انتخاب صفحه

فتنه می‌بارد از این سقف مقرنس

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۵ | دسته‌بندی‌نشده | ۱۸ دیدگاه

در مجموع نسبت به آینده‌ی مسیری که ایران داره توش حرکت می‌کنه، به هیچ‌وجه خوش‌بین نیستم. گمانم بر اینه که ایران طی چند سال آینده، درگیر چالش‌هایی بشه که اول خودش و بعد دنیا رو تحت تأثیر قرار بده. حداقل در بدو قضیه، این تأثیرها و چالش‌ها، چیزهای خوبی نیستن و بیش‌ترین ضرر رو متوجه آدم‌هایی از جنس ما می‌کنن. نمی‌تونم براش دلایل محکمی بیارم و اگه بخوام استدلال هم کنم، با توجه به غیرمنطقی بودن سیستم در وضعیت و دولت فعلی، باز به اما و اگرهای زیادی می‌رسیم که بی‌جواب می‌مونن؛ مضاف بر این که نه از سیاست و فرهنگ سر در می‌آرم و نه از اقتصاد و اجتماع.

چیزی که باعث شده چنین احساسی در من تقویت بشه، هم‌خوانی اتفاق‌ها و وقایع دنیاست با نکاتی که طی چند سال اخیر در کلاس‌هام شنیدم. چند سالی هست که با بعضی موضوعات آشنا شدم که شاید اسم‌شون رو بشه گذاشت علوم غریبه. اصراری به این عنوان ندارم؛ هر چی که شما دوست دارین، اسمش رو بذارین ولی به هر صورت، به دلایلی برای من، محترم هستن. این که چی شد یکی مثل من که تا قبل از این، هیچ مناسبتی با این مباحث نداشت، پی چنین مسایلی رفت، بماند؛ شاید فرصتی دست داد که بخشی از اون رو بگم ولی چیزی که هست اینه که نکاتی که توی این کلاس‌ها، به مرور برای من طرح شده بود، با توجه به اتفاق‌ها و وقایع این چند سال، الان داره مثل تکه‌های یک پازل کنار هم می‌شینه و تصویری می‌سازه که به نظرم اصلا و ابدا خوش‌آیند، نیست…

خلاصه این که به نظرم، سال‌های خوبی رو پیش رو نداریم…

خدا به خیر کنه…

تذکر: از اون جایی که اغلب دوستان می‌دونن که حقیر اهل بست نشستن و عزا گرفتن نیستم، اطمینان می‌دم که بنده همون شیوه‌ای رو در مقابله با این اوضاع پیش می‌گیرم که ادامه‌ی مصرع قید شده در عنوان این پست توصیه کرده P:

۱۸ دیدگاه

  1. خدایار

    آی خانوم کجا کجا؟

    لیشام: دوستت دارم به خدااااا D:

    پاسخ
  2. کیوان

    در راستای اون کامنتت به عرض می‌رسانیم که ای بابا منظور ما دقیقاً این بود که فقط اون ساعات خوش‌گذرانی تنها ساعات غیراتلافی بودن. بقیه‌اش که مشغول خوندن برای آخرین میان ترم‌های لیسانسم بودم رو گذاشته بودم به حساب اتلاف وقت. تو یه جبهه‌ایم برادر…

    لیشام: برادر بی‌قراره، برادر نوجوونه، برادر شعله‌واره، برادر غرق خونه، برادر کاکلش آتش‌فشونه… کیوان عزیز! ممنون از این که انگشت رنجیده کردین و جوابیه‌تون رو مجدد در سایت حقیر تکرار فرمودین. ضمن حمایت قاطعانه و همه جانبه از مواضع مشترک طرفین، اعلام می‌داریم که ما نیز همواره پایه‌ی هر گونه الواتی بوده، دوام شادمانی آن بزرگ‌وار را از درگاه حضرت حق، مسألت داریم… شرمنده‌ایم که در جواب به جوابیه حضرت‌عالی در سایت مربوطه، جواب‌مان نیامد که این همه به زحمت نیز نیفتید ,)

    پاسخ
  3. یگانه

    نه ره پیدا نه چشم ره گشایی ـ نه سوسوی چراغ آشنایی، گریزی بایدم از دام این شب ـ نه پا ای دل نه اسب بادپایی، هیچ حس خوبی نیست. بعضیا می‌گن “سخت نگیر درست می‌شه!” اما بی‌خیال همه چیز شدن و گذشتن….. زندگی؟؟؟

    لیشام: گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع ـ سخت می‌گیرد جهان بر مردمان سخت کوش… لذا بنده هم طرف‌دار روی‌کرد “سخت نگیر” هستم، اما این که “همه چی درست می‌شه” راحت نیست گفتنش، البته اگه نشد هم نشد P:

    پاسخ
  4. کاوه

    به کجاش بیاویزم قبای ژنده… ای بابا! یه تیکه کرباس که این حرفا رو نداره!

