روزنوشت‌های لیشام

صد سال به از این سال‌ها

  ببخشید که دیر شد. البته می‌دانیم که دیگر می‌دانید که کلا سیستم این‌جا همین طوری‌هاست. همه‌چیز با تأخیر است. به هر ترتیب، علاوه بر تنبلی، عواملی چند هم مزید بر علت بود امسال که نتوانیم به موقع عرض ادب کنیم حضور دوستان. در مجموع عارضیم به حضورتان که سال نو مبارک....

گیرم پدر تو بود فاضل

نگرش‌مان این طوری‌ست که ابدا افتخار نمی‌کنیم به آن چه که پدران‌مان بوده‌اند یا نبوده‌اند، داشته‌اند یا نداشته‌اند، کرده‌اند یا نکرده‌اند. ارزشی ندارند آن‌ها مگر آن که درسی گرفته باشیم و اسباب اصلاح در امور امروزمان کنیم. اما آن چه که ماحصلش بعد از فلان هزار سال بشود...

کودکانه

بچه که بودیم در تخیل‌مان هم نمی‌گنجید که فلان هنرپیشه‌ی خوش آب و گل، دست‌شویی هم می‌رود ☺️ این که حضرات رئیس‌جمهور و رهبری هم به چنین افعالی اهتمام ورزند، غیر قابل قبول بود. در درجاتی پایین‌تر از مجموعه‌ی آدم بزرگ‌ها، مدیر مدرسه و معلمین هم مشمول همین قانون می‌شدند....

چه کار می‌کنم آیا

ـ رئیس پژوهشگاه تنبیهم کرده است تا یک لنگی، این طوری بایستم. ـ آمادگی زلزله را تمرین می‌کنم. ـ دمبل می‌زنم تا سرشانه‌هایم قوی شود. ـ می‌خواهم آن را بکوبم توی سر شما. ـ دارم پزش را می‌دهم. ـ عکس تبلیغاتی انداخته‌ام. ـ باران می‌بارد. ـ دارم تکنولوژی اطلاعات درس می‌دهم....

والنتاین یا سپندارمذگان؟! کریسمس یا …؟!

وقتی که جشن ولنتاین رو به دوستانم تبریک می‌گفتم، خیلی‌هاشون این گله رو داشتن که چرا یه جشنی که ریشه‌یی فرنگی داره رو تبریک می‌گم، جشنی که جایگاهی توی فرهنگ ما نداره. خوب، بنده نظرم اینه که اصولاً تبریک گفتن و هدیه دادن به هر بهانه‌ای، کار شیرین و خوبیه، خاصه این که...

یک پست و نصفی

"مردگان را به مردگان وابگذارید" این جمله‌ایه از حضرت مسیح (ع) که یکی از استادان بزرگ‌وارم نقل کرد جایی که داشت راجع به مکانیزم وقایع در زندگی صحبت می‌کرد. این که وقتی اتفاقی می‌افته، وقتی حادثه‌ای رخ می‌ده، درس‌هایی رو با خودشون دارن که همین درس‌ها مهم هستن و نه خود...