<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: یه آروق کوچولو	</title>
	<atom:link href="https://lisham.com/%DB%8C%D9%87-%D8%A2%D8%B1%D9%88%D9%82-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%88%D9%84%D9%88/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://lisham.com/%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%82-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/</link>
	<description>یادداشت‌های لیشام شهبازیان</description>
	<lastBuildDate>Fri, 20 Nov 2020 09:22:40 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.18</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: بهار		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%82-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#comment-7885</link>

		<dc:creator><![CDATA[بهار]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Aug 2007 19:29:22 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=158#comment-7885</guid>

					<description><![CDATA[اولا که اشتباه فهمیدید کاوه خان. بعد هم پس همین خودمان بر بادش دادیم! مثل این که در این مملکت همه چیز با زور ممکن است (چشمهای‌تان را باز کنید) کم ندیدیم در این چند وقت برکاتش را. شاید به ظن خیلی‌ها همین زور کردن‌ها و به زور باعث وزیدن باد شدن‌ها شایسته‌ی این مردمان فرهنگ دوست بی‌فرهنگ باشد ...کم کم اختیارمان را هم با زیرکی (شاید هم با زور) می‌گیرند تا تاریخ تکرار نشود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اولا که اشتباه فهمیدید کاوه خان. بعد هم پس همین خودمان بر بادش دادیم! مثل این که در این مملکت همه چیز با زور ممکن است (چشمهای‌تان را باز کنید) کم ندیدیم در این چند وقت برکاتش را. شاید به ظن خیلی‌ها همین زور کردن‌ها و به زور باعث وزیدن باد شدن‌ها شایسته‌ی این مردمان فرهنگ دوست بی‌فرهنگ باشد &#8230;کم کم اختیارمان را هم با زیرکی (شاید هم با زور) می‌گیرند تا تاریخ تکرار نشود.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: کاوه		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%82-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#comment-7884</link>

		<dc:creator><![CDATA[کاوه]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Aug 2007 17:13:21 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=158#comment-7884</guid>

					<description><![CDATA[بهار جان! باید بگی کیانوش جان! نه کیانوش خان! (ما که این طوری فهمیدیم!)&lt;br/&gt;اما در مورد به باد دادن! دو دسته آدم داریم؛ بی‌شعور و باشعور. هر جایی ضریب نفوذ یک نوع از دیگری بیش‌تر است، به همین سادگی! خودش گفته! ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم! لذا اول باید داخل مغز تصحیح شود و الا کل داستان پشم است. آن &quot;خود به دنب مارکسیسم چسبان‌هایی&quot; هم که &quot;معتقدند&quot; (اگه اصلا بدونن که این چیه) اول باید اوضاع اقتصادی یک کشور درست شود و بعد اوضاع سایر جاهایش مرتب شود ـ ببخشید تو رو خدا ـ خودشان را به خر و خری و خریت، می‌زنند و می‌کوبند! اگر آن‌چه که در مغز است عارضی و دسته دوم است، این را هم ببینند که مارکس تاریخ بشریت را تغییر داد و البته در ایران هم داشتیم، کسی مثل شریعتی که تاریخ ایران را به... (لا اله الا ا...) به... به باد داد!&lt;br/&gt;پس اولین قدم این است که این قمپز و باد و بوی تاریخی در کردن را کنار بگذاریم و حتی یواشکی هم شده پیش خودمان اعتراف کنیم که همچین خیلی هم با فرهنگ نیستیم! کافی است در یک روز تابستانی که در ترکیب با ترافیک تهران شبیه جهنم می‌شود با یک هم‌وطن برخوردی ـ هرچند کوچک ـ داشته باشید تا به سادگی بفهمید: بابا! این یارو عجب گاوی بود! و الحق هم که گاو بود! چرا که هی بوق می‌زد و هی چراغ نور بالا از عقب در چشم ما فرو می‌کرد و وقتی سوار موتور بود و کوچه را خلاف می‌آمد و من پشت فرمان بودم و خانمم کنار دستم نشسته بود، متلک می‌پراند و وقتی آشغال‌های مغازه‌اش را در جوب ریخت و من تذکر دادم، گفت تو را سنن! آجانی؟! و موقع بیرون رفتن در را توی صورت نفر بعدی ول می‌داد و... خلاصه خیلی گاو بود! اما خوب که فکر می‌کنم می‌بینم من از اون گاوترم! چون به همه این‌ها می‌گم فرهنگ!&lt;br/&gt;پس عزیز دل برادر! اگر برای این چیزها نگرانی ... خوب، باشد. خداوند به شما صبر عطا کند. اما اگر فکر می‌کنی یکی به زور می‌تواند کسی را آدم کند، سخت در اشتباهی! این همه پیامبر با معجزات و زور و کلمات زیبا را خدا فرستاد که همین کار را کند! آخر سر هم نتیجه این شد که هر ملتی خودشان انتخاب کردند! و تمدن مصر با آن همه عظمتش از بین رفت و تمدن ایران چند کیلو؟ دل خوش سیری چند! نهایتا اگر کسی نگذارد باد بیاید از این بو خفه می‌شود! پس زنده باد باد! و باد خوبه!&lt;br/&gt;(اگر لحن من تند می‌نماید خطابا لزوما شما نیستید! و امیدوارم که مصداق سخنان من نباشید! از دست همه‌مان عصبانی هستم)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بهار جان! باید بگی کیانوش جان! نه کیانوش خان! (ما که این طوری فهمیدیم!)<br />اما در مورد به باد دادن! دو دسته آدم داریم؛ بی‌شعور و باشعور. هر جایی ضریب نفوذ یک نوع از دیگری بیش‌تر است، به همین سادگی! خودش گفته! ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم! لذا اول باید داخل مغز تصحیح شود و الا کل داستان پشم است. آن &#8220;خود به دنب مارکسیسم چسبان‌هایی&#8221; هم که &#8220;معتقدند&#8221; (اگه اصلا بدونن که این چیه) اول باید اوضاع اقتصادی یک کشور درست شود و بعد اوضاع سایر جاهایش مرتب شود ـ ببخشید تو رو خدا ـ خودشان را به خر و خری و خریت، می‌زنند و می‌کوبند! اگر آن‌چه که در مغز است عارضی و دسته دوم است، این را هم ببینند که مارکس تاریخ بشریت را تغییر داد و البته در ایران هم داشتیم، کسی مثل شریعتی که تاریخ ایران را به&#8230; (لا اله الا ا&#8230;) به&#8230; به باد داد!<br />پس اولین قدم این است که این قمپز و باد و بوی تاریخی در کردن را کنار بگذاریم و حتی یواشکی هم شده پیش خودمان اعتراف کنیم که همچین خیلی هم با فرهنگ نیستیم! کافی است در یک روز تابستانی که در ترکیب با ترافیک تهران شبیه جهنم می‌شود با یک هم‌وطن برخوردی ـ هرچند کوچک ـ داشته باشید تا به سادگی بفهمید: بابا! این یارو عجب گاوی بود! و الحق هم که گاو بود! چرا که هی بوق می‌زد و هی چراغ نور بالا از عقب در چشم ما فرو می‌کرد و وقتی سوار موتور بود و کوچه را خلاف می‌آمد و من پشت فرمان بودم و خانمم کنار دستم نشسته بود، متلک می‌پراند و وقتی آشغال‌های مغازه‌اش را در جوب ریخت و من تذکر دادم، گفت تو را سنن! آجانی؟! و موقع بیرون رفتن در را توی صورت نفر بعدی ول می‌داد و&#8230; خلاصه خیلی گاو بود! اما خوب که فکر می‌کنم می‌بینم من از اون گاوترم! چون به همه این‌ها می‌گم فرهنگ!<br />پس عزیز دل برادر! اگر برای این چیزها نگرانی &#8230; خوب، باشد. خداوند به شما صبر عطا کند. اما اگر فکر می‌کنی یکی به زور می‌تواند کسی را آدم کند، سخت در اشتباهی! این همه پیامبر با معجزات و زور و کلمات زیبا را خدا فرستاد که همین کار را کند! آخر سر هم نتیجه این شد که هر ملتی خودشان انتخاب کردند! و تمدن مصر با آن همه عظمتش از بین رفت و تمدن ایران چند کیلو؟ دل خوش سیری چند! نهایتا اگر کسی نگذارد باد بیاید از این بو خفه می‌شود! پس زنده باد باد! و باد خوبه!<br />(اگر لحن من تند می‌نماید خطابا لزوما شما نیستید! و امیدوارم که مصداق سخنان من نباشید! از دست همه‌مان عصبانی هستم)</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: بهار		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%82-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#comment-7883</link>

		<dc:creator><![CDATA[بهار]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Aug 2007 15:24:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=158#comment-7883</guid>

					<description><![CDATA[همه چیزش داره به باد می‌ره یا همه چیزش رو داریم به باد می‌دیم؟!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>همه چیزش داره به باد می‌ره یا همه چیزش رو داریم به باد می‌دیم؟!</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: آرش		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%82-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#comment-7882</link>

		<dc:creator><![CDATA[آرش]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Aug 2007 23:43:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=158#comment-7882</guid>

					<description><![CDATA[به هر حال اینجا هر کس از سر خنده و شادی چیزی نوشته... ولی عمق مطالب شما را، همان طور که می‌دانید، فقط من درک کرده‌ام..!!؟؟&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; هیچ شکی نیست که شما آرش عزیز، نسبت به هر کس دیگری در باب باد مستحق‌ترید D: لطفا ما را بیش از این شرمنده نفرمایید ؛)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به هر حال اینجا هر کس از سر خنده و شادی چیزی نوشته&#8230; ولی عمق مطالب شما را، همان طور که می‌دانید، فقط من درک کرده‌ام..!!؟؟</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> هیچ شکی نیست که شما آرش عزیز، نسبت به هر کس دیگری در باب باد مستحق‌ترید D: لطفا ما را بیش از این شرمنده نفرمایید ؛)</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: کیانوش		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%82-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#comment-7881</link>

		<dc:creator><![CDATA[کیانوش]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Aug 2007 15:54:27 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=158#comment-7881</guid>

					<description><![CDATA[در کـشوری که هـمه چیزش داره به &quot;بــــاد&quot; مــی‌ره بحــث در باب بــاد اتـفاقـن مــفیدتـرین بــحـث است ؛) نــیازی به مـتخـصص گـوارش نــیست دیگه&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; مرسی کیانوش جان (: P:]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در کـشوری که هـمه چیزش داره به &#8220;بــــاد&#8221; مــی‌ره بحــث در باب بــاد اتـفاقـن مــفیدتـرین بــحـث است ؛) نــیازی به مـتخـصص گـوارش نــیست دیگه</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> مرسی کیانوش جان (: P:</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: بهار		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%82-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#comment-7880</link>

		<dc:creator><![CDATA[بهار]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Aug 2007 19:31:03 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=158#comment-7880</guid>

					<description><![CDATA[دوستان جمیعن یک سری به متخصصین گوارش بزنید که بد حال‌تان خراب است. شاید در آن قسمت از اقتصاد یک گردشی به وجود آمد و شما هم...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دوستان جمیعن یک سری به متخصصین گوارش بزنید که بد حال‌تان خراب است. شاید در آن قسمت از اقتصاد یک گردشی به وجود آمد و شما هم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: شیپورچی		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%82-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#comment-7879</link>

		<dc:creator><![CDATA[شیپورچی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 16 Aug 2007 13:08:46 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=158#comment-7879</guid>

					<description><![CDATA[غذای مبسوط پژ نوش جان‌تان شود! (فعل معکوس است)&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;(فکر کنم) سعدی هم یک‌بار یک کاری را (از نوع [...]) در جمع انجام می‌دهد و همه بر سرش غر می‌زنند. او می‌گوید:&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;شکم زندان باد است ای خردمند&lt;br/&gt;ندارد هیچ‌کس طاقت ز این بند&lt;br/&gt;چو باد اندر شکم پیچید فروهل&lt;br/&gt;که باد اندر شکم بار است بر دل&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; ممنون میثم جان ولی لازم است که مصرع دوم از بین اول را بدین ترتیب اصلاح کنم: که هیچ عاقل ندارد باد در بند :) ضمنا خود سعدی هم نبوده گویا. چنان چه در خاطرم هست، حکایت این گونه آغاز می‌شود: یکی از بزرگان را باد در شکم پیچیدن گرفت. طاقت ضبط آن نیاورد. بی‌اختیار از او صادر شد... یا چیزی شبیه به این P:]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>غذای مبسوط پژ نوش جان‌تان شود! (فعل معکوس است)</p>
<p>(فکر کنم) سعدی هم یک‌بار یک کاری را (از نوع [&#8230;]) در جمع انجام می‌دهد و همه بر سرش غر می‌زنند. او می‌گوید:</p>
<p>شکم زندان باد است ای خردمند<br />ندارد هیچ‌کس طاقت ز این بند<br />چو باد اندر شکم پیچید فروهل<br />که باد اندر شکم بار است بر دل</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> ممنون میثم جان ولی لازم است که مصرع دوم از بین اول را بدین ترتیب اصلاح کنم: که هیچ عاقل ندارد باد در بند 🙂 ضمنا خود سعدی هم نبوده گویا. چنان چه در خاطرم هست، حکایت این گونه آغاز می‌شود: یکی از بزرگان را باد در شکم پیچیدن گرفت. طاقت ضبط آن نیاورد. بی‌اختیار از او صادر شد&#8230; یا چیزی شبیه به این P:</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: فرزام		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%82-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#comment-7878</link>

		<dc:creator><![CDATA[فرزام]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 Aug 2007 17:02:43 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=158#comment-7878</guid>

					<description><![CDATA[لیشام جان! شما خیلی [...] می‌کنی(!) معذرت خواهی می‌کنی! مگه کامنتا مال تو هستن که از طرف اونا ... می‌کنی؟! [...] [...] [...]  چند تا پشت سر هم!...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>لیشام جان! شما خیلی [&#8230;] می‌کنی(!) معذرت خواهی می‌کنی! مگه کامنتا مال تو هستن که از طرف اونا &#8230; می‌کنی؟! [&#8230;] [&#8230;] [&#8230;]  چند تا پشت سر هم!&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: خدایار		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%82-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#comment-7877</link>

		<dc:creator><![CDATA[خدایار]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 Aug 2007 15:10:52 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=158#comment-7877</guid>

					<description><![CDATA[لیشام جان [...] سانسور نکن [...] حالا ما یه [...][...] این که چیزی نبود که من که [...] یادت رفته خودت [...] عجبا!&lt;br/&gt;چاکر آقا کاوه&lt;br/&gt;به این داداشتون یه [...] [...] که به آزادی بیان [...] [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>لیشام جان [&#8230;] سانسور نکن [&#8230;] حالا ما یه [&#8230;][&#8230;] این که چیزی نبود که من که [&#8230;] یادت رفته خودت [&#8230;] عجبا!<br />چاکر آقا کاوه<br />به این داداشتون یه [&#8230;] [&#8230;] که به آزادی بیان [&#8230;] [&#8230;]</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: امیر		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%82-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#comment-7876</link>

		<dc:creator><![CDATA[امیر]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 Aug 2007 14:46:44 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=158#comment-7876</guid>

					<description><![CDATA[چه جالب! ببین لیشام جان این یه روان‌شناسی اجتماع است. ببین دوستان چه‌طور با علاقه در مورد این گونه مطالب می‌نویسند. حالا هی مطلب سنگین فلسفی از خودت در کن ....نه ....نه ....همین از این جور چیزا از خودت در کن که ما را و باقی را خوش‌تر می‌آید.&lt;br/&gt;بیت:&lt;br/&gt;خواستم ز خود سر بادی درآورم&lt;br/&gt;دیدم بخار شد شرف و آبروی من&lt;br/&gt;از هر کرانه اه اه و پیف پیف مردمان&lt;br/&gt;تنها در آن میان ز شعف شاد عموی من&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; امیر جان! نیک می‌دانی که ما هنوز ارادت‌مند شما و اشعار گهربارتان هستیم :)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چه جالب! ببین لیشام جان این یه روان‌شناسی اجتماع است. ببین دوستان چه‌طور با علاقه در مورد این گونه مطالب می‌نویسند. حالا هی مطلب سنگین فلسفی از خودت در کن &#8230;.نه &#8230;.نه &#8230;.همین از این جور چیزا از خودت در کن که ما را و باقی را خوش‌تر می‌آید.<br />بیت:<br />خواستم ز خود سر بادی درآورم<br />دیدم بخار شد شرف و آبروی من<br />از هر کرانه اه اه و پیف پیف مردمان<br />تنها در آن میان ز شعف شاد عموی من</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> امیر جان! نیک می‌دانی که ما هنوز ارادت‌مند شما و اشعار گهربارتان هستیم 🙂</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
