<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: پیوست بنزینی	</title>
	<atom:link href="https://lisham.com/%d9%be%db%8c%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%86%d8%b2%db%8c%d9%86%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://lisham.com/%d9%be%db%8c%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%86%d8%b2%db%8c%d9%86%db%8c/</link>
	<description>یادداشت‌های لیشام شهبازیان</description>
	<lastBuildDate>Fri, 20 Nov 2020 09:27:56 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.18</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: آرش		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%be%db%8c%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%86%d8%b2%db%8c%d9%86%db%8c/#comment-7832</link>

		<dc:creator><![CDATA[آرش]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Jul 2007 01:42:27 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=155#comment-7832</guid>

					<description><![CDATA[نمی‌دونم درست یادمه یا نه، ولی فکر کنم درآمد ناخالص ملی سال 83 (در کتاب شرح این قضایا که جلد سبز داشت، مال بانک مرکزی بود، اسمش یادم نیست!!) حدود 600 میلیارد دلار بود، فکر کنم...&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; احتمال داره من اشتباه کرده باشم و این عددی که گفتم مال یه چیز دیگه بود. در اولین فرصت که بتونم، صحتش رو دوباره چک می‌کنم. ممنونم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نمی‌دونم درست یادمه یا نه، ولی فکر کنم درآمد ناخالص ملی سال ۸۳ (در کتاب شرح این قضایا که جلد سبز داشت، مال بانک مرکزی بود، اسمش یادم نیست!!) حدود ۶۰۰ میلیارد دلار بود، فکر کنم&#8230;</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> احتمال داره من اشتباه کرده باشم و این عددی که گفتم مال یه چیز دیگه بود. در اولین فرصت که بتونم، صحتش رو دوباره چک می‌کنم. ممنونم</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: ترب چه		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%be%db%8c%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%86%d8%b2%db%8c%d9%86%db%8c/#comment-7831</link>

		<dc:creator><![CDATA[ترب چه]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 20 Jul 2007 16:37:22 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=155#comment-7831</guid>

					<description><![CDATA[بچه‌ها به نظرتون نوشته بعدی لیشام زودتر می‌آد یا کتاب هری پاتر؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بچه‌ها به نظرتون نوشته بعدی لیشام زودتر می‌آد یا کتاب هری پاتر؟</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: هومن		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%be%db%8c%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%86%d8%b2%db%8c%d9%86%db%8c/#comment-7830</link>

		<dc:creator><![CDATA[هومن]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Jul 2007 11:31:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=155#comment-7830</guid>

					<description><![CDATA[وای وای، چرا جو این قدر مستعد تشنجه، کی خواست بحث رو هیجانی کنه اصلا گور بابای بنزین و صاب! بنزین که ما بخوایم البسه همدیگر رو به خاطرش پرچم کنیم، غرض فقط یه گپ سیاسی و اقتصادی بود، دیگه تو رو جان هر کی دوست دارین قضیه رو جناییش نکنین، شما بحث هیجانی ندیدی که رفقای چند ساله شکم همدیگر رو ـ اونم برای اثبات خودشون ـ سفره می‌کنن و الا این حضرت لیشام که خودیه الآنم از سر کار علیه همسر محترمه ایشان نهایت پوزش را دارم که باعث شدم معظم لها برای آرام کردن اوضاع پیش قدم شوند باقی بقایتان]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وای وای، چرا جو این قدر مستعد تشنجه، کی خواست بحث رو هیجانی کنه اصلا گور بابای بنزین و صاب! بنزین که ما بخوایم البسه همدیگر رو به خاطرش پرچم کنیم، غرض فقط یه گپ سیاسی و اقتصادی بود، دیگه تو رو جان هر کی دوست دارین قضیه رو جناییش نکنین، شما بحث هیجانی ندیدی که رفقای چند ساله شکم همدیگر رو ـ اونم برای اثبات خودشون ـ سفره می‌کنن و الا این حضرت لیشام که خودیه الآنم از سر کار علیه همسر محترمه ایشان نهایت پوزش را دارم که باعث شدم معظم لها برای آرام کردن اوضاع پیش قدم شوند باقی بقایتان</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: پریسا		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%be%db%8c%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%86%d8%b2%db%8c%d9%86%db%8c/#comment-7829</link>

		<dc:creator><![CDATA[پریسا]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Jul 2007 11:03:32 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=155#comment-7829</guid>

					<description><![CDATA[سلام:&gt;&lt;br/&gt;لیشام همسر،&lt;br/&gt;خسته نشدی آن قدر از این چیزا نوشتی؟ من که حوصله‌ام سر رفت، از این رو یه شعر شاملو  می‌گذارم که یه کم فضا عوض شه، عصبانیت برادر همسر هم کم شه،،،&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;یه شب مهتاب&lt;br/&gt;ماه میاد تو خواب&lt;br/&gt;منو می‌بره&lt;br/&gt;کوچه به کوچه&lt;br/&gt;باغ انگوری&lt;br/&gt;باغ آلوچه&lt;br/&gt;دره به دره&lt;br/&gt;صحرا به صحرا&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;اون جا که شبا&lt;br/&gt;پشت بیشه‌ها&lt;br/&gt;یه پری می‌آد&lt;br/&gt;ترسون و لرزون&lt;br/&gt;پاشو می‌ذاره&lt;br/&gt;تو آب چشمه&lt;br/&gt;شونه می‌کنه&lt;br/&gt;... موی پریشون&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;یه شب مهتاب&lt;br/&gt;ماه می‌آد تو خواب&lt;br/&gt;منو می‌بره&lt;br/&gt;ته اون دره&lt;br/&gt;اون جا که شبا&lt;br/&gt;یکه و تنها&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;تک درخت بید&lt;br/&gt;شاد و پرامید&lt;br/&gt;می‌کنه به ناز&lt;br/&gt;دستشو دراز&lt;br/&gt;که یه ستاره&lt;br/&gt;بچکه مثه&lt;br/&gt;یه چیکه بارون&lt;br/&gt;به جای میوش&lt;br/&gt;نوک یه شاخش،،،]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام:><br />لیشام همسر،<br />خسته نشدی آن قدر از این چیزا نوشتی؟ من که حوصله‌ام سر رفت، از این رو یه شعر شاملو  می‌گذارم که یه کم فضا عوض شه، عصبانیت برادر همسر هم کم شه،،،</p>
<p>یه شب مهتاب<br />ماه میاد تو خواب<br />منو می‌بره<br />کوچه به کوچه<br />باغ انگوری<br />باغ آلوچه<br />دره به دره<br />صحرا به صحرا</p>
<p>اون جا که شبا<br />پشت بیشه‌ها<br />یه پری می‌آد<br />ترسون و لرزون<br />پاشو می‌ذاره<br />تو آب چشمه<br />شونه می‌کنه<br />&#8230; موی پریشون</p>
<p>یه شب مهتاب<br />ماه می‌آد تو خواب<br />منو می‌بره<br />ته اون دره<br />اون جا که شبا<br />یکه و تنها</p>
<p>تک درخت بید<br />شاد و پرامید<br />می‌کنه به ناز<br />دستشو دراز<br />که یه ستاره<br />بچکه مثه<br />یه چیکه بارون<br />به جای میوش<br />نوک یه شاخش،،،</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: کاوه		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%be%db%8c%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%86%d8%b2%db%8c%d9%86%db%8c/#comment-7828</link>

		<dc:creator><![CDATA[کاوه]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Jul 2007 14:17:33 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=155#comment-7828</guid>

					<description><![CDATA[بنزین، ماشین، پاچه، لواشک آلو، برگه هلو، فقر، خط فقر، درد فقر (و همانا کدام‌یک از شما جون باباتون راس راسکی می‌دونین فقر چیه؟ پس همانا که... بی‌خیال گوجه) ... این ماجرا که یک کلام ساده است کجایش این قدر مستعد تأویلات تابناک (یعنی پر از تاب) است که این همه تیول (جمع تِیل در معنای دُم) از اقصای نقاطش فوران می‌کند! یک خورده به آن خوره‌ای که به جان مغز ما افتاده نگاه کنیم ببینیم مگر نه این که زورمان دارد پول بدهیم؟ این بار روانی را ـ که بد هم نیست و گاهی بزرگان و اندیشمندان هم دارای بار روانی اضافی می‌شوند و حتی می‌توانند تاریخی را به گند بکشند ـ پرتاب نکنیم توی بحثی منطقی که فقط موضوعش با عصبیت ما یکی است و لاغیر! همین خاصیت بی‌نظیر ما ایرانی‌ها ـ در این که تا کمی هوا ابری شد و اوضاع زمانه نه بر وفق مراد، ناگهان راه‌کارهای هیجانی را به همه چیز ترجیح می‌دهیم و عقل را در کوزه و اگر نه برایم بجوشد، سر حرمله بجوشاند و حالا که این طور است یک کمی برای گذران اموراتمان وطن‌فروشی هم کنیم و... ـ است که باعث وضعیت درخشان اکنون ماست! اندیشمندی اخلاقی دارد که تعطیلی بردار نیست. اگر در بحثی پای هیجان باز شود دیگر بحثی نیست و جدال است و برنده آن که خلاقیتی روان‌تر دارد در له کردن شخصیت طرف. من نمی‌گویم که اخوی ما مطلع منطق و خرد است اندر دو عالم ـ البته سرور اخوان است و بی‌بدیل و نازنین ـ اما استعداد بحث را نگه داشتن هم بد نیست و گر نه همه می‌دانیم که چه گندی در اطرافمان جاری است و دوران‌ها مانده تا از شر این افیونی که دارد زئوس را هم از پا می‌اندازد خلاص شویم.&lt;br/&gt;ضمنا من گاهی زمزمه می‌کنم و گاهی بلند بلند فکر می‌کنم. این با بلند بلند عصابانی شده بودم! عفو کنید! :)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بنزین، ماشین، پاچه، لواشک آلو، برگه هلو، فقر، خط فقر، درد فقر (و همانا کدام‌یک از شما جون باباتون راس راسکی می‌دونین فقر چیه؟ پس همانا که&#8230; بی‌خیال گوجه) &#8230; این ماجرا که یک کلام ساده است کجایش این قدر مستعد تأویلات تابناک (یعنی پر از تاب) است که این همه تیول (جمع تِیل در معنای دُم) از اقصای نقاطش فوران می‌کند! یک خورده به آن خوره‌ای که به جان مغز ما افتاده نگاه کنیم ببینیم مگر نه این که زورمان دارد پول بدهیم؟ این بار روانی را ـ که بد هم نیست و گاهی بزرگان و اندیشمندان هم دارای بار روانی اضافی می‌شوند و حتی می‌توانند تاریخی را به گند بکشند ـ پرتاب نکنیم توی بحثی منطقی که فقط موضوعش با عصبیت ما یکی است و لاغیر! همین خاصیت بی‌نظیر ما ایرانی‌ها ـ در این که تا کمی هوا ابری شد و اوضاع زمانه نه بر وفق مراد، ناگهان راه‌کارهای هیجانی را به همه چیز ترجیح می‌دهیم و عقل را در کوزه و اگر نه برایم بجوشد، سر حرمله بجوشاند و حالا که این طور است یک کمی برای گذران اموراتمان وطن‌فروشی هم کنیم و&#8230; ـ است که باعث وضعیت درخشان اکنون ماست! اندیشمندی اخلاقی دارد که تعطیلی بردار نیست. اگر در بحثی پای هیجان باز شود دیگر بحثی نیست و جدال است و برنده آن که خلاقیتی روان‌تر دارد در له کردن شخصیت طرف. من نمی‌گویم که اخوی ما مطلع منطق و خرد است اندر دو عالم ـ البته سرور اخوان است و بی‌بدیل و نازنین ـ اما استعداد بحث را نگه داشتن هم بد نیست و گر نه همه می‌دانیم که چه گندی در اطرافمان جاری است و دوران‌ها مانده تا از شر این افیونی که دارد زئوس را هم از پا می‌اندازد خلاص شویم.<br />ضمنا من گاهی زمزمه می‌کنم و گاهی بلند بلند فکر می‌کنم. این با بلند بلند عصابانی شده بودم! عفو کنید! 🙂</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: هومن		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%be%db%8c%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%86%d8%b2%db%8c%d9%86%db%8c/#comment-7827</link>

		<dc:creator><![CDATA[هومن]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Jul 2007 09:39:53 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=155#comment-7827</guid>

					<description><![CDATA[حالا شما جوش نیار پسرم ، خدا رحم کرد که ما کاملا با هم همنظریم و تفاهم کامل داریم و شما هم لطف می کنی حرمت بزرگتری ما رو نگهمیداری ببین اگه اینا نبود چی میشد ، باقی بقایت]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حالا شما جوش نیار پسرم ، خدا رحم کرد که ما کاملا با هم همنظریم و تفاهم کامل داریم و شما هم لطف می کنی حرمت بزرگتری ما رو نگهمیداری ببین اگه اینا نبود چی میشد ، باقی بقایت</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: خدایار		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%be%db%8c%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%86%d8%b2%db%8c%d9%86%db%8c/#comment-7826</link>

		<dc:creator><![CDATA[خدایار]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Jul 2007 21:27:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=155#comment-7826</guid>

					<description><![CDATA[بنزین.......ببخشید از ازس سر : بنزین ار به باک ما نکنی .....&lt;br/&gt;خواهشاً بی خیال سیاست شو ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بنزین&#8230;&#8230;.ببخشید از ازس سر : بنزین ار به باک ما نکنی &#8230;..<br />خواهشاً بی خیال سیاست شو </p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: فرزام		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%be%db%8c%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%86%d8%b2%db%8c%d9%86%db%8c/#comment-7825</link>

		<dc:creator><![CDATA[فرزام]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Jul 2007 10:10:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=155#comment-7825</guid>

					<description><![CDATA[بنده معتقدم که ناز بشی تو الهی! و ضمناً موش بخوردت که اینقدر نازی...!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بنده معتقدم که ناز بشی تو الهی! و ضمناً موش بخوردت که اینقدر نازی&#8230;!</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: شهرام		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%be%db%8c%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%86%d8%b2%db%8c%d9%86%db%8c/#comment-7824</link>

		<dc:creator><![CDATA[شهرام]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Jul 2007 18:52:24 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=155#comment-7824</guid>

					<description><![CDATA[ببینید این که بنزین آزاد نمی‌فروشن تازه یه ور قضیه هست که خیلی سریع به چشم می‌اد. این قضیه کلی ور دیگه هم داره! نمونه‌اش این ماشین‌هایی هست که به زور دارن به ملت می‌فروشن! من فکر می‌کنم که دولت به من سوبسید نمی‌ده بلکه اون پول اضافه‌ای رو که اول کار به خاطر ماشین ازم گرفته رو به تدریج بهم برمی‌گردونه (ماشینه 1.5 میلیونی رو داره می‌ده به ملت 7 میلیون)! حالا هم که سهمیه‌بندی شده بازم به نفع خودشونه! مثلا ملت زانتیا یا کمری‌شون رو می‌فروشن و دو سه تا ماشین 10، 12 میلیونی می‌خرن! یا کسایی که ماشین 12 و 13 میلیونی دارن می‌فروشن و دو تا 7 ـ 8 میلیونی می‌خرن! من فکر کنم که در بلندمدت بازم به نفع دولت عزیز هست چون تولید خودرو دست خودشه و ماشیناش به‌تر فروش می‌رن و ملت بیش‌تر صف می‌کشن! فقط بدبختی این طرح مال آدمایی هست که کم درآمدن و ماشین ارزون‌تر سوارن چون نمی‌تونن ماشین‌شون رو دو تا کنن! دکتر درگاهی در مورد این قضیه بنزین پیشنهادش این بود که طی چند مرحله بیان سوبسید بنزین رو حذف کنن و قیمتش رو واقعی کنن! مثلا تو مرحله اول به 200 تومان برسونن و بعد به 300 تا کم کم واقعی بشه و سوبسید رو هم به صورت نقدی بدن به کسایی که واقعا نیاز دارن! کسی که ماشین 40 میلیونی سوار هست خواب 40 میلیونش تو یک ماه چند برابر سوبسیدی هست که دولت می‌ده خوب این حقش نیست که سوبسید بگیره! به هر حال من مطمئنم که سهمیه‌بندی شکست می‌خوره و توی بلندمدت (بسته به ظرفیت تولید کارخانه‌های خودروسازمون) هم تعداد خودروها زیاد می‌شه و مصرف بنزین هم به مقدار قبلی برمی‌گرده! راه حل اصلی واقعی کردن قیمت بنزین و آزاد کردن واردات خودرو هست تا مردم بتونن ماشین خوب و کم‌مصرف سوار شن! یه جا مقایسه کرده بودن که لامبورگینی 12 سیلندر مصرف بنزینش تو صد کیلومتر اندازه آردی هست!!!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ببینید این که بنزین آزاد نمی‌فروشن تازه یه ور قضیه هست که خیلی سریع به چشم می‌اد. این قضیه کلی ور دیگه هم داره! نمونه‌اش این ماشین‌هایی هست که به زور دارن به ملت می‌فروشن! من فکر می‌کنم که دولت به من سوبسید نمی‌ده بلکه اون پول اضافه‌ای رو که اول کار به خاطر ماشین ازم گرفته رو به تدریج بهم برمی‌گردونه (ماشینه ۱.۵ میلیونی رو داره می‌ده به ملت ۷ میلیون)! حالا هم که سهمیه‌بندی شده بازم به نفع خودشونه! مثلا ملت زانتیا یا کمری‌شون رو می‌فروشن و دو سه تا ماشین ۱۰، ۱۲ میلیونی می‌خرن! یا کسایی که ماشین ۱۲ و ۱۳ میلیونی دارن می‌فروشن و دو تا ۷ ـ ۸ میلیونی می‌خرن! من فکر کنم که در بلندمدت بازم به نفع دولت عزیز هست چون تولید خودرو دست خودشه و ماشیناش به‌تر فروش می‌رن و ملت بیش‌تر صف می‌کشن! فقط بدبختی این طرح مال آدمایی هست که کم درآمدن و ماشین ارزون‌تر سوارن چون نمی‌تونن ماشین‌شون رو دو تا کنن! دکتر درگاهی در مورد این قضیه بنزین پیشنهادش این بود که طی چند مرحله بیان سوبسید بنزین رو حذف کنن و قیمتش رو واقعی کنن! مثلا تو مرحله اول به ۲۰۰ تومان برسونن و بعد به ۳۰۰ تا کم کم واقعی بشه و سوبسید رو هم به صورت نقدی بدن به کسایی که واقعا نیاز دارن! کسی که ماشین ۴۰ میلیونی سوار هست خواب ۴۰ میلیونش تو یک ماه چند برابر سوبسیدی هست که دولت می‌ده خوب این حقش نیست که سوبسید بگیره! به هر حال من مطمئنم که سهمیه‌بندی شکست می‌خوره و توی بلندمدت (بسته به ظرفیت تولید کارخانه‌های خودروسازمون) هم تعداد خودروها زیاد می‌شه و مصرف بنزین هم به مقدار قبلی برمی‌گرده! راه حل اصلی واقعی کردن قیمت بنزین و آزاد کردن واردات خودرو هست تا مردم بتونن ماشین خوب و کم‌مصرف سوار شن! یه جا مقایسه کرده بودن که لامبورگینی ۱۲ سیلندر مصرف بنزینش تو صد کیلومتر اندازه آردی هست!!!</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: سانی		</title>
		<link>https://lisham.com/%d9%be%db%8c%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%86%d8%b2%db%8c%d9%86%db%8c/#comment-7823</link>

		<dc:creator><![CDATA[سانی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Jul 2007 16:24:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=155#comment-7823</guid>

					<description><![CDATA[من اینو می‌دونم که آژانس‌ها و وانت تلفنی‌ها سهمیه‌شون رو می‌فروشن و به جای کار کردن، تو خونه می‌خوابن نمی‌دونم کار درستی بود سهمیه‌بندی برای این جماعت؟!&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; اشکال از اون‌ها نیست. اشکال از مجموعه‌ی سیستم اقتصادی کشورمونه که طوریه که برای اون آقای راننده می‌صرفه به جای این که کار کنه، سهمیه‌ی یارانه‌ی بنزینش رو بفروشه. وقتی که دولت خودش شرایط بازار رو این طوری فراهم می‌کنه، نه کاری که اون‌ها می‌کنن غلطه و نه بازاری که این وسط ایجاد می‌شه، کاذبه. حالا اگه عقل می‌کردن و با شیب تندتری قیمت بنزین رو بالا می‌بردن (کاری که سه ساله انجام ندادن) احتمال داشت که همچین اتفاق‌هایی نیفته...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>من اینو می‌دونم که آژانس‌ها و وانت تلفنی‌ها سهمیه‌شون رو می‌فروشن و به جای کار کردن، تو خونه می‌خوابن نمی‌دونم کار درستی بود سهمیه‌بندی برای این جماعت؟!</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> اشکال از اون‌ها نیست. اشکال از مجموعه‌ی سیستم اقتصادی کشورمونه که طوریه که برای اون آقای راننده می‌صرفه به جای این که کار کنه، سهمیه‌ی یارانه‌ی بنزینش رو بفروشه. وقتی که دولت خودش شرایط بازار رو این طوری فراهم می‌کنه، نه کاری که اون‌ها می‌کنن غلطه و نه بازاری که این وسط ایجاد می‌شه، کاذبه. حالا اگه عقل می‌کردن و با شیب تندتری قیمت بنزین رو بالا می‌بردن (کاری که سه ساله انجام ندادن) احتمال داشت که همچین اتفاق‌هایی نیفته&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
