انتخاب صفحه

از هر دری سخنی

۲۲ شهریور ۱۳۸۴ | دسته‌بندی‌نشده | ۱۸ دیدگاه

بارهاست که پرسیده‌اند: لیشام یعنی چه؟ و بارهاست که پاسخ داده‌ام: لیشام اسم حقیر است مثل علی، جواد، فرزام، خدایار، اویس … اگر کلمه‌ی مذکور را همان‌گونه که نوشته می‌شود، تلفظ فرمایید و بنده هم در شعاع معقولی از شما واقع باشم، محتمل است که رویم را به سوی شما برگردانده، همراه با لبخندی ملوس بگویم: جانم؟

و بارهاست که گفته‌اند: نه!! منظورمون این بود که معنی لغویش چیه؟ و بارهاست که گفته‌ام: نمی‌دونم!! البته مگه می‌شه که یه اسمی هویجوری تالاپی از آسمون بیفته و بندازنش گل یه آدمی مثل من؟! قطعاً نمی‌شه. این اسم حتماً از یه جایی پیداش شده دیگه. یکی از جاهایی که می‌شه پیداش کرد، فرهنگ نام‌های ایرانیه و جای دیگه‌ای که اطلاعات بیشتری راجع به اون هست، رجال دوهزار ساله‌ی گیلانه. این کتاب ادعا کرده که بنده‌ای از بندگان خدا به نام امیر لیشام دیلمی، یکی از سلاطین سلسله‌ی دیالمه (دیلمیان) بوده، انتهای قرن سه و ابتدای قرن چهارم هجری. گویا که نیک مردی بوده‌اند! ما که ندیدیمش؛ ایشالا که این طور بوده! اگر هم که نبوده به ما مربوط نیست. ما سعی می‌کنیم خودمان نیک مردی دیگر باشیم D: یکی از دوستان که ابوی گرامی‌شون درس تاریخ می‌دهند در بلاد غیورپرور کردستان نقل کرده که در اشعار کهن کردی نیز این چنین کلمه‌ای به کار رفته و معنی سیلاب می‌ده ولی هنوز سند مکتوبی از این قضیه پیدا نکردم …

فعلاً مثل بچه‌های سه چار ساله ذوق دوربین تازه، ما رو تا دیروقت بیدار نگه می‌داره. مثل ندید بدیدها در حال عکس گرفتن هستیم از کلیه امور اعم از خلل و فرج صورت رفقا، امور مربوط و نامربوط روزمره، کشفیات زیرمیزیه و احیاناً رومیزیه، دخل و تصرفات مامانیه، فیگورهای سالم و مشروع ملت، مداخلات باتربیتی و قس علی هذا … اصلاً نمی‌دونید چه لذتی داره وقتی به هر چیزی که نگاه می‌کنید نیت‌تون این باشه که چه جوری می‌شه یه سوژه‌ی عکاسی ازش درآورد … بدیهی است که این تب و تاب هم به زودی می‌خوابه و دل کوچیک ما هوس یه بازی دیگه رو پیش می‌کشه … این یکی که به خیر گذشت. خدا کنه بازی بعدی به خیر بگذره …

اگه دوستان ـ به خصوص عزیزانی که از محضر حقیر فیض می‌برن D: ـ می‌بینن که کمی قاط زدم به بنده بدبین نشن. دارم داشا عوض می‌کنم!! احتمالاً دوران قاراش میشی رو پیش رو دارم. توکل می‌کنم به حضرت باری تعالی و بعدش هم … هر چه باد، باد …

۱۸ دیدگاه

  1. سارا

    بچه‌های سازمان چه مشکلی دارند یکی می‌شه توضیح بده

    لیشام: شوما خودت رو ناراحت نکن… هیچ مشکلی ندارن 🙂

    پاسخ
  2. پتک

    من حرفی از خواجه نصیر زدم داداش؟!

    پاسخ
  3. پتک

    برق ۷۵ یا ۷۶؟ یه هفتاد و ششی دیدم یه پنجی.

    پاسخ
  4. کاوه

    سلام خدایار ، چطوری؟ کم پیدا شدی. ببینیمت. 🙂

    پاسخ
  5. h

    test

    لیشام: من نمی‌فهمم تست کردن سایت من بدبخت فلک زده چه لذتی داره آخه!! اگه بفهمم کی بودی هر روز خودم یه بار میام تستت می‌کنم D:

    پاسخ
  6. خدایار

    کاوه جان سلام. خوبی؟ کاوه عزیز. لی در زبان عربی میشه برای من ولی در طبری یه چیز دیگه‌ست. کلاً ولش کن لیشام لیشامه دیگه |

    پاسخ
  7. کاوه

    خدایار جان – لی میشود برای من و لک میشود برای تو. پس این چیزها را برای خود فرد میخواهد. دیم از همه اینکه بالاخره ما باید داداشمونو یه جوری صداش کنیم دیگه…لیشام جان سلام!

    پاسخ
  8. rira

    آب دریا تلخ است … ولی گاهی چون شراب مرد افکن بود زورش!… مستی‌ای می‌دهد ناگفتنی!! حتی به بویش مست می‌شوی و به صدای خروشیدن امواجش! از تلخی‌اش بگذر به مستی‌اش بیاندیش!….. و اما … می‌دونم این کامنت به متن بالا هیچ ربطی نداره چپ چپ نیگا نکنن دوستان!!… ضمنا کیانوش عزیز آدم خواری شرایطی می‌طلبه که شما نداری!اونم تازه شاه!!!

    پاسخ
  9. کیانوش

    باور کـن اگه یه اسـم تـــــابـلو ! مـثل کـیـانـوش داشــتی، قـدر اسـمـهائی مـثل مـــریـم رو مـیدونـستـی :). . . . . . . بـعدش هـم یه عـمری بـما گـفتن بـچه پاشو بـیا مـیخواهیـم شـام بـخوریم !!! حالا جـناب خـدایار میـفرمایند که شـام یـعنی گرانپایه و حتی شاه !!! یـعنی مـا آدم خور بودیم اون زمان ؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ
  10. مریم

    ۱ـ من که از اسمهای خاص خوشم میآد. یکی از دلایلش هم اینه که همیشه توی کلاسها و جمع هایی که بودم و هستم حداقل ۲ـ۳ تا مریم وجود دارد. | ۲ـ دوربین جدید هم مبارک باشه. عکسهای خوبی باهاش انداختید.

    پاسخ
  11. خدایار

    لیشام از دو قسمت تشکیل شده لی و شام لی به معنی برای تو و تو را و شام به معنی بزرگوار و گرانپایه (=شاه ؟) منبع: فرهنگ لغات طبرستان جلد ۲

    پاسخ
  12. خدایار

    س

    لیشام: خدایار جان! مطمئن شدی سایتم کامنت می‌گیره؟!

    پاسخ
  13. کیانوش

    انگار صـفحه پـیام‌هات بـهم ریخـته!؟ الان که اینجا می‌نویسـم پــسـت قـبلـیت رو اون بالا نــشون مـی‌ده!

    لیشام: دوستان ببخشن ما رو، یه اشکال برنامه‌نویسی لپی وجود داشت، رفع شد. ممنون از تذکرتون

    پاسخ
  14. سعیده

    ok , ببخشید آقای شهبازیان!

    پاسخ
  15. سعیده

    سلام دوستان عزیز من می‌خواستم نظرتونو در موردGold Quest بدونم خیلی ممنون و متشکر می‌شم اگه کسی اطلاعات خاصی داره اعلام کنه ببخشید لیشام جان اگه این موضوع بی ربطی بود ولی خیلی لازم دارم که بدونم پیشاپیش از دوستان عزیزی که نظر می‌دن تشکر می‌کنم

    لیشام: سعیده خانم! باید عرض کنم خدمت‌تون که اگه شما سؤالی دارین بهتر بود که ای‌میل‌تون رو می‌ذاشتین تا هر کی می‌خواست جواب‌تون رو بده به شما میل بزنه. برای بنده ترجیح داره که این طور مباحث به این صورت طرح نشه خاصه این که تا به حال هم نوشته‌ای راجع به این قضیه نداشتم.

    پاسخ
  16. کیانوش

    شــــاعر فـرموده…..شـــب تـاریک و سـنـگسـتان و مـا مــسـت…. شـمام بـپٌـا دوربـن تـازه نـشـکنـه مادر !!

    پاسخ
  17. rira

    سلام…اولا جانتان بی بلا!…دوما نیک مردی هستید بس بی نظیر..برای سلطانی کاندید شوید حتما به شمارای خواهم داد!!..ثالثا سعی کنید از آن دوربین خوب نگهداری کنیدو اینهمه کار نکشید ازش!!البته از این بابت که خدای نکرده چشمتان ضعیف نشود!!دی:…..بعدشم…هیچی دیگه…موفق باشی!

    پاسخ
  18. صبا

    چه کلام آشنایی موج می زنددر این دیر…..
    چه هوایی
    چه عطری
    بوی بابونه و بهانه می‌آید…

    پاسخ

دیدگاهی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *