روزنوشت‌های لیشام

دور همی بچه‌های مدرسه

(برای دیدن عکس‌های بیشتر، روی عکس بالا کلیک کنید) عیب و نقص نسبی است؛ از همین، از هر نگاهی هم که ببینی، برنامه‌ای بی‌عیب و نقص نمی‌ماند. از بابت همه‌ی کمی‌ها و کاستی‌ها عذر می‌خواهم 🙂 و از همه‌ی عزیزانی که قدم رنجه کردند و تشریف آوردند، نیاوردند، امکان آوردن‌شان...

و گر تو زهر دهی، به که دیگری تریاک…

دی‌روز، رفته بودیم سه کندویی که قول‌اش را گرفته بودیم، بیاوریم که بالاخره نیش خوردیم 🙂 الحمد لله که نیش خوردیم. ترس‌مان ریخت. این قدر این سید علی خان حسینی روضه خوانده بود که اگر نیش بخورید اِل و بِل که نیش‌نخورده، کابوس می‌دیدیم که به یک چسِ نیش، ورقلمبیده بودیم و...

نیش‌زنون

مدت‌ها بود می‌خواستیم خِرِ این رفیق زنبوردارمان را بگیریم، ما را ببرد پشتِ بامِ موسسه و کندوهایش را نشان‌مان دهد تا کمی عکس بگیریم و با زنبورها از نزدیک خش و بش کنیم؛ امروز دست داد این فرصت بالاخره 🙂 کاری که باید انجام می‌شد این بود که به تک تک کندوها سر می‌زدیم و...

به غایت بی‌ربط

این‌قدر خسته هستم که نتوانم برای یک لحظه هم که شده مرور کنم بخشی از زندگی همین گه‌گیجه گرفتن‌ها و قاط‌زدن‌هایی است که اگر چه متعارف نیستند ـ قرار نبوده که باشند ـ ولی به همان مقداری که به پر و پای آدم می‌پیچند، هر چند اندک و بی‌گاه، تاب و توان زیستن را، آرامش یافتن را...

سرور بیسکوییت‌های دو عالم

پیش از این، یک حس خوش‌مزه را با شما به اشتراک گذاشته بودم :)حالا همان حس را تصویری به اشتراک می‌گذارم که بیش‌تر قند توی دل‌تان آب شود 🙂 یک ـ تعداد چهار عدد بیسکوییت ساقه طلایی را بیرون می‌آورید و خوب نگاه‌شان می‌کنید تا دهان‌تان حسابی آب بیافتد دو ـ هونگ و سایر ادوات...

سالی باشد، بی‌لامپ کم‌مصرف 🙂

کِرم‌مان گرفت این اول سالی، به رغم عادت مألوف که به عرضِ ادب و شادباش گویی سالِ نو و جشن نوروز خلاصه می‌شد؛ زیر آبِ لامپ کم‌مصرف را هم بزنیم 🙂 بله عزیزان درست خواندید: لامپ کم‌مصرف! الان ربطش را می‌گویم. دو سه سالی پیش حسب فرمایش والده‌ی محترم، من بابِ عمل به امرِ...