روزنوشت‌های لیشام

پنجمین آمپول

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی... (احساس کنید جانتان دارد در می‌آید، دهان خود را تا حد امکان باز کرده، ماهیچه‌های گردن را منقبض کرده، چشمان‌تان را گرد و قلمبه نموده، سپس از انتهای حلق، صوت مذکور را چنان که شایسته است ادا نمایید) «اوف... این پنجمیش بود،...

آقای سونی

از وقتی نوشته استاد گرانقدر نوید غفارزادگان را در وبلاگ معظمشان خواندم، یک عدد کک به تنبانمان افتاد که از اصطلاح "آقای . . ." استفاده کنیم و مطلبی بنویسیم بلکه روحمان سرشار از شادی و وجودمان خالی از رخوت ننوشتن شود: یکم آنکه ـ توی دنیا یک آقا بیشتر نداریم، آن هم آقای...

آیت الله حاج خدایار جیرودی (مد ظله عالی)

از آنجا که تعدادی چند از حلیون عاقل و بالغ نسبت به عضویت در گروه Helli 75 در سایت معظم orkut.com دچار شک گشته و سؤالاتی مربوط و نامربوط پرسیده‌اند، لذا طی استفتانامه‌ای از دفتر آیت ا... حاج خدایار جیرودی (مد ظله علی کل رئوس الهفتاد و پنجیون) جوابیه‌ای دریافت گردیده که...

نوشتم که نوشته باشم

از آنجا که مدتی است سال جدید از آغاز گذشته و به انجام خویش نزدیک می‌شود و همچنان که تا به امروز دیدید در یادداشت‌های روزانه‌مان تغییری رخ نداده، چاره بر آن دیدیم جهت اطمینان خاطر دوستان از تداوم حیات در کالبد حقیر، با بیان مطالبی چند در باب برخی موضوعات، حضور عزیزانی...

سال نو مبارک

دوستان عزیز سالی سرشار از نیکی و خوبی برای شما و خانواده محترمتان آرزو دارم.

کلاه عزیزم برگرد …

  کلاه عزیزم! برگرد! قول می‌دهم مواظبت باشم که دیگر گم نشوی! اصلاً تقصیر آن راننده تاکسی بود که حواسم را پرت کرد. تو هدیه تولدم بودی و نباید این قدر با من بی وفایی کنی. وقتی تو را گم کردم، رفتم و از مامان به خاطر اینکه زحمت چند روزه‌اش را تالاپّی به باد دادم عذر...