روزنوشت‌های لیشام

مال‌کنون

همیشه به فکر بوده‌ام از باب تفنن، چند روزی زندگی عشایری را تجربه کنم، زیر سیاه چادر بخوابم، شیر تازه بز و گوسفند بنوشم، الاغ سواری کنم و خلاصه آن که از نزدیک ببینم سیستم‌شان چه‌طوری‌هاست. به یمن طالع شنگولم، این چند روزی که غیبت داشتم، مشغول همین سیستم بودم. البته...

شنگولانه‌های شهریوری

همیشه دوست داشتم قدم زدن در بازار و دیدن جوش و خروش مردم را. بازار تهران که می‌رفتیم، ازدحام مردم، فریادهای مغازه‌داران، چانه‌زنی‌ها، بالا و پایین کردن اجناس، چرخ‌دستی‌های سرگردان و هزار نکته‌ی ریز و درشت این تصویر پرنقش، مرا مجذوب خود می‌کرد. جریان زندگی را احساس...

فقر آگاهی

این اصلا چیز عجیبی نیست اگر اکثریت جامعه، حتی بسیاری از طبقه‌ی دانشگاهیان و به اصطلاح تحصیل‌کردگان، جوامع غربی را، مفسد و بیمار بدانند. هر چه باشد، در نظام تبلیغی این مملکت، هر چه دیده و شنیده می‌شود، یا دلیل بر فساد فرهنگی و اخلاقی غربی‌هاست یا بر جنگ‌طلبی و...

اکیداً سیاه و سفیدم

اهل گیر دادن به این نیستم که چرا آفتابه‌های مسجد شاه، قرمز است؛ خودزنی هم نمی‌کنم که حالا مثلاً چون رییس‌جمهور ما فلانی است، پس خاک بر سرم. اصلاً گور بابای هر چه آفتابه و رییس‌جمهور! حرف من این است که آقا جان! می‌خواهم مثل عادی‌ترین آدم‌ها زندگی‌ام را داشته باشم؛ سیر...

فرزاد

توی عکاسی به هیچ وجه تجربه ندارم و به طور علمی نمی‌دونم که به چه عکسی می‌گن خوب؛ ولی از دیدن عکس خیلی لذت می‌برم. بارها شده که فقط خواستم یه لحظه به فلیکر سر بزنم ولی لاگین کردن همانا و ساعت‌های متمادی گشت و گذار بین عکس‌ها هم، همان... این باری که سعادت آشنایی با...

سد و بیست سال زنده باشید

این جمله را زیاد شنیده‌ایم ـ خاصه از زبان قدیمی‌ترها ـ که می‌گویند، ایشالا صد و بیست سال زنده باشی! جالب بوده برایم که بدانم این عدد صد و بیست و امثال آن از کجا می‌آیند. فی‌البداهه از ذهن گوینده می‌تراود یا پیشینه‌ای دارد. این موضوع را دوست عزیزم حسین اصغریان ـ که متن...