روزنوشتهای لیشام
رونی…
یه دوست داشتم قلقلی بود و چون قلقلی بود و دست بر قضا سرخ و سفید و آبی هم بود، یوهو قل خورد و امروز صبح رفت بلاد راقیه! ای تف بر این بلاد راقیه که دست از سر دوستهامون بر نمیداره... این دوست قلقلی بنده ارمنی بود و ترمهای اول دانشگاه همیشه با هم بودیم و چون اسم من هم...
صلح سبز
جای همهی دوستان عزیز خالی، طی دو هفتهی گذشته یه مسافرت دو روزه اصفهان رفتم، یه سفر دو روزه هم دیزین بودم و نهایتاً جمعه هم الموت و دریاچهی اوان 🙂 شنگولیدم. حالیدم. خاصه در معیت جمعیتی از دوستان باحال و شنگول... از فواید خاص و عام سفر که بگذریم، چیزی که توی این...
سلام…
میدانستم دیر یا زود، میآیی. آهسته گوش میایستی پشت در، تا هقهق گریهام را نشکنی. این همه ادب، کار دستت میدهد، دیر یا زود... آخرین بار که احوال میپرسیدی، فراموش کردم بگویم که چیزی قلمبه گیر کرده در گلویم. چند وقتیست، گمش کردهام. بین راه اگر پیدایش کردی، بازش...
ابر پوتین پوش
پوتین، برای خیلیها، نمادی از جنگ و سختی بوده و هست؛ ولی برای من تا به حال، یادآور راحتی و آسایش بوده و شاید به تعبیری بشه گفت تنبلی. توی دانشگاه مدت دو سال و نیم به طور ممتد پوتین پا میکردم و البته هیچ وقت هم بندهاش رو نمیبستم، تا این که از کف پاره شد و مجبور شدم...
فتنه میبارد از این سقف مقرنس
در مجموع نسبت به آیندهی مسیری که ایران داره توش حرکت میکنه، به هیچوجه خوشبین نیستم. گمانم بر اینه که ایران طی چند سال آینده، درگیر چالشهایی بشه که اول خودش و بعد دنیا رو تحت تأثیر قرار بده. حداقل در بدو قضیه، این تأثیرها و چالشها، چیزهای خوبی نیستن و بیشترین...
مگسخورون
به نظرم غذا خوردن ـ خاصه که قورمه سبزی باشه ـ یکی از عظیمترین و الهیترین لذایذیست که نصیب بنی آدم شده و اصولاً باید با نهایت تمرکز، بیشترین لذت رو از اون برد ولو که در اون، یه مگس مرده پیدا کنید D: امروز بر حقیر مکاشفات غذاییهای رفت که نگویید و نپرسید که چه...