    پاسخ
  5. کیانوش

    اختلاف نـظر هـم در چـگونگی حــرکت بود 😉

    پاسخ
  6. کیانوش

    در حالی که یه جورایی نـظرات جناب فـرزام رو تـأیید می‌کـنم از نـوشتن هـرگونه کامنت بــودار مـعذورم. امـا لیشام جـان.. مـادر ِ من.. برادر مـن (تـرجیحـن) فــکر نـکردن به یـک مـوضوع یا مـشکل از حـقیقت وجـودی‌اش چیزی کـم نـمی‌کـنه که عـزیز دل بـرادر… نـسل جـوان ایران مجـبوره که بالاخـره حـرکـتی بـکنه!! از تـو حـرکت، از خـدا بــرکـت

    لیشام: کیانوش جان! اگه یادتون باشه، یه سال پیش گپ مفصلی با هم زدیم. گمون نمی‌کنم نیاز به تکرار باشه. عرض بنده هم اون موقع همین فرمایش حضرت‌عالی بود که از بی‌حرکتی به جایی نمی‌رسیم، ولی خوب! روی‌کردهای کاملاً متفاوتی داریم…

    پاسخ
  7. Darya

    salam.. Dear Lisham whats the other part? Calm down dear, there are too many fu..ing countries which are taking benefit of Iran which never let something happen to it… at least not meanwhile they are living at irans resources… take care.

    لیشام: عرض کرده بودم که بلد نیستم تحلیل کنم ولی با وجود این چیزی که شما فرمودین که خیلی از کشورها به خاطر منافع‌شون هم که شده نمی‌ذارن اتفاقی واسه ایران بیفته، باز هم خوش‌بین نیستم. تأکید می‌کنم که سیستم فعلی خیلی غیرمنطقی‌تر از این حرفاست که بشه تحلیل کرد. خود این‌ها هم برخلاف چیزی که می‌گن بدشون نمی‌آد اوضاع بهم بریزه…

    پاسخ
  8. فرزام

    ما که نفهمیدیم داستان موج چیه؟! حالا اگه دوست داشتی ما رو ارشاد کن اگه هم نه بی‌خیال خودم خودمو ارشاد می‌کنم، هدایت هم می‌کنم!

    لیشام: آخه ما کی باشیم که سروری چون شما رو ارشاد و هدایت کنیم! شما خودتون عینیت ارشاد و هدایتی فرزام جان! این قضیه‌ی موج نده هم مربوط به یه جک بی‌مزه، در عین حال کاربردی بود که یه جایی تو جهنم ملت رو تا گردن توی پی پی فرو کرده بودن و گاه و بی گاه کامنت می‌دادن که: آقا موج نده… خود جکش رو کامل یادم نیست.

    پاسخ
  9. Javadagha

    با توجه به تغییرات جهانی در ۳۰ سال اخیر مسیر حرکت کشورهای جهان در حال تکمیل شدن است. ایجاد حاکمیت‌های مشابه ما و تحویل آنها طی این دوره دال بر تغییرات ما در آینده نزدیک است. این تغییرات همسو با تحولات جهانی است و ظاهراً ایجاد بن‌بست‌ها در کشورها توجیه کننده ملت‌ها برای قبول عینی واقعیات توسط آن‌هاست. آیا هیچ حرکت اساسی که با منافع رهبران واقعی جهان منافات داشته است می‌توانید به خاطر بیاورید؟ گاهی این وضع‌حمل‌ها متاسفانه با زیان‌های بزرگی برای مردم خصوصا در کشورهای عقب افتاده همراه است. امیدوار باشیم که این راه حل در کشور ما از طریق تهاجم نباشد.

    پاسخ
  10. علی بی همتا

    لیشام جان منم چند وقته عمیقا دچار افسردگی شدم و دلیلش اینه که دیگه کاملا متقاعد شدم افرادی با تفکرات و انتظارات ما، تنها بخش بسیار بسیار کوچکی از جامعه‌ی کنونی ایران رو تشکیل می‌دن. بحث خودستایی نیست اما با حرف خدایار موافقم: “[اکثریت] مردم ما لیاقت همین حکومت رو دارن”. متاسفانه گاهی اوقات فکر می‌کنم تو این مملکت کاملا غریبم. تلویزیون و روزنامه‌ها مملو از دروغ (از نوع شاخ‌دار) هستن و در این میان ما که یواش یواش به دهه‌ی سوم زندگی نزدیک می‌شیم مصداق بارز اون آهنگ شادمهر عقیلی هستیم که می‌گه: می‌خوام برم پا ندارم می‌خوام نرم جا ندارم! متاسفانه حقیقت داره که تنش، تحریم و حتی جنگ کوچک‌ترین احساس نگرانی رو در بخش عظیمی از هم‌وطنای ما ایجاد نمی‌کنه چون اون‌قدر وضع فعلی‌شون اسفناکه که مطمئنن از این بدتر نمی‌شه. راستی عزا رو با “ز” می‌نویسن (,

    لیشام: ممنون از تذکرت علی جان! درستش کردم… قبلاها همین احساس افسردگی که می‌گی توی من هم موج می‌زد ولی چند سالی هست که خیلی به‌ترم. ترجیح می‌دم زیاد راجع بهش حرف نزنم و سعی می‌کنم که فکر هم نکنم…

    پاسخ
  11. مژده

    خیلی بعیده که اوضاع آروم بمونه :((

    لیشام: همین نظر رو دارم…

    پاسخ
  12. مژده

    واقعا آدم از کار مردم سر در نمی‌آره چقدر آدم‌ها که رفتن به احمدی‌نژاد رای دادن یا دست کم ازش یه جورایی دفاع کردن و حالا با تمام نیرو در کار جوک ساختن و مسخره کردنش هستند!

    لیشام: سخت نگیرین مژده‌ی عزیز! اصولاً سیستم دنیا هویجوریه 😐

    پاسخ
  13. خدایار

    مثلا افرادی که به این یارو رای دادن، هر گندی هم که می‌زنه بازم از رو نمی‌رن، مثلا من دیدم کسی رو که بی‌سواد هم نیست ولی این سیاست‌های گوساله‌وار اقتصادی اینا رو می‌بینه ولی همه سعی‌اش رو می‌کنه که یه جوری توجیه پیدا کنه براشون. البته کلاً خیلی بدتر از دوره‌ی خاتمی نیست فقط ادبیات شیره‌مالی تغییر کرده.

    پاسخ
  14. خدایار

    راست می‌گه فرزام. کلاً هر ملتی یه جورایی لایق اون حکومتیه که داره. اتفاق خاصی هم نمی‌افته که خیلی از این اوضاع بدتر باشه.

    لیشام: بنده یاد دو نکته افتادم. یکم: إن الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم. دوم: نکته‌ای از حضرت علی بدین مضمون هست که ملت یک قوم به حکام‌شون بیش‌تر شبیه‌اند تا پدران‌شون… به دوستان عزیز برنخوره ولی سرانگشتی هم حساب کنین ظاهراً میانگین نظر ملت فعلی ایران، می‌شه احمدی‌نژاد و متعلقینش، مبارک‌مان باشد…

    پاسخ
  15. فرزام

    اول” که طبع” وقتی ملتی مثل ما نشستن که ببینن دنیا و مافی‌ها چی براشون مقدر می‌کنه و خودشون رو در هیچ‌چی سهیم نمی‌دونن، مسلمه که اگه هیچ‌کس هم بهشون کاری نداشته باشه نهایت” آخر و عاقبت خوشی ندارن. در این که شکی نیست؟ ثانی” همون قسمت اول” به نظر من کافیه واسه این که اتفاقای بدی پیش بیاد اما نه از اونی که خیلی وقته شما پیش‌بینی می‌کنی!! این اوضاع احوال ملت اگه همین‌طوری بمونه حکایت مردابه … لازم نیست کسی توش … کنه. خودش به اندازه کافی خود به خود … می‌شه!! (منو که می‌شناسی به قدر کفایت! خودت زحمت سه نقطه‌ها رو بکش لطف”)

    لیشام: این مکتوبات حضرت‌عالی رو که خوندم نمی‌دونم چرا ناخواسته بر زبانم جاری شد: آقا! موج نده…

    پاسخ
  16. ری‌را

    متاسفانه موافقم!… همین دیگه!… بیشتر هم نمیاد!… اصرار نکن لطفا!!!!

    لیشام: تو رو خخخخخخداااااا… التماااااااس می‌کنم، اصرااااار می‌نمایم، ما رو محروم نفرما… P: منظورتون همین بود دیگه؟

    پاسخ
  17. خدایار

    ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده‌ی غیب ـ نیست معلوم که در پرده‌ی اسرار چه کرد.

    لیشام: عرض بنده هم همین بود خدایار جان! فتنه می‌بارد از این سقف مقرنس برخیز ـ تا به می‌خانه پناه از همه آفات بریم D:

    پاسخ
  18. نوید

    آقا بالاخره تکلیف ما چی شد!… تو کواکب چی گفتن در باره ما؟؟؟… من تحملش رو دارم 🙂

    لیشام: هیچ نگران نباش عزیزم! “طالعت هست بلند…” [به سبک شهر قصه بخون ,)]

    پاسخ

دیدگاهی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *