روزنوشت‌های لیشام

سؤال امروز، جواب حافظ

این مرد فال فروش عجیب به دل می‌نشیند، اگر چه اخمالوست! و یقین دارم که حکمتی دارد که جواب امروزم را از دست ایشان بگیرم، نیت می‌کنم و راه می‌پرسم. پاسخ، مثل همیشه راهگشاست ... به سر جام جم آنگه نظر توانی کرد که خاک میکده کحل بصر توانی کرد مباش بی می و مطرب که زیر طاق...

نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم همه بر سر زبانند و تو در میان جانی ...

خلیج فارس

از آنجا که مدت‌هاست بنده هیچ احساسی نسبت به هیچ‌چیزی ندارم و چون حس ناسیونالیستی نیز از این قاعده مستثنی نیست و با توجه به اینکه بنده مدتی است که در بروزآوری مطالب این صفحه کوتاهی کرده‌ام و همچنین در این مدت به کلیه امور دنیوی و اخروی پشت پا زده، به امر خطیر بنایی...

حضرت حافظ! بگو چه کنم؟

همراه چند تن از دوستان نشسته بودیم و دل می‌باختیم به غزلیات حضرت حافظ. یاد خاطره‌ای زنده شد که هنوز به تکرارش دل‌شادم. تقریباً دو سال پیش، زمانی که در خدمت شریف سربازی، دوره آموزشی را می‌گذراندم، صبح جمعه روزی، یکی از دوستان بسیار عزیز و دوست‌داشتنی، با من تماس گرفت و...

شرمنده همه دوستان

آقا جان! ما یک غلطی فرمودیم میزبانی سایتمان را دادیم دست یک پدر آمرزیده‌ای به نام 50free.com خداوند خیرشان دهاد در این ماه مبارک چرا که این یک سال جدا به بنده حال دادند ولی این یکی دو ماه دهنمان به صافی گرایید از بس که سرور حضرات down بود. بگذریم! فرصتی دست داد که...

تب نوشت

و گاه فکر می‌کنم که همگی می‌ترسیم ... می‌ترسیم که مبادا دیگران بپندارند که مرده‌ایم. می‌ترسیم که مبادا دیگر سایه‌ای از خیال ما نیز از ذهنشان عبور نکند. می‌ترسیم که مبادا دیگر کسی به کمک ما نیازمند نباشد. می‌ترسیم از آنکه ... نتوانیم به دیگران ثابت کنیم که زنده‌ایم ......