وبلاگ

 

 

این مطلع اغلب جملاتی است که می‌شنوم ... خداوند را هزاران بار سپاس می‌گم که درک و شعور و قدرت تحلیل مردمان ما اونچنان بالاست که هر واقعه‌ای رو پیش از وقوع با کیفیتی که شایسته‌ی اونه پیش‌بینی می‌کنن ...

از اونجا که نتیجه‌ی انتخابات کاملاً پیام‌های روشنی داره، تکلیف همه چیز معلومه و دیگه لازم نیست تعبیر و تفسیری از اون، ارایه بشه. شاید بعداً که کمی حالم جا اومد چیزایی به ذهنم برسه، شایدم نرسه. ولی هر وقت رسید ممکنه بخوام که بعضی‌هاشون رو بگم، شایدم نگم. به هر صورت چه گفتم و چه نگفتم فعلاً ملت فراموش‌کار ایران در گذار از مرحله‌ی "الاحساس" هستن. هر وقت به مرحله‌ی "المشاهده" رسیدن، اگه زبونم لال فضا اون قدر باز بود که بشه این وسط مسطا ذرت پرت کرد، حتماً این کار رو می‌کنم ... علی الحساب از کلیه رفقا و عزیزانی که زحمت کشیدن و خودشون رو مورد فشار و کشش بسیار قرار دادن تا وظیفه‌شون رو نسبت به مملکت و ملت خودشون ادا کنن از صمیم قلب تشکر می‌کنم و از خداوند برای ایشون صبر جزیل تقاضا دارم. همچنین انجام دو کار رو به ایشون توصیه‌ی مؤکد می‌کنم؛ اول دعای بی وقفه از درگاه حضرت باری تعالی جهت عاقبت به خیری همه‌مون، دوم فراگیری و تمرین انواع زبان کشورهای خارجی اعم از پشتو، اردو، عربی، ارمنی و قس علی هذا ...

در نهایت ... فراموش نکنیم که هر یک از ما، جزیی از یک جمع بزرگتریم و هیچگاه نمی‌تونیم و نباید که خودمون رو جدا از اون چیزی بدونیم که مجموع‌مون انتخاب کرده ...


و من الله التوفق و علیه التکلان



farzam Email | لینک دایم | ۸۴/۴/۹ - ۸:۵۹ - پنج‌شنبه

چرا اينقدر تعجب؟؟!!

دوستان عزيز | تعجب از چيست؟ درسته قبول دارم «كمي» تقلب شد اما اين رو هم بپذيريم كه اين «خواست» مردم بود. دموكراسي يعني همين. نه اينكه هر وقت به نفع و خواست ما بود به به و چه چه كنيم و اگر نبود بد و بيراه به زمين و زيرزمين بگيم و تف و لعنت به شعور ملت بفرستيم و به اصطلاح كلاً جر بزنيم و بگيم از اول... اين قبول نبود!!!. اگر فاصله بين «ما» و «ملت» اينقدر زياده اشكال از افرادي است كه خود را به روشنفكري و زياده فهمي زده اند يا از مردمي كه جرمشان فقط انتخاب مطابق ميلشان است؟ فرار از مملكت (كه اعتراف مي كنم به فكر خودم هم رسيده!!) فرار از هويت و خواست و فهم ايراني است. فرار از واقعيت محتوم به سوي رؤياي مبهم و محكوم به فنا... توصيه به فرار از سوي متفكرين ايراني اولين بار نيست كه اتفاق مي افته و آخرينش هم نخواهد بود. هر وقت مردم با خواست امثال ما حركتي مي كنند (آن هم نه به خاطر اينكه ما «تاثيرگذار» بوده ايم بلكه به سبب نزديكي«تصادفي» خواست ما و خواست اونها) كلي حال مي كنيم و اي ول كه چه مردم فهميده اي «هستيم». و هر وقت كه بر عكس ميشه ميگيم مردم فهميده اي «نيستند»!! اصولاً كلمه مردم براي ما معنايي جز خود ما نداره. اگه به ميل ما حركت كنند خوب هستيم و اگر نه مردم بدي هستند و انگار نه انگار كه ما هم از همين سرزمينيم. در چنين مواردي ما خارجي هستيم و بايد برگرديم به اصلمون!! اين همان تفكري است كه باعث مي شود اگر در جايگاه مردم عادي باشيم رو به عزلت و فرار و افسردگي و نااميدي مياريم و اگر در جايگاه حاكمان، مي شويم ديكتاتور با ژست تشخيص صحيح نياز واقعي مردم حتي بيش از خواست خود آنها! مذهبي باشيم مي شويم كاسه داغتر از آش. لائيك باشيم فكر مي كنيم همه مثل ما هستند. طرفدار دموكراسي باشيم فراموش مي كنيم آزادي و دموكراسي را اول بايد مردم بخواهند و اگر مثلاً بين نان و آزادي، اولي را انتخاب كردند اين خواست آنها است و اولويت زندگي آنها. ...... تا حالا فرار زياد كرديم. تاريخ پره از سابقه فرار ما ايرانيها...چي به دست آورديم كه اين همه تشويق به فرار مي كنيم؟ به غير از اينكه امروز چشممون گشاد شده از اين همه فاصله بين ما و اونها؟! |


