<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: یک پست و نصفی	</title>
	<atom:link href="https://lisham.com/%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%86%D8%B5%D9%81%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://lisham.com/%db%8c%da%a9-%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b5%d9%81%db%8c/</link>
	<description>یادداشت‌های لیشام شهبازیان</description>
	<lastBuildDate>Fri, 20 Nov 2020 10:42:15 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.5.18</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: نیما		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%da%a9-%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b5%d9%81%db%8c/#comment-7482</link>

		<dc:creator><![CDATA[نیما]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 16 Feb 2007 04:30:48 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=139#comment-7482</guid>

					<description><![CDATA[مجددا با تأخیر تبریک می‌گم.&lt;br/&gt;آقا لیشام حقیقتا خودم رو در حدی نمی‌بینم که بخوام برای متن‌تون کامنتی بذارم. اما فقط نظر شخصی خودم رو در مورد مسائل عزاداری می‌خواستم عرض کنم. در کتاب فن شاعر، نوشته‌ی ارسطو که یک کتاب مرجع در مورد هنر تئاتر و اندکی هم شعر است؛ ارسطو به این نکته اشاره می‌کنه که یکی از دلایلی که مردم دوست دارند تئاتر ببینند اینه که به کاتارسیس برسند. کاتارسیس به معنی تزکیه ست. در توضیح این مطلب ارسطو می‌گه مردم وقتی غم‌ها رو و ماجراها رو در تئاتر می‌بینند، به احساساتشون اجازه‌ی آزادی می‌دن و این باعث گریه و نهایاً کاتارسیس می‌شه. مسأله این‌جاست که ما علاوه بر بار معنایی واقعه‌ی کربلا به دنبال کاتارسیس نیز به این مراسم می‌ریم و از اون‌جایی که این رو با اعتقادات خودمون سازگار می‌بینیم، این کاتارسیس برامون حکم نوعی پاداش رو هم پیدا می‌کنه که مایه‌ی آرامش بیش‌تر هم می‌شه. به همین خاطر همون طوره که در احادیث هم به شرکت در مراسم روضه تأکید شده. البته باز عرض می‌کنم که دلیل بیان این مطالب فقط توضیح باور شخصی منه و قصد مخالفت با شما رو ندارم چون حقیقتاً در اون حد معلومات نیستم.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; نیما جان! قطعاً قصد من از نوشتن این مطالب صرفاً شنیدن نظرات موافق نبوده. ممنون از این که نظرت رو گفتی. لزومی هم نداشت این قدر از خودت تعارف در کنی. باز هم اگه مطلبی به ذهنت می‌رسه که می‌تونه از منظر دیگه‌ای به موضوع نگاه کنه، خوش‌حال می‌شم که این جا هم نقلش کنی.&lt;br/&gt;اگه نظر شخصی من رو هم نسبت به نکاتی که نوشتی بخواهی، باید بگم که تا حدودی با این که رسیدن به تزکیه می‌تونه یه انگیزه باشه برای شرکت در مراسم عزاداری، خاصه بین ما مسلمون‌ها موافقم، اما یه نکته‌ی دیگه هم در کنارش باید دید که در حرف‌هام هم بود. زمانی این شرکت کردن‌ها با توجه به اون انگیزه مؤثره که اون رو در چرخه‌ی سایر مکانیزم‌ها دید. نمی‌تونم بپذیرم که عزاداری به عنوان یک سیستم مجرد، در نظام تزکیه‌ی ما مؤثره (جوری که الان مردم می‌بینن که مثلا اگه یه قطره اشک در مراسم عزاداری امام حسین ریخته بشه، همه‌ی گناه‌های آدم پاک می‌شه و قس علی هذا)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مجددا با تأخیر تبریک می‌گم.<br />آقا لیشام حقیقتا خودم رو در حدی نمی‌بینم که بخوام برای متن‌تون کامنتی بذارم. اما فقط نظر شخصی خودم رو در مورد مسائل عزاداری می‌خواستم عرض کنم. در کتاب فن شاعر، نوشته‌ی ارسطو که یک کتاب مرجع در مورد هنر تئاتر و اندکی هم شعر است؛ ارسطو به این نکته اشاره می‌کنه که یکی از دلایلی که مردم دوست دارند تئاتر ببینند اینه که به کاتارسیس برسند. کاتارسیس به معنی تزکیه ست. در توضیح این مطلب ارسطو می‌گه مردم وقتی غم‌ها رو و ماجراها رو در تئاتر می‌بینند، به احساساتشون اجازه‌ی آزادی می‌دن و این باعث گریه و نهایاً کاتارسیس می‌شه. مسأله این‌جاست که ما علاوه بر بار معنایی واقعه‌ی کربلا به دنبال کاتارسیس نیز به این مراسم می‌ریم و از اون‌جایی که این رو با اعتقادات خودمون سازگار می‌بینیم، این کاتارسیس برامون حکم نوعی پاداش رو هم پیدا می‌کنه که مایه‌ی آرامش بیش‌تر هم می‌شه. به همین خاطر همون طوره که در احادیث هم به شرکت در مراسم روضه تأکید شده. البته باز عرض می‌کنم که دلیل بیان این مطالب فقط توضیح باور شخصی منه و قصد مخالفت با شما رو ندارم چون حقیقتاً در اون حد معلومات نیستم.</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> نیما جان! قطعاً قصد من از نوشتن این مطالب صرفاً شنیدن نظرات موافق نبوده. ممنون از این که نظرت رو گفتی. لزومی هم نداشت این قدر از خودت تعارف در کنی. باز هم اگه مطلبی به ذهنت می‌رسه که می‌تونه از منظر دیگه‌ای به موضوع نگاه کنه، خوش‌حال می‌شم که این جا هم نقلش کنی.<br />اگه نظر شخصی من رو هم نسبت به نکاتی که نوشتی بخواهی، باید بگم که تا حدودی با این که رسیدن به تزکیه می‌تونه یه انگیزه باشه برای شرکت در مراسم عزاداری، خاصه بین ما مسلمون‌ها موافقم، اما یه نکته‌ی دیگه هم در کنارش باید دید که در حرف‌هام هم بود. زمانی این شرکت کردن‌ها با توجه به اون انگیزه مؤثره که اون رو در چرخه‌ی سایر مکانیزم‌ها دید. نمی‌تونم بپذیرم که عزاداری به عنوان یک سیستم مجرد، در نظام تزکیه‌ی ما مؤثره (جوری که الان مردم می‌بینن که مثلا اگه یه قطره اشک در مراسم عزاداری امام حسین ریخته بشه، همه‌ی گناه‌های آدم پاک می‌شه و قس علی هذا)</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: کامران		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%da%a9-%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b5%d9%81%db%8c/#comment-7481</link>

		<dc:creator><![CDATA[کامران]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 15 Feb 2007 21:05:21 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=139#comment-7481</guid>

					<description><![CDATA[لیشام این تویی که نظرات رو تو وبلاگ من با شماره می‌نویسی؟ «نفر هفتم» و ...؟!&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; یعنی این‌قدر نثر من بده؟؟؟ البته بای دیفالت بنده به نام خودم کامنت می‌ذارم. گمونم تا حالا دو یا سه بار به دلایلی ناشناس کامنت گذاشتم ؛)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>لیشام این تویی که نظرات رو تو وبلاگ من با شماره می‌نویسی؟ «نفر هفتم» و &#8230;؟!</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> یعنی این‌قدر نثر من بده؟؟؟ البته بای دیفالت بنده به نام خودم کامنت می‌ذارم. گمونم تا حالا دو یا سه بار به دلایلی ناشناس کامنت گذاشتم ؛)</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: ری‌را		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%da%a9-%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b5%d9%81%db%8c/#comment-7480</link>

		<dc:creator><![CDATA[ری‌را]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 15 Feb 2007 21:02:55 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=139#comment-7480</guid>

					<description><![CDATA[سلام... تبریکات رو که قبلا گفتیم... (یعنی این بار دیگه خدا رو شکر دیر نرسیدیم!!)... فقط این که با مفهوم این پستت صد در صد موافقم... گل گفتی!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام&#8230; تبریکات رو که قبلا گفتیم&#8230; (یعنی این بار دیگه خدا رو شکر دیر نرسیدیم!!)&#8230; فقط این که با مفهوم این پستت صد در صد موافقم&#8230; گل گفتی!</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: MEMOL		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%da%a9-%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b5%d9%81%db%8c/#comment-7479</link>

		<dc:creator><![CDATA[MEMOL]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Feb 2007 15:28:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=139#comment-7479</guid>

					<description><![CDATA[وای من چه‌قدر دیر رسیدم&lt;br/&gt;وقتی رسیدم چه‌قدر خجالت کشیدم&lt;br/&gt;وقتی خجالت کشیدم همه رنگشتو کشیدم&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;لیشام مهربون تولدت با تاخیر مبااااااارک&lt;br/&gt;الان لپام گلی شد&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; ممنونم سحر عزیز :)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وای من چه‌قدر دیر رسیدم<br />وقتی رسیدم چه‌قدر خجالت کشیدم<br />وقتی خجالت کشیدم همه رنگشتو کشیدم</p>
<p>لیشام مهربون تولدت با تاخیر مبااااااارک<br />الان لپام گلی شد</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> ممنونم سحر عزیز 🙂</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: زهرا		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%da%a9-%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b5%d9%81%db%8c/#comment-7478</link>

		<dc:creator><![CDATA[زهرا]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Feb 2007 14:42:22 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=139#comment-7478</guid>

					<description><![CDATA[اهل نظر معامله با آشنا کنند.&lt;br/&gt;موافقم که این دو با هم فرق دارند ولی می‌خواستم به این نکته تاکید کنم که تا این ارتباط برقرار نشود آن چه که باید، یاد گرفته نمی‌شود! و وقتی این ارتباط برقرار شد تو تنها نمی‌آموزی بلکه با او زندگی می‌کنی! مشابه ارتباط شما و جناب حافظ. من خودم تا نتوانم یک ارتباط این گونه با کسی برقرار کنم از او چیز زیادی یاد نمی‌گیرم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اهل نظر معامله با آشنا کنند.<br />موافقم که این دو با هم فرق دارند ولی می‌خواستم به این نکته تاکید کنم که تا این ارتباط برقرار نشود آن چه که باید، یاد گرفته نمی‌شود! و وقتی این ارتباط برقرار شد تو تنها نمی‌آموزی بلکه با او زندگی می‌کنی! مشابه ارتباط شما و جناب حافظ. من خودم تا نتوانم یک ارتباط این گونه با کسی برقرار کنم از او چیز زیادی یاد نمی‌گیرم.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: زهرا		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%da%a9-%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b5%d9%81%db%8c/#comment-7477</link>

		<dc:creator><![CDATA[زهرا]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Feb 2007 10:14:52 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=139#comment-7477</guid>

					<description><![CDATA[سلام&lt;br/&gt;گفته بودید که تاریخ برای درس گرفتن است، اما به نظر من خواندن تاریخ برخی انسان‌ها بدون عشق معنی ندارد و گاهی خواندنش بیش‌تر از این است که شما اشاره کردید. منظورم دقیقاً این هست که وقتی انسان بزرگی یک نفر را تا ان جا که می‌تواند درک می‌کند، آن وقت بسته به نوع ارتباطی که با این شخصیت برقرار می‌کند، عکس العملش هم متفاوت می‌شود، من وقتی به اندازه توان خودم امام حسین و حضورش در زندگی‌ام را احساس می‌کنم، دوست دارم بیش‌تر به او نزدیک شوم و نمی‌توانم بر مصیبتی که بر ایشان وارد آمده نگریم. نه هر عاشورا، بلکه هر بار به یاد آن واقعه می‌افتم.&lt;br/&gt;مدت زیادی هست که مطالب‌تان را می‌خوانم، زیبا و دقیق می‌نویسید.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; سلام زهرای عزیز. گفته‌ی شما به نکته‌ای غیر از آن چه که گفتم اشاره دارد. این که انسان ارتباط معنوی داشته باشد با کسی که سال‌ها پیش ترک حیات گفته و اثر آن ارتباط را بفهمد، بحث دیگری‌ست همچنان که بنده چنین ارتباطی را بین خودم و جناب حافظ می‌بینم. صد البته در این حوزه نیز هر کسی از ظن خود یار است. باز معتقدم که اگر اثر این ارتباط چیزی باشد جز اصلاح زندگی، احتمال آن هست که اشکالی وارد آمده باشد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />گفته بودید که تاریخ برای درس گرفتن است، اما به نظر من خواندن تاریخ برخی انسان‌ها بدون عشق معنی ندارد و گاهی خواندنش بیش‌تر از این است که شما اشاره کردید. منظورم دقیقاً این هست که وقتی انسان بزرگی یک نفر را تا ان جا که می‌تواند درک می‌کند، آن وقت بسته به نوع ارتباطی که با این شخصیت برقرار می‌کند، عکس العملش هم متفاوت می‌شود، من وقتی به اندازه توان خودم امام حسین و حضورش در زندگی‌ام را احساس می‌کنم، دوست دارم بیش‌تر به او نزدیک شوم و نمی‌توانم بر مصیبتی که بر ایشان وارد آمده نگریم. نه هر عاشورا، بلکه هر بار به یاد آن واقعه می‌افتم.<br />مدت زیادی هست که مطالب‌تان را می‌خوانم، زیبا و دقیق می‌نویسید.</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> سلام زهرای عزیز. گفته‌ی شما به نکته‌ای غیر از آن چه که گفتم اشاره دارد. این که انسان ارتباط معنوی داشته باشد با کسی که سال‌ها پیش ترک حیات گفته و اثر آن ارتباط را بفهمد، بحث دیگری‌ست همچنان که بنده چنین ارتباطی را بین خودم و جناب حافظ می‌بینم. صد البته در این حوزه نیز هر کسی از ظن خود یار است. باز معتقدم که اگر اثر این ارتباط چیزی باشد جز اصلاح زندگی، احتمال آن هست که اشکالی وارد آمده باشد.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: احسان		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%da%a9-%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b5%d9%81%db%8c/#comment-7476</link>

		<dc:creator><![CDATA[احسان]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Feb 2007 02:01:47 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=139#comment-7476</guid>

					<description><![CDATA[دوست کرمانشاهی من، من همان احسانی هستم که ادب را مثله کردم و وبلاگت را به پفک تشبیه کردم. خواستم من هم به سهم خودم تولدت را تبریک بگویم و نشان بدهم چندان هم بی‌ادب نیستم. خواستم هنوز هم بنویسم دیدم که حضرت کیانوش کماکان سایه‌شان بر وبلاگ شما مستدام است. ترجیح دادم درگوشی و از طریق ایمیل با شما درمیان گذارم. (در فرصت مقتضی)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دوست کرمانشاهی من، من همان احسانی هستم که ادب را مثله کردم و وبلاگت را به پفک تشبیه کردم. خواستم من هم به سهم خودم تولدت را تبریک بگویم و نشان بدهم چندان هم بی‌ادب نیستم. خواستم هنوز هم بنویسم دیدم که حضرت کیانوش کماکان سایه‌شان بر وبلاگ شما مستدام است. ترجیح دادم درگوشی و از طریق ایمیل با شما درمیان گذارم. (در فرصت مقتضی)</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: محمد		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%da%a9-%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b5%d9%81%db%8c/#comment-7475</link>

		<dc:creator><![CDATA[محمد]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Feb 2007 20:47:33 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=139#comment-7475</guid>

					<description><![CDATA[تولدتان مبارک!&lt;br/&gt;ان شاء الله در ادامه نیز، عمر با عزت داشته باشید و نام نیک از شما به یادگار بماند.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; ممنون محمد عزیز :) ایشالا برای همه]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تولدتان مبارک!<br />ان شاء الله در ادامه نیز، عمر با عزت داشته باشید و نام نیک از شما به یادگار بماند.</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> ممنون محمد عزیز 🙂 ایشالا برای همه</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: اسفندیار		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%da%a9-%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b5%d9%81%db%8c/#comment-7474</link>

		<dc:creator><![CDATA[اسفندیار]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Feb 2007 19:45:18 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=139#comment-7474</guid>

					<description><![CDATA[گ !@#و!@# !@#ز!@#و&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; اسفندیار مملکت که این باشه، وای به حال خدایار و رئیس‌جمهورش P:]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>گ !@#و!@# !@#ز!@#و</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> اسفندیار مملکت که این باشه، وای به حال خدایار و رئیس‌جمهورش P:</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: کیانوش		</title>
		<link>https://lisham.com/%db%8c%da%a9-%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b5%d9%81%db%8c/#comment-7473</link>

		<dc:creator><![CDATA[کیانوش]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Feb 2007 16:07:52 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lisham.com/p=139#comment-7473</guid>

					<description><![CDATA[این آپ یه آپِ مـعمـولی نیـست.... آپِ ضــروری است! و مـعـنی و مـفـهوم آن این اسـت که ســرکار عــــالی خیلی بـیش‌تر از کـوپـونـتـون در بروز کـردنِ وبلاگِ مـبارک تـنبـلی فـرمودید&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style=&quot;color: #FF6600&quot;&gt;لیشام:&lt;/span&gt; شما به بزرگ‌واری خودتون ببخشید کیانوش جان :) ایشالا در اسرع وقت اطاعت امر خواهد شد ؛)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این آپ یه آپِ مـعمـولی نیـست&#8230;. آپِ ضــروری است! و مـعـنی و مـفـهوم آن این اسـت که ســرکار عــــالی خیلی بـیش‌تر از کـوپـونـتـون در بروز کـردنِ وبلاگِ مـبارک تـنبـلی فـرمودید</p>
<p><span style="color: #FF6600">لیشام:</span> شما به بزرگ‌واری خودتون ببخشید کیانوش جان 🙂 ایشالا در اسرع وقت اطاعت امر خواهد شد ؛)</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
