وبلاگ

 

 

بالاخره حقیر نیز به جرگه‌ی ملت آپاندیس لس پیوستم :) امانتی الهی بود که متأسفانه به همت خودمان فلان کردیم توش و جمعه شب پس دادیم صاحبش. گر امانت داری از این است که لیشام دارد، خدا آخر عاقبت‌مان را به خیر کناد...

خاطره‌ی قلنبه‌ی داستان جراحی و بیمارستان آن دو سه ساعتی است که از اتاق عمل بیرونم آورده بودند و هوش و حواسم سر جایش نبود. از درد به خودم می‌پیچیدم و عربده می‌زدم. این‌ها را یادم نمی‌آید، برایم تعریف کرده‌اند. دکتر به همراهانم گفته بود که فلانی زود به هوش آمده، بدنش در برابر بی‌هوشی و مسکن و بی‌حس‌کننده مقاوم است. مطلقا یادم نمی‌آید که چه کردم و چه گفتم؛ شاهدان عینی بعدها در پرده گفتند که حسب ظاهر هیچ یک از فوامیل درجه‌ی یک دکتر جراح و همراهان ایشان و مرغ هوا و پرستاران و ماهی دریا و در و دیوار بیمارستان و پشه و عنقا و سوزن جراحی و ماشین آمریکایی و درد و اولین مریض و شیاف و هر چیز مربوط و نامربوط از بد و بیراهم در امان نبوده‌اند!! قضیه خیلی بیخ دار بوده گویا آن قدر که پرستاران حاضر نبودند کارهای بنده را انجام دهند! چرا؟ چون “فحش می‌ده”! یکی از پرستاران به دامادمان گفته بود که: بیماری به این بد دهنی نداشته‌ام! فقط خدا رحم کرده که در گولی بی‌هوشی، مفاحشه‌ی مذکور در حضور حضرات عیال و پدر خانوم محترم، متعادل‌تر شده بود و گر نه خدا می‌داند که در فرآیند تاکسی درمی، بدن‌مان را از چه پر می‌کردند، اهل بیت!

حضرات دوستان که داستان را شنیدند یادآوری کردند که راست می‌گویند: مستی و راستی! روی واقعی‌ات را نشان دادی بالاخره!



امیر شکیلا لینک دایم | ۸۸/۲/۲۰ - ۱۶:۵۹ - یکشنبه

ترکاندی از ننوشتن لیشام جان

لیشام: قربان امیر و شکیلای عزیز :) ننوشتن‌مان از این نیست که کسی یا چیزی را بترکانیم. از این است که خودمان مدتی است ترکیده‌ایم و نه از آپاندیس و نه از متشابهات آن؛ از فرط زندگی ترکیده‌ایم؛ از خوشی و شادی :)
مشتاقیم به دیدار شما :)


واکنش URL | لینک دایم | ۸۸/۲/۱۰ - ۱۸:۳۳ - پنج‌شنبه

آرش فهیم

حالا راستش رو بگو. خودت هم نمی فهمیدی که چی می گی یا از فرصت سوء استفاده کردی ببینی فحش دادن چه حسی داره؟


kamran لینک دایم | ۸۸/۲/۴ - ۱۸:۵۸ - جمعه

man jeddy fekr nemikardam in typy beshy. bache boody kheili behtar boody! faghat joke migofty!


کیانوش لینک دایم | ۸۸/۲/۱ - ۱۰:۵۹ - سه‌شنبه

:D

هـنوزم درگیر آپانـدیسی؟؟


گلنوش لینک دایم | ۸۸/۱/۸ - ۹:۰۸ - شنبه

سال نو مبارک


برادر نگارنده جانباز فکر نمی کنید یه خورده زود جهت حذف اندام های مبارک اقدام کردید . اگر کمی دقت داشتید فقط کمی ......... افسوس !


کیانوش لینک دایم | ۸۷/۱۲/۲۹ - ۱۴:۰۴ - پنج‌شنبه

سـال نو مـبارک

آرزو دارم در این سال میمون و مبارک آپاندیست دیگه در نیاد
:))


راه میانبر URL | لینک دایم | ۸۷/۱۲/۲۶ - ۹:۱۲ - دوشنبه

سال نو مبارک لیشام جان!


خدایار لینک دایم | ۸۷/۱۲/۲۴ - ۱۳:۲۹ - شنبه

براوو کاوه !

اگه می دونستم کاوه همچین شعر قشنگی در وصف آپاندیس لیشام می گه من هم می رفتم یه جاییم رو عمل می کردم.


كاوه لینک دایم | ۸۷/۱۲/۲۴ - ۲:۴۴ - شنبه

باد را كردي تو در بند فشار
زد به آپانديس تو محبوس زار

باد را بايد كه ول ميداده اي
ور نه همچون بلبل بي باده اي

نفحه باد است كان جان ميخرد
حالت قبض و عبوسي ميبرد

هين تو گر آگاهي و هم هوشيار
آبگوشت پر نخود با خود بيار

تا نمايد روده ات هم حال خود
از درون خود گشايد بال خود

پر بگيرد بوي بادش در هوا
تا نماند دشمني نزديك، جا

از همين باشد كه بعد از اين عمل
باد بسيار است حاصل زين عمل

هر به ساعت دكترت ميپرسدت
از مقاديري كه بادت بايدت

كاي تو بيمارم ز ..ونت باد كو؟
بوي هاش دو اس ز تو آزاد كو؟

هي تو بايد باد بسياري دهي
تا مجوز گيري و راهي شوي

ور نه دور از جان زبان بنده لال
جاي بي ربطت بكرده ارتحال

الغرض حال شما مغز است و اصل
از براي اين حقير مي پرست

من خوشم كه اكنون كه تو آسوده اي
درد آپانديس را فرسوده اي

خرم و شادان بوي در روزگار
بادپرداز نفيس زرنگار


لیشام: ای برادر تو همه اندیشه ای
زین سبب در باد گفتن پیشه ای
با باد باید زندگی، چون حزب باد
حزب باد آری، همه پاینده باد
باد پرورد تنعم بوده ایم
آشنا داند که ما چون "بو" ده ایم
این که بر باد استوار این مرز و بوم
من چرا از باد بیزاری بجوم
باد خوب است چه ز دولت چه نخود
مفت دولت باد باد و مفت خود
الغرض با باد باید، هوشمند
جمله مردم پای بند این کمند
هر یک از سویی به باد آویخته
در رها دادن همه فرهیخته
...
بقیه را هم نرسیدم بگویم ؛)


نسترن لینک دایم | ۸۷/۱۲/۲۲ - ۱۰:۲۰ - پنج‌شنبه

سلام
اتفاقی و سر آهنگهایی که از آقای مرتضی احمدی جستجو می کردم به سایت شما راه پیدا کردم. خواستم تشکر کنم. بسیار زیبا می نویسید.

در ضمن یکی از دوستان سایتی داره که فکر کنم بدتون نیاد ببینینش. شما رو هم به اون معرفی کردم. به قول دوست بالایی (حمیدرضا) اونم مثل شما مهندسه ولی استعدادش حرام شده.

http://rozanha.blogsky.com


سانی Email | URL | لینک دایم | ۸۷/۱۲/۲۱ - ۱۶:۳۵ - چهارشنبه

:)) آدم وقتی بی هوشه یه حرفایی می زنه که نگو. اطرافیان نمی دونن بخندن یا از درد کشیدن بیمار ناراحت باشن.
امیدوارم الان درد نداشته باشی دیگه. گرچه فکر کنم (بزنم به تخته) بدنتون اینقدر مقاوم بوده که زود خوب شدید


حميدرضا Email | لینک دایم | ۸۷/۱۲/۲۱ - ۱۰:۰۴ - چهارشنبه

سلام

به به چه متن زيبايي، چه وبلاگي، بابا تو يه همچين نثري داشتي و اون وقت به جاي نوشتن اومدي مهندس شدي؟ عجب حرام كننده استعدادي است اين نظام آموزشي معظم ما.
در هر حال خدا رو شكر كه به خير گذشت، خوب باشي هميشه ...



نام
ایمیل
وبسایت/وبلاگ http://
عنوان پیام
متن پیام
کد تصویر را وارد کنید

Google+ By Lisham Shahbazian