علي Email | لینک دایم | ۸۴/۴/۶ - ۱۷:۱۳ - دوشنبه

سلام برادر | حالت كسي رو دارم كه نصف شب از خواب بيدارش كردن و يك كتك مفصل بش زدن ... هنوز گيجم ...خواستم گلايه اي از حماقت راي دهندگان يا تقلب در انتخابات كنم ... خواستم بگويم كه انتخابات در حوزه مريخ هم صندوق داشته و مردمي ديگر از سياره اي ديگر نديده و نشناخته به اين كوچولو راي داده اند ولي وقتي فهميدم شوهر خاله خودم هم به او راي داده ....! ديگه خفه شدم


گل سانا URL | لینک دایم | ۸۴/۴/۶ - ۱۲:۰۷ - دوشنبه

سلام لیشام جان...نمی شه باور کرد که ما...آری ما...اینگونه سنجیدیم...اینگونه فهمیدیم و اینگونه گزیدیم...گرچه شاید یه کم تنوع برای ملت ایران بد نباشه...نه؟ شاد باشی...من آپم...بیا پیشم


کیانوش URL | لینک دایم | ۸۴/۴/۶ - ۲:۲۰ - دوشنبه

نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد... ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد..... | صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی.... شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد ..... | خوش بود گر محک تجربه آيد به ميان..... تا سيه روی شود هر که در او غش باشد.... | خط ساقی گر از اين گونه زند نقش بر آب .... ای بسا رخ که به خونابه منقش باشد..... | ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست ..... عاشقی شيوه رندان بلاکش باشد..... | غم دنيی دنی چند خوری باده بخور..... حيف باشد دل دانا که مشوش باشد.... | دلق و سجاده حافظ ببرد باده فروش.... گر شرابش ز کف ساقی مه وش باشد |


كاوه لینک دایم | ۸۴/۴/۵ - ۱۵:۱۲ - یکشنبه

اگر از شما جماعت متخصصين هنوز هستند كساني كه نياز دارند در رابطه با عادات تاريخي ايران چيزي ياد بگيرند و مثل همه ايرانيها نميتوانند چيزي ياد بگيرند بهتان بگويم كه خيلي ساده است. كافي است فقط يك ميلياردم ثانيه از خود دفع خريت كرده و به جاي تفكرات و ادراكات عميق خود، به تاريخ و آمار توجه كنيد. در اين صورت ممكن است عارضه عمومي كوري موروثي-به "كوري" نوشته روژه ساراماگو رجوع كنيد- كه عارضتان شده لحظه اي خردتان را رها كند و زبانم لال بتوانيد فكر كنيد. شما اينجا به درد ايران و ايراني نخواهيد خورد. پس لطفا به در خودتان بخوريد.


ن لینک دایم | ۸۴/۴/۴ - ۱۷:۲۸ - شنبه

من سعي مي كنم خودم رو از همه جدا كنم

با اتفاقي كه امروز افتاد, از همون اول صبح به فكر كلاسهاي زبانم افتادم و گرفتن تافل و پذيرش و.... هر چند كه من هميشه شعار مي دادم اين مملكت مال من است و من ديني بر گردن دارم و از اين قبيل مزخرفات, امروز صبح به اين نتيجه رسيدم نه اين ملت به من نياز داره نه اين مملكت و بهتره كه من فقط به فكر اين باشم كه گليم خودم رو از آب بكشم كه تا ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازه است.خيلي جالبه كه همه از سر دشمني با يكي به دشمنتر از اون رو آوردن و هنوز در خواب غفلتند. بزرگترين مشكل ملت ما هم اينه كه هر كي خودش رو ميبينه و اصلا كاري به جو حاكم نداره!!! و توجيه شون اينه كه حالا ما كه با شلوار كوتاه! يرون نمي يايم كه به ما گير بدن پس اگه اين بياد چيزي از ما كم نمي شه و غافلند كه اين آدم با ساده نمايي خودش تبليغ فقر رو مي كنه, آدمي كه به فكر رفاه خودش و خانواده اش نيست, چطور مي خواد به فكر رفاه مملكت باشه. همين آدما كه دنبال اين جناب رو گرفتن اگه خبر داشتن از نگاه اين حضرت يك مرفه بي دردند(چون سقف شكسته اي حتما بالا سرشون هست و شبها شكمشون نيمه گرسنه است)هرگز چنين كاري نمي كردند..... | خيلي فكرتون رو مشغول نمي كنم.اين آدم پر مدعا اگه واقعا به فكر مردم بود, چرا به جاي اينكه 60000000پول بي زبون رو به كار خير بزنه بزرگترين ساعت دنيا رو نصب كرد كه سر يه هفته 2 تا احمق تر از خودش از عقربه هاش آويزون بشن.ملت ما فرسنگها زير صفرند و با اين تربيت روز به روز بهترشون من ديگه به طور كامل ازشون قطع اميد كردم.به همتون كه ممكنه هنوز يه مينيمم هوش و استعدادي (با اين افكار پزيشان روزانه)براتون باقي مونده باشه توصيه ميكنم تا از اين ديرتر نشده بارتون رو ببنديد و اين سرزمين رو به خدا واگذار كنيد, كه آبادي اين سرزمين فقط با امام زمانه , و من يقين پيدا كردم كه حتما از اين سرزمين نوراني ظهور خواهد فرمود. ديگه فقط به اميد آن روز



نام
ایمیل
وبسایت/وبلاگ http://
عنوان پیام
متن پیام
کد تصویر را وارد کنید

Google+ By Lisham Shahbazian