انتخاب صفحه

انا لیمو

۳ بهمن ۱۳۸۸ | تن درستی, شادمانه, شکم سرایی | ۷ دیدگاه

این که قدما موکداً اخلاف‌شان را به خوردن طعام نیکو و نوشیدن شراب گوارا رهنمون می‌شدند قطعا بی‌حکمتی نبوده و امروز روز می‌بینیم که حکما و طبیبان مکتب دیده و فرنگ رفته انگار که از اصل دور مانده باشند، کمابیش روزگار وصل خویش می‌جویند و در نسخه پیچی، ره اسلاف می‌سپرند.

حسب ظاهر معتقد بوده‌اند که آن‌چه در تکامل و تعالی روح و رشد معنویت و دوری از تباهی آدمی بسیار مؤثر است، همین اطعمه و اشربه‌ی نیکو است. اگر دقت کافی و وافی در کسب خوراک از رزق حلال نشود، اصل نیکویی آن ساقط است و گیرم که رزق حلال در کار آمد، اگر درست و به‌جا و به‌اندازه و تازه و سالم تهیه نگردد باز آن را فایدتی نیست.

غذای سالم است که روح و بدن آدمی را توان می‌بخشد تا مراتب و مقامات دنیوی و مهم‌تر از آن معنوی را یکی پس از دیگری با سربلندی طی نماید و به ضرس قاطع عرض می‌کنم که تمامی مدارج عرفانی و روحانی که بزرگان، حکما و عرفای سرزمین‌مان بدان نایل شده‌اند ریشه و خاستگاهی جز همین شکم‌چرانی درست نداشته است.

در تنها دو نسخه‌ی باقی‌مانده‌ی یکی از کتب عهد قدیم [۱] که در باب مقامات و مراتب معنوی نگاشته شده، شواهد و قراینی با صرف زمان بسیار رمزگشایی گشته که نشان می‌دهد عارف عالی قدر پشکول بن چاقول و چند تن دیگر از عرفای بزرگ‌وار ـ که ذکر نام‌شان جایز نیست ـ پیش از آن که مقامات عالیه‌ی عرفانی ـ ایرانی را درک حضور کنند، مقامات دیگری را از طریق سلوک در امور طعامی و شرابی نیز طی نموده‌اند که حسب ظاهر با توجه به سایر نکات ظریفه‌ی موجود می‌توان گفت که بدون درک این مقامات، نایل شدن به آن مراتب و مقامات قطعا میسر نبوده و نخواهد بود.

جهت تنویر افکار دوستان و این که از این حقیر سراپا تقصیر باقیات صالحاتی هر چند ناچیز برجای بماند، در ذیل به ذکر چند مورد از این مقامات به طور خلاصه می‌پردازم. امید آن که حلقه‌ی رفقا و جماعت بشر را فایدتی کند و از قبل دعای ایشان سیئات حقیر به حسنات بدل گردد، ان شاء الله.

حال و مقام «انا لیمو» [۲]

بین علما اختلاف است ولی به نقل آمده که یک روز پیش از آن که همان عارفی که نامش رفت به جرم کفر و شرک به دار مجازات آویخته گردد، این ذکر از زبانش نمی‌افتاد تا آن که از این مقام در گذشت و به آن مقام اعلا رسید. برای رسیدن به این حال و استمرار بر آن تا رسیدن به مقام، لازم است سالک در کنار سفره‌ای بنشیند آراسته به اقلام ذیل و با تمرکز به لیمو ـ که ذکرش خواهد رفت ـ مدیتیشن نماید.

ـ قرمه‌سبزی پخته شده با گوشت گوسفندی و مقداری دنبه، روغن کرمانشاهی و سبزی خورشتی تازه و معطر، حاوی لیموی فراوان غوطه‌ور شده. اگر یک عدد میخ طویله هم همراه با پختن خورشت در دیگ باشد بهتر است.

ـ پلو با برنج دم سیاه آستانه، پخته شده به صورت کته در ظرف مسی یا رویی مؤکدا روی ذغال لیمو ـ که کمی هم بوی دود گرفته باشد ـ و تزیین شده به برنج زعفرانی.

ـ ماهی شور که در کاسه‌ای همراه با پخته شدن و دم کشیدن برنج روی آن قرار داده شده است.

ـ سیر حبه‌ی غیرفراوری شده.

ـ پیاز سفید تازه.

ـ ماست پرچرب گوسفندی یا گاوی. موسیر هم داشته باشد، مدیتیشن را تقویت می‌کند.

ـ زیتون پرورده.

ـ اشپل ماهی. گاهی همین مورد به تنهایی احوال و مقاماتی را بر سالک مترتب می‌سازد که نگو.

ـ کمی گردو.

ـ دوغ گوسفندی همراه با نعناع خشک فراوان و یخ شناور در پارچ شیشه‌ای.

حال و مقام «انا پاچه» [۳]

حالی بوده که برخی از علما نافرم بدان گرفتار بوده‌اند و تا مدت‌ها به دلایلی در آن گیر کرده بودند و نتوانستند مقامات دیگر را درک کنند. به دلیل بیش از حد قوی بودن مدیتیشن مربوطه توصیه شده که حداکثر دو هفته یک‌بار انجام شود. انجام بیش از این مقدار باعث فراخی مفرط اعضا و جوارح گردیده و علاوه بر این که سالک را از کار و زندگی می‌اندازد فقر ظاهر نیز همراه می‌آورد. فربهی شکم، آروق‌های خانمان برانداز و افتادگی پلک‌های فوقانی تا یک هفته پس از مدیت، از عوارض جانبی این مدیتیشن است. سفره‌ی مدیتیشن باید آراسته باشد به موارد ذیل:

ـ یک دست کله پاچه‌ی کامل به اضافه‌ی دو عدد پاچه‌ی اضافه. سالکان محترم دقت فرمایند که در هر دو نوبت مدیتیشن جایز هستند که فقط یک پاچه و تا سقف شش پاچه اضافه کنند. در صورت لزوم می‌توانند اجزای دیگر را به ازای پاچه به ترتیب ذیل جایگزین نمایند:

ـ یک بناگوش: یک پاچه

ـ دو چشم: یک پاچه

ـ یک مغز: دو پاچه

ـ زبان: جایگزین پاچه‌ای ندارد.

ـ یک کاسه آب ساده یا با مغز.

ـ نان سنگک تازه با کنجد فراوان.

ـ نارنج تازه فراوان یا لیموی فراوان.

ـ پیاز سفید تازه.

ـ چای لاهیجان تازه دم و در دسترس و فراوان.

ـ قلیان خوانسار بعد از صرف کامل و انجام خلال دندان با انگشت کوچک دست راست مؤکدا توصیه شده ولی به دلیل قوانین جدید نیروی انتظامی صرف نشود هم طوری نیست، پیپ و سیگار جایگزین خوبی نیستند ولی خوب! کاریش هم نمی‌شود کرد.

ـ عدم صرف غذا در کل آن روزی که مدیت فوق انجام می‌شود خیلی توصیه شده است به خصوص صرف آب فراوان یک و نیم ساعت بعد از مدیت به این صورت که یک پارچ شیشه‌ای حاوی یخ به هر شکل که باشد. پیش از ریختن آب در لیوان و صرف آن لازم است حداقل 30 ثانیه روی صدای برخورد یخ با پارچ مدیت شود.

حال و مقام «انا ماهی»

گفته‌اند که فلان بن فلانی هر از چند گاهی در شبان ماه‌تابی عربده کشان و جامه‌دران از مقام خود بیرون می‌جهیده و شلنگ تخته زنان ذکر فوق می‌گفته. اغلب مریدان به اشتباه فکر می‌کردند که ایشان حضرت ماه را خطاب قرار می‌داده و بر ایشان مدیتیشن می‌کرده. آن‌ها نیز به تأسی از مرید خود چنین می‌کردند ولی بعد از سالیان سال هیچ اتفاقی نمی‌افتاده و حالی دست نمی‌داده تا آن که یکی از یاران حسب اتفاق در یکی از همان شب‌های خفن مهتابی، نعلش (منظورم یکی از نعلین است) به کیسه زباله‌ی کنار خانه‌ی فلان خان گیر می‌کند؛ کیسه دریده می‌گردد و استخوان‌های ماهی بیرون می‌ریزد و راز مگوی ایشان آشکار می‌گردد. از آن به بعد سالکان بسیاری از این راه به درجات بالاتر نایل شدند. برای رسیدن به این مقام لازم است سالک بر سفره‌ای بنشیند که به اجزای ذیل آراسته باشد:

ـ ماهی سفید دریای شمال، سرخ شده در روغن حیوانی کرمانشاهی یا به صورت شکم‌پر، پیچیده در برگ کاهو و طبخ شده در زیر ذغال و خاکستر لیمو یا ماهی کفال شمال سرخ شده به همان نحو یا ماهی اوزون برون تازه آب نارنج یا لیمو خورده و کباب شده با سیخی که از ترکه‌ی آلبالو یا انجیر است روی ذغال لیمو یا ماهی شیر جنوب کباب شده به همان نحو یا ماهی شوریده‌ی جنوب سرخ شده با روغن حیوانی کرمانشاهی یا هر نوع ماهی دیگری که قابل خوردن است به هر نحوی از انحا که خوش‌مزه‌اش کند.

ـ سبزی پلو با برنج دم سیاه آستانه، پخته شده به صورت کته ـ کته بودن سبزی پلو چالشی است که دیده شده برخی از سالکان سرافراز از عهده‌ی آن برآمده‌اند ـ در ظرف مسی یا رویی مؤکدا روی ذغال لیمو ـ که کمی هم بوی دود گرفته باشد ـ و تزیین شده به برنج زعفرانی.

ـ سبزی تازه‌ی فراوان به خصوص همراه با جعفری و ریحان.

ـ اصولا آب خالی همراه با غذا توصیه می‌شود و لاغیر اما گاهی ماء الشعیر لیمویی هم نافرم جواب می‌دهد.

ـ کلا خوردن سیر حبه‌ی تازه توصیه شده است.

ـ مطلقا ماست توصیه نمی‌شود. دیده شده سالکان ناپرهیزی کردند و خفیفا مردند.

ـ همچنین است از آداب مدیتیشن مربوط به این مقام که استفاده از هر نوع قاشق و چنگال و کارد و چاقو و امثالهم ممنوع است و باید با دست خورده شود در غیر این صورت، همه‌ی نتایج مدیتیشن زایل می‌گردد و سالک بی‌بهره می‌ماند.

توضیحات و پی‌نوشت‌ها

[۱] یک از نسخ دست بنده است و دیگر دست خدایار خان جیرودی.

[۲] بنده سال‌ها ناخواسته در این مقام بودم و خبر نداشتم که نامش چیست و از کجا آمده تا این که خدایار بین محمد جیرودی (دامه توفیقاته) حقیر را از جهالت برهانید.

[۳] واقعیت آن است که تا همین دو سه سال پیش مطلقا به کتمان نمی‌رفت که این مقام را درک کنیم 🙂

پ.ن. به توسعه‌ی این بحث کمک کنید 🙂

۷ دیدگاه

  1. راه میانبر

    با توپ پر اومده بودم بگم یک چیزی بنویس. یکدفعه دیدم سه تا مطلب در وبلاگ هست که اصلا ندیدم. خلاصه به خیر گذشت! مقام کله پاچه، به ویژه اگر در کله پاچه ای نزدیک علم و صنعت باشه، مقامی است عظیم.

    پاسخ
  2. j.p

    بابا بی خیال همون شینسل دانشگاه خوبه
    “انا پاچه” و “انا ماهی” هم گرونه هم استهلاکش زیاده ممکنه سنکوب کنم ممکنه فیوزا بپره اون وقت دیگه ….
    علی ای حال ما در جوار دوستان از این سفره ها استقبال کرده و تا سر حد مرگ خواهان پیمودن راه سلوک و وصال به یار می باشیم.
    زت زیاد

    پاسخ
  3. حامد پیمان خواه

    اسلام علیک بر لیشام شهبازیان و اسلاف و یاران اش

    این حقیر همانطور که از وجناتش پیداست در عالم خوراکیجات به قدر کمیت اگرچه بعضا کیفیتی نداشته اما بس شکمچرانی ها کرده!!
    گفتیم از این بابت سپاس شکمی امان به روح بلند عالی نثار کنیم و از این باب کامنی شکمی در کنیم:

    – سیرابی با آب قلم و مزه دارشده با آب سیر ترشی
    – مرغ سوخاری ده در پیت ۱۷ کیلویی که عصاره اش توی یقلاوی زیرین پر از سیر و پیاز و سیب زمینی و هویج و سیب زمینی ریخته شده باشد. در این خصوص حتما ادویه کاری مرغ هم بایستی استفاده شده باشد (یادش به خیر ساحل زاغمرز)
    – ماهی شکم پر پیچیده شده لای برگ کاهو و طبخ شده در زیر خاک و با استفاده از سنگ داغ
    – سیب زمین و مرغ کلوخی(در این مدل یک اجاق با استفاده از کلوخ درست کرده این مواد داخل اجاق خوب گرم شده قرار دهید و خاک را بر سرش خراب کنید)
    – تخم مرغ پخته شده داخل پیاز بزرگ و طبخ شده کنار آتش یا روی ذغال
    – نیمروی داخل خاکستر (ثبت پتنت شکمی از اینجانب)
    – سیر، برگ سیر، موسیر، پودر سیر، ترشی سیر، گل سیر، سیر کوهی، ته دیگ سیر (روی سیب زمینی ته قابلمه قرار دهید و برنج و دم کنید و حالشو ببرید) و سیر داغ را دریابید که معجزه می کند.
    – خشک شده پوره لیموی آبگیری شده و آویشن را به عنوان یک طعم دهنده فراموش نکنید.

    زیاده جسارت شد
    حامد

    پاسخ
  4. آیلر

    انا آش دوغ
    آورده اند که شیخی از اکابر طوس که تمام عمر به غفلت گذرانیدی، روزی بر حسب اتفاق گذارش بر بزم جمعی از اهالی آذربایجان افتادی. نقل است که شیخ تا چشمش به سفره طعام بیفتاد ناخودآگاه به حال مدیت فرو برفت، چندانکه چون از آن حال فارغ بشد، عارفی کامل گشته بود، تمامی مدارج عرفان را به ساعتی طی کرده!
    این قصه دهان به دهان در بلاد همی گشت و همواره نقل محافل بودی و بر هیچ کس دیگری چندان اثر نکردی که بر شیخ، چرا که کس آگاه نبودی که آش باید سرد باشد تا آن اثر کند. تا اینکه خبر به گوش یکی از ملتزمان رسید که در بزم آش دوغی شاهد سلوک معنوی شیخ بودی. ملتزم هنگام مرگ آن راز سر به مهر بر تنها فرزند خود بگشود و این راز در گذر قرون سینه به سینه همی نقل گشت تا اینکه میرزا اشترخان دوغایی از نوادگان ملتزم در حاشیه یکی از کتاب های خود آن را برملا نمود.

    پاسخ
  5. گلشن

    انا دیزی

    انا شکلات

    انا قرمه سبزی

    انا قیمه

    و مهم تر از همه : انا ته چین

    این آخری مقامی است فوق مقامات، که با وجد بسیار همراه بود و سالک در صورتیکه به این مقام نائل شئد، بهشت را مجسم بر سر راه خود ببیند.

    پاسخ
  6. کاوه

    سکوت ما از زبان سکته زده و قار و قور معروف خصور است و اگز کلام ما در محضر استاد پذیرفته آید، مثنوی ذیل به جنابش تقدیم میگردد:

    انا دیزی

    فارت فارتک میزند از پس برون
    نفحه های آبگوشت اندرون
    از جنون چربیش بر روی آب
    نان سنگگ پاره گردد چون حباب
    می بکوبم متن دیزی با هونگ
    میشوم از بوی لیمو شنگ و منگ
    میشود شـُـل پای من از عطر وی
    میخورد قـُـل میل وی از بطن می
    می زنم دستار و دست و پا و کیف
    می چلانم لـُـپ و چشمان حریف
    می شکانم فرق گلگون پیاز
    می کشم از چشم مستش نیز و ناز
    مزمزه در زیر لب می آیدم
    از لب ترشی شکر می آیدم
    من نه من کاکنون مقام دیزی ام
    امتداد سفره، نقش هیزی ام
    آفتاب دوغ بین، آغوش یخ
    دنگ و دنگش همچو رقص روی یخ
    دیگرم تاب و توان راه نیست
    هیچ راهی بهتر از لاحاف نیست
    میروم در عمق لاحافم چنان
    پنجره را میگشایم این چنان
    بادها اکنون مرا هم برده اند
    خوابها هوش از سرم بربوده اند
    طعم مستی جان من در دیزی است
    رمز لیته کلهم در زیری است
    رو بزن دیزی، تو هم روشن شوی
    ساعتی بعدش ز بو گلشن شوی
    بهر بالاتر شدن لیمو بیار
    تا زنی داد انا لیمو به کار
    این رقم ناقابل است ای پیر ما
    میرسد در سرکه ات هم سیر ما
    کاوه دارد آرزوی التفات
    در دعای دوستان خوش ملات

    پاسخ
  7. محسن مهری

    احتمالا هرکی تا به حال این متن رو خونده به گشنگی مفرط دچار شده و به دنباله راه علاج رفته- فعلن کامنت نذاشته!

    پاسخ

دیدگاهی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *