برخورد داشته باشیم و به هر دلیل، در موردشون قضاوت کنیم...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />بحث جالبی راه انداختین<br />فکر می‌کنم درست یا غلط بودن این رفتارها توی جوامع مختلف یا زمان‌های مختلف نتایج متفاوتی داره<br />مطمئنا در جامعه کسانی هستند که توانایی اداره زندگی‌شان را ندارند و نیاز به کمک هم‌نوعان‌شان دارند. در جوامع ابتدایی قدیم می‌شد هر کسی به فراخور امکانات مالی و&#8230; به این‌جور افراد کمک کند. ولی امروزه با این جمعیت میلیونی کلان‌شهرها این روش جواب نمی‌دهد مگر این که کلی وقت و انرژی صرف شود که کی حقه‌باز است و کی نیازمند واقعی و&#8230;<br />در اکثر جوامع هم نهادهایی برای این منظور در نظر گرفته شده است<br />موفق باشید</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> سیاوش عزیز، ممنون از این که در بحث مشارکت کردید. منظورم از طرح موضوع، بیش‌تر از این که معطوف به خود افراد نیازمند باشه، معطوف به قضاوت‌های درونی خود ما بود. نه تنها به این افراد بلکه به هر شخص دیگه‌ای که به نوعی با اون ارتباط پیدا می‌کنیم، ارباب رجوع، هم‌کار، رئیس و ده‌ها و ده‌ها نفر دیگه‌ای که توی یه روز ممکنه با اون‌ها برخورد داشته باشیم و به هر دلیل، در موردشون قضاوت کنیم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: نیکوبیان		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%82%d8%b6%d8%a7%d9%88%d8%aa/#comment-7782</link>

		<dc:creator><![CDATA[نیکوبیان]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 20 Jun 2007 12:40:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=152#comment-7782</guid>

					<description><![CDATA[آقا معلومه کجایی یادی از فقیر فقرا نمی‌کنی.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آقا معلومه کجایی یادی از فقیر فقرا نمی‌کنی.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: عرفان		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%82%d8%b6%d8%a7%d9%88%d8%aa/#comment-7781</link>

		<dc:creator><![CDATA[عرفان]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 18 Jun 2007 17:29:07 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=152#comment-7781</guid>

					<description><![CDATA[یاد یه حکایت افتادم.&lt;br/&gt;خداوند به موسی دستور می‌ده که برو و از میان بنی اسرائیل سد نفر از بدترین‌ها را بگزین و بیاور. موسی به میان قوم می‌ره و هر چه می‌گرده جرات نمی‌کنه کسی رو بیاره. تنها داشته به کوه برمی‌گشته که مردی مست و بی‌آبرو را خمار و بی‌هوش بر زمین می‌یابد، تصمیم می‌گیرد که او را با خود ببرد. اما پس از درنگی پشیمان می‌شود. در راه، سگی بیمار و رنجور را می‌بیند و فکر می‌کند سگ را ببرد. اما از این کار هم پشیمان می‌شود. ناچار به تنهایی به نزد خدا می‌رود و می‌گوید خداوندا هر چه گشتم از خودم بدتر در میان بنی‌اسرائیل ندیدم. خداوند به او بشارت می‌دهد که سربلند از این آزمون بیرون آمدی و اگر هر آینه کسی هم‌راه خود می‌آوردی، حتی اگر سگی بود، تو را از پیامبری برکنار می‌داشتم و...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یاد یه حکایت افتادم.<br />خداوند به موسی دستور می‌ده که برو و از میان بنی اسرائیل سد نفر از بدترین‌ها را بگزین و بیاور. موسی به میان قوم می‌ره و هر چه می‌گرده جرات نمی‌کنه کسی رو بیاره. تنها داشته به کوه برمی‌گشته که مردی مست و بی‌آبرو را خمار و بی‌هوش بر زمین می‌یابد، تصمیم می‌گیرد که او را با خود ببرد. اما پس از درنگی پشیمان می‌شود. در راه، سگی بیمار و رنجور را می‌بیند و فکر می‌کند سگ را ببرد. اما از این کار هم پشیمان می‌شود. ناچار به تنهایی به نزد خدا می‌رود و می‌گوید خداوندا هر چه گشتم از خودم بدتر در میان بنی‌اسرائیل ندیدم. خداوند به او بشارت می‌دهد که سربلند از این آزمون بیرون آمدی و اگر هر آینه کسی هم‌راه خود می‌آوردی، حتی اگر سگی بود، تو را از پیامبری برکنار می‌داشتم و&